kultur

Cejna Cemaiyê: جشن گردهمایی و زیارت Lalîş

محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی – بررسی‌نشده. این ترجمه به‌طور خودکار توسط یک مدل زبانی محلی ایجاد شده و هنوز توسط کارشناسان انسانی تأیید نشده است. ارجاعات منابع و ادعاهای جزئی ممکن است خطا داشته باشند. لطفاً آن را به‌عنوان نسخهٔ در دست کار در نظر بگیرید. برای دیدن نسخهٔ تأییدشده به نسخهٔ اصلی آلمانی بروید.
fa۲٬۳۳۳ واژه⏱ حدود 11 دقیقه مطالعه📚 10 بخش🔖 ≥5 منبعکیفیت C · بررسی‌نشده

8 تأییدشده · ویکی‌مدیا کامنز · مجوز CC

🖼 تصاویر

Cejna Cemaiyê (کرمانجی Cejna Cemaiyê / Cejna Cemayê، «جشن گردهمایی» یا «جشن اجتماع»؛ در پژوهش‌ها همچنین Feast of the Assembly، فارسی‑عربی Jaẕn-â Jamāʿiya) مهم‌ترین جشن اجتماعی ایزدی‌ها است. این یک جشن زیارتی پاییزی و چندروزه در زیارتگاه مرکزی Lalîş در شهرستان Şêxan در شمال عراق است که در آن رهبری دینی، طوایف و هزاران زائر زن و مرد برای نوسازی سالانهٔ ایمان و اجتماع در مقدّس‌ترین مکان دین گرد می‌آیند. این جشن Şêx Adî ibn Musafir را گرامی می‌دارد و اجتماع پراکنده در کشورهای بسیار را در عبادت و جشن مشترک یکپارچه می‌سازد.

یادداشت دربارهٔ نگارش و طبقه‌بندی: در این درگاه از صورت کرمانجی‑لاتین Cejna Cemaiyê و نیز اصطلاحات ایزدی‌ها/Êzîdî بهره می‌بریم (نه «یزیدی»، مگر در نقل‌قول‌های مستقیم). فرشتهٔ مقدّس برتر Tawûsî Melek هرگز با «شیطان» یکی شمرده نمی‌شود, نگاه کنید به Tawûsî Melek. مهم: Cejna Cemaiyê یک جشن پاییزی است و نباید نه با سال نوی ایزدی Sersal / Çarşema Sor (نخستین چهارشنبهٔ آوریل، بهار) و نه با Newroz کردی اشتباه شود, اینها مناسبت‌هایی کاملاً مستقل با معنای دیگر و تاریخ دیگرند (نگاه کنید به Festkalender).


اهمیت به‌عنوان مهم‌ترین جشن اجتماعی

در حالی که دیگر جشن‌های اصلی سال ایزدی به‌گونه‌ای غیرمتمرکز، در خانواده‌ها و روستاها برگزار می‌شوند، Cejna Cemaiyê تنها جشن بزرگ گردهم‌آمدن است. این هنگامی است که سراسر اجتماع به مقدّس‌ترین مکان خود سرازیر می‌شود تا ایمان و یگانگی خویش را نو کند. برای مردمی که بارها و بارها پراکنده و آزرده شده‌اند، این گردهمایی سالانه تأییدی نیرومند بر بقا، هویت و دینداری است [Kreyenbroek 1995, ص ۱۵۲–۱۵۷؛ Açıkyıldız 2010, ص ۹۶–۱۰۰].

از منظر کلامی، این جشن در محور اجتماعی گاه‌شمار جشن‌های ایزدی جای می‌گیرد (نگاه کنید به Festkalender): آنجا که سال نو Sersal آفرینش و Cejna Êzî تجلّی الهی در جهان را جشن می‌گیرد، Cejna Cemaiyê نمایانگر گردهمایی اجتماع در مکانی است که پنداشته می‌شود موجودات مقدّس بر زمین حاضرند. در تصوّر ایزدی، در هنگام جشن خودِ موجودات مقدّس نیز در Lalîş گرد می‌آیند, گردهمایی زمینی مؤمنان بازتاب گردهمایی آسمانی است [Kreyenbroek/Rashow 2005, ص ۳۲–۴۰؛ Spät 2005, ص ۴۷–۵۲].


زمان

Cejna Cemaiyê یک جشن پاییزی هفت‌روزه است که در پژوهش‌ها به‌اتفاق در روزهای ششم تا سیزدهم ماه نهاده می‌شود (پاییزی، بنا بر تاریخ‌گذاری رایج ۶ تا ۱۳ اکتبر) [Açıkyıldız 2010, ص ۹۶؛ Encyclopaedia Iranica، «Jaẕn-â Jamāʿiya»]. بخش اصلی مراسم در شش روز پرشورِ جشن درون این بازه فشرده می‌شود.

مانند همهٔ جشن‌های ایزدی، این زمان نیز از نظر تاریخی از الگوی یولیانی پیروی می‌کند که نسبت به گاه‌شمار گریگوری حدود ۱۳ روز جابه‌جا است, همان جابه‌جایی که جشن‌های کلیسای شرقی را از گاه‌شمار غربی جدا می‌سازد. از همین رو تاریخ‌گذاری باید همسو با گاه‌شمار جشن‌های ایزدی (نگاه کنید به Festkalender) و با شرح زیارتگاه (نگاه کنید به Lalîş) خوانده شود [Spät 2005, ص ۵۰؛ Omarkhali 2017, ص ۶۴–۶۸]. دیاسپورا روزافزون جشن را به نزدیک‌ترین آخر هفته می‌نهد.

اشتباه نگیرید: زمان پاییزیِ یادشده در اینجا تنها از آنِ Cejna Cemaiyê است. Sersal/Çarşema Sor در نخستین چهارشنبهٔ آوریل می‌افتد و جشنی بهاری است, این دو هیچ پیوندی با یکدیگر ندارند.


فریضهٔ زیارت

بنا بر آموزهٔ ایزدی، هر مؤمن موظف است دست‌کم یک بار در زندگی به Lalîş زیارت کند (نگاه کنید به Lalîş). Cejna Cemaiyê مناسبت برجستهٔ ادای این فریضه است: ایزدی‌هایی که در منطقهٔ پیرامون Lalîş و در Şingal زندگی می‌کنند، می‌کوشند دست‌کم سالی یک بار به جشن گردهمایی بیایند [Kreyenbroek 1995, ص ۱۵۲؛ Açıkyıldız 2010, ص ۹۶].

زیارت آرمانیِ جشن چند روز می‌انجامد و توالی ثابتی از ایستگاه‌ها را در زیارتگاه دربر می‌گیرد: زانو زدن در برابر دروازه‌ها و بوسیدن آستانه‌ها، شست‌وشوی آیینی mor-kirin در چشمهٔ مقدّس Kaniya Spî («چشمهٔ سفید»)، سلام مقدّس sela-kirin در چشمهٔ Zimzim، گذشتن از پل Şerat نمادین (pira selat) و درنگ در آرامگاه Şêx Adî [Kreyenbroek/Rashow 2005, ص ۳۳–۳۵؛ Encyclopaedia Iranica، «Jaẕn-â Jamāʿiya»].


روند روز به روز

روند دقیق در پژوهش‌ها به‌خوبی مستند است؛ تقسیم‌بندی زیر از شمارش روزهای رایج در ادبیات پیروی می‌کند [Açıkyıldız 2010, ص ۹۶–۱۰۰؛ Kreyenbroek/Rashow 2005, ص ۳۲–۴۰].

روزهای نخست: رسیدن، شست‌وشو و Sema شامگاهی

در نخستین روزهای جشن زائران می‌رسند و از ایستگاه‌های پایه‌ایِ زیارت می‌گذرند: شست‌وشوی mor-kirin در Kaniya Spî، سلام sela-kirin در چشمهٔ Zimzim و گذشتن از پل Şerat. هر شب چراغ‌های مقدّس برافروخته می‌شوند، و Qewal‌ها (سرایندگان دینی، نگاه کنید به Religiöse Ämter) سرودهای مقدّس، Qewl‌ها، را می‌خوانند (نگاه کنید به Traditionen).

اوج شب‌ها Sema است, مراسم باشکوهی که در آن گروهی از مردان سپیدپوش، به رهبری روحانیان، با حرکتی باوقار گرد مشعل یا نوری مقدّس می‌چرخند، با همراهی سازهای مقدّس Qewal‌ها (دف چارچوبی def و نی şibab). Sema یک «رقص» به معنای عرفی نیست، بلکه کنشی آیینیِ به‌سختی نظم‌یافته است [Omarkhali 2017, ص ۷۰–۷۵؛ Kreyenbroek/Rashow 2005, ص ۳۶–۳۸].

Perî: پارچه‌های مقدّس

در یکی از روزهای میانیِ جشن آیین پیرامون Perî برگزار می‌شود: نوارهای پارچه‌ایِ رنگین به درازای دو تا سه متر که بر گورهای مقدّسان در زیارتگاه‌های Lalîş بسته می‌شوند. پارچه‌های کهنه جایگزین می‌شوند و Perî‌های نو در آب چشمهٔ مقدّس تقدیس می‌گردند؛ رنگ‌هایشان به طبیعت اشاره دارد. این پارچه‌های گره‌دار همان‌هایی هستند که زائران در آنها گرهی می‌زنند و آرزو یا نذری را بدان می‌پیوندند [Açıkyıldız 2010, ص ۹۸؛ Spät 2005, ص ۵۱].

قربانی گاو برای Şêx Şems

آیینی بنیادین در روز پنجم جشن می‌افتد: قربانی گاو برای Şêx Şems (Şemsê، چهرهٔ مقدّسِ پیوسته به خورشید). گاوی جوان (نر) بر بلندیِ مسیرِ زیارتگاه Şêx Şems رها می‌شود؛ مردانی از گروهی معین, در روایت طوایف Qayidî، Tirik و Mamûsî همراه Qewal‌ها, حیوان را در کشتزارهای Lalîş دنبال می‌کنند، که کندن یک تار مو نشانهٔ برکت برای سال شمرده می‌شود. سپس گاو نزد زیارتگاه Şêx Şems به‌گونه‌ای آیینی ذبح می‌شود؛ گوشت همراه گندم پخته به‌عنوان خوراک اجتماعی Simat پخش می‌گردد. شرکت‌کنندگان شاخه‌هایی را به سرپوش خود می‌زنند به نشانهٔ باروری [Açıkyıldız 2010, ص ۹۹؛ Kreyenbroek 1995, ص ۱۵۴–۱۵۶؛ Encyclopaedia Iranica، «Jaẕn-â Jamāʿiya»].

Berê Şibakê: آیین شبکه

در یکی از واپسین روزهای جشن مراسم Berê Şibakê برگزار می‌شود: شبکه‌ای مسی با حلقه‌های مسی به اندازهٔ تقریباً یک مترمربع در دسته‌ای از Behzanê به Lalîş حمل می‌شود و در برکهٔ مقدّس درّه تقدیس می‌گردد (در روایت حوض Kewtel/Zimzim). در هنگام این کنش Qewal‌ها Qewlê Texta («سرود تخت‌ها») را می‌خوانند. این آیین از باشکوه‌ترین کنش‌های جشن است [Açıkyıldız 2010, ص ۱۰۰؛ Kreyenbroek/Rashow 2005, ص ۳۹].

آوردن Berat

عنصری پرمعنا برای زائران Berat است (همچنین berat): گلوله‌های کوچک و تقدیس‌شده از خاک Lalîş، آمیخته با آب مقدّس چشمه‌ها (Zemzem/Kaniya Spî). این «گلوله‌های گِلِ مقدّس» را زائران با خود به خانه می‌برند و حامل پشتیبانی و برکت برای خانه شمرده می‌شوند. Berat افزون بر این جزئی ثابت از آیین‌های ایزدی پیرامون ازدواج و مرگ است (نگاه کنید به Traditionen) و بدین‌سان هر خانه را به زیارتگاه پیوند می‌دهد [Kreyenbroek 1995, ص ۱۵۶؛ Spät 2005, ص ۵۲؛ Omarkhali 2017, ص ۷۲]. در پایان جشن بسیاری از زائران همچنین آب تقدیس‌شده گرد می‌آورند تا به سرزمین خود ببرند.


پیوند با رژهٔ Sancak (Tawûsgeran)

تنیده با امور زیارت و جشن، اما از نظر زمانی و آیینی مستقل است، رژهٔ Sancak: بیرق مقدّس طاووس که Tawûsî Melek را نماد می‌کند (نگاه کنید به Sanjak). این رژه‌ها که به‌سنّت Tawûsgeran («گرداندن Tawûs») نامیده می‌شوند، Qewal‌ها را در مناطق سکونت ایزدی‌ها می‌گرداندند تا بیرق مقدّس را به اجتماع‌ها بنمایانند، اعانه گرد آورند و پیوند میان Lalîş و اجتماع پراکنده را نو کنند.

رژه‌های Tawûsgeran از گاه‌شماری از آنِ خود پیروی می‌کنند و همسان نیستند با مراسم Cejna Cemaiyê؛ با این حال هر دو به همان زمینهٔ نوسازی سالانهٔ دینداری و اجتماع تعلق دارند. برای شرح مفصّل بیرق، نمادشناسی آن و رژه‌ها به مقالهٔ ویژه نگاه کنید Sanjak [Açıkyıldız 2010, ص ۱۰۱–۱۰۵؛ Kreyenbroek 1995, ص ۱۵۸–۱۶۱].


کارکرد اجتماعی

Cejna Cemaiyê بسی بیش از یک مناسبت آیینی است, آن قلب اجتماعیِ سال ایزدی است. هنگامی که اجتماع پراکنده در روستاها، مناطق بسیار و امروز در سراسر جهان در یک مکان گرد می‌آید، جشن مجموعه‌ای از وظایف اجتماعی را به‌جای می‌آورد [Kreyenbroek 1995, ص ۱۵۲–۱۵۷؛ Açıkyıldız 2010, ص ۹۶–۱۰۰؛ Omarkhali 2017, ص ۶۴–۷۵]:

  • ازدواج‌ها و نامزدی‌ها: گردهمایی خانواده‌ها را از مکان‌های دوردست گرد هم می‌آورد؛ این به‌سنّت مناسبتی برگزیده برای زمینه‌سازی و انعقاد ازدواج‌هاست, در چارچوب مرزهایی که نظم اجتماعی ایزدی ایجاب می‌کند (نگاه کنید به Traditionen).
  • حل اختلاف: حضور رهبری دینی, Mîr (امیر)، Bavê Şêx و سران کاست‌های روحانی (نگاه کنید به Religiöse Ämter), جشن را به جایی بدل می‌کند که در آن کشمکش‌های میان خانواده‌ها و طوایف میانجی‌گری و فیصله می‌یابد.
  • اجتماع و هویت: گردش‌های همراه با خوراک در بیشه‌ها، دیدار دوبارهٔ خویشاوندان، خوراک‌های مشترک (Simat) و تجربهٔ آیین‌ها حسِّ «ما» را استوار می‌کند و آن را به نسل پسین می‌سپارد.

این پیوند تقدّس ژرف و همنشینیِ آسوده، خصلت ویژهٔ جشن را شکل می‌دهد و آن را به اعتراف سالانهٔ اجتماع به خویشتن بدل می‌سازد (نگاه کنید به Religion).


وضعیت از سال ۲۰۱۴ و همه‌گیری

نسل‌کشی ۲۰۱۴ به‌دست به‌اصطلاح «دولت اسلامی» علیه ایزدی‌های Şingal (نگاه کنید به IS-Genozid 2014 یا ارجاع گاه‌شمار جشن‌ها زیر Festkalender) جشن گردهمایی را به‌ژرفی آسیب زد. در حالی که اجتماع در سال‌های پس از ۲۰۱۴ در Lalîş گرد می‌آمد، ده‌ها هزار ایزدی آواره ماندند، در اردوگاه‌های پناهندگان یا بریده از سرزمین معنوی خویش؛ هزاران زن و کودک در اسارت بودند. جشن بدین‌سان به یادآوریِ دردناکِ غایبان و گسست‌های بافت اجتماع بدل شد [Kreyenbroek/Rashow 2005, ص ۳۲ (دربارهٔ معنای گردهمایی)؛ گزارش‌های هم‌روزگار ۲۰۱۴/۲۰۱۵].

در سال‌های پسین جشن گردهمایی با این همه همچنان در Lalîş برگزار شد و لنگرگاهی برای پیوستگیِ اجتماعی آسیب‌دیده ماند. در هنگام همه‌گیری کرونا (از ۲۰۲۰) دامنه و شمار شرکت‌کنندگان مراسم, مانند گردهمایی‌های بزرگ دینی در سراسر جهان, مدتی ناگزیر به‌شدت محدود شد تا از گسترش ویروس جلوگیری شود. در دیاسپورای روبه‌رشد (نگاه کنید به Diaspora) هم‌زمان صورت‌های محلی بزرگداشت اجتماعی پدید می‌آید، زیرا همگان نمی‌توانند سفر به Lalîş را بیاغازند.


منابع


همچنین نگاه کنید

  • Lalîş: Lalîş، زیارتگاه مرکزی و مقصد زیارت
  • Festkalender: گاه‌شمار جشن‌های ایزدی در یک نگاه (Sersal، Cejna Êzî، Cemaiyê)
  • Sanjak: Sancak (بیرق طاووس) و رژه‌های Tawûsgeran
  • Religiöse Ämter: Mîr، Şêx، Pîr و Qewal‌ها به‌عنوان حاملان آیین‌ها
  • Heiligtümer: معماری مقدّس زیارتگاه‌های ایزدی
  • Religion: ایمان، کیهان‌شناسی و دینداری ایزدی‌ها
  • Traditionen: آیین‌های چرخهٔ زندگی، Berat، ازدواج و مرگ
  • Tawûsî Melek: Tawûsî Melek، فرشتهٔ مقدّس برتر

Pira Selat: پلی میان این جهان و جهان دیگر

یکی از پرمعناترین ایستگاه‌هایی که هر زائر زن و مردی در طول Cejna Cemaiyê از آن می‌گذرد، Pira Selat است (به کرمانجی pira selat؛ در پژوهش‌ها با عنوان پل Şerat- یا پل Ṣerāṭ- بازنمایی می‌شود)، پلی کوچک سنگی در درّهٔ Lalîş در مسیر آرامگاه Şêx Adî. برخلاف دیگر ایستگاه‌ها، Pira Selat تنها یک نقطهٔ گذر در مسیر نیست، بلکه یک نماد آخرت‌شناختی است: این پل در تصور Êzîdî‌ها نشانگر گذار از جهان دنیوی و زمینی به جهان مقدّس و آن‌سویی است [Encyclopaedia Iranica، «Jaẕn-â Jamāʿiya»؛ Kreyenbroek 1995، صص. 153–155].

نمادشناسی در هنگام زیارت

زائران پیش از عبور از پل معمولاً کفش‌های خود را درمی‌آورند و آیین پاکیزگی را به جا می‌آورند، زیرا با گام نهادن بر پل، آنان وارد محدودهٔ درونی و مقدّس زیارتگاه به شمار می‌آیند. بدین‌سان عبور از Pira Selat در طول جشن، پیش‌نمایی آیینی همان راهی است که روح پس از مرگ باید بپیماید؛ انسان مؤمن در زمان حیات و در مقدّس‌ترین مکان همان چیزی را به جا می‌آورد که روح روزی باید از آن بگذرد [Kreyenbroek 1995، صص. 153–155؛ Spät 2005، ص. 51].

پل در باور به جهان پس از مرگ

در آموزهٔ Êzîdî دربارهٔ جهان پس از مرگ، روح پس از مرگ باید از پل Selat بگذرد تا به بهشت برسد. جهان آخرت در این میان همچون باغی برای پرهیزگاران تصوّر می‌شود، در حالی که پل برای ناشایستگان تنگ و دشوار جلوه می‌کند؛ تصویری که آزمون روح را نمادین می‌سازد. در هنگام گذار، روح آزموده می‌شود؛ بنا بر روایت، Şêx Adî (به‌عنوان تجلّی زمینی Tawûsî Melek، نگاه کنید به Tawûsî Melek) همان چهره‌ای است که روح‌ها را در جهان آخرت راهنمایی می‌کند و در هنگام عبور از پل یاری‌شان می‌رساند [Kreyenbroek 1995، صص. 153–157؛ Açıkyıldız 2010، صص. 96–100].

نهاد Êzîdî‌ِ خواهر یا برادر آخرت (به کرمانجی birayê axretê / xwişka axretê، «برادر/خواهر جهان آخرت»، نگاه کنید به سنت‌ها) در این میان نقشی محوری ایفا می‌کند: این خویشاوند معنوی برگزیده پس از مرگ از شخص درگذشته پشتیبانی می‌کند و روح او را از پل Selat می‌گذراند. بدین‌سان Pira Selat زندگان، پیوندهای آیینی‌شان و امید به جهان آخرت را در یک تصویر واحد به هم پیوند می‌زند [Kreyenbroek 1995، صص. 154–157؛ Açıkyıldız 2010، ص. 98].

جایگاه در تاریخ ادیان

Pira Selat در سنّت گستردهٔ تاریخ ادیان دربارهٔ پل مردگان قرار دارد. این پل همانندی‌های روشنی با aṣ-Ṣirāṭ اسلامی دارد، همان پل باریک‌تر از مو بر فراز دوزخ که روح‌ها باید در روز قیامت از آن بگذرند، و نام selat/şerat به همان ریشه بازمی‌گردد. پیوندهای کهن‌تری نیز با پل Çinwad زرتشتی (Chinvat) وجود دارد که در روایت ایرانی روح از طریق آن به جهان آخرت می‌رسد. این پیوندها جایگاه آیین Êzîdî را در فضای دینی ایرانِ غربی و آسیای پیشین برجسته می‌سازند، بی‌آنکه Pira Selat معنای مستقل خود را در آیین Lalîş از دست بدهد [Encyclopaedia Iranica، «Jaẕn-â Jamāʿiya»؛ نیز نگاه کنید به Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»].


محتوای مرتبط

Kommentare

Noch keine Kommentare — sei der Erste.