wissen
دین و فرهنگ ئێزیدی: باور، نظم، آیینها
8 تأییدشده · ویکیمدیا کامنز · مجوز CC
🖼 تصاویر
دین ئێزیدیها (Êzîdî / Êzdî، خودنام Êzdiyatî) سنتی ایمانی مستقل و سینهبهسینه است با ریشههای کهنایرانی-بینالنهرینی. در کانون آن یک آفریدگارِ متعالِ یکتا (Xwedê) قرار دارد که جهان را به هفت موجود مقدس سپرده است, بهرهبریِ Tawûsî Melek، فرشتهی طاووس. این مقاله نمای کلی الهیاتیِ ویکی است: تصویر خدا، هفتگانه، نسبت دین و فرهنگ و قومیت، عمل دینی، متون مقدس و نظم اجتماعی را گرد میآورد، مناقشههای پژوهشی را بهگونهای متوازن جای میدهد و برای ژرفکاوی به مقالههای تفصیلیِ مربوط ارجاع میدهد.
وضعیت: ۲۰۲۶-۰۶-۱۶ · تابویِ Heft-Sirran رعایت شده · اسامی خاص بهلاتین · ویکی ezdixan.de
فهرست
- مبانی و خودفهمی
- نسبت دین – فرهنگ – قومیت
- کیهانشناسی و الهیات
- هفت موجود مقدس (Heft Sirr)
- مفاهیم محوری: گناه، پاکی، تناسخ روح
- نظم اجتماعی و دینی
- نمای کلی عمل دینی
- پاکی، تابوها و احکام خوراک
- زیارتگاهها و مکانهای مقدس
- میراث شفاهی و متون مقدس
- نسبت با دیگر ادیان
- جایگاهبندی دینپژوهانه
- مناقشههای الهیاتی معاصر و اصلاح
- واژهنامهی Êzdîkî (مفاهیم کلیدی)
- منابع
۱. مبانی و خودفهمی
ئێزیدیها یک اجتماع قومی-دینی هستند با مناطق هستهای در Şingal (سنجار) و ناحیهی پیرامون Lalîş در شمال عراق و نیز گروههای بزرگ دیاسپورا در قفقاز (ارمنستان، گرجستان) و از دههی ۱۹۶۰ بهبعد در آلمان. دین آنان نه تبلیغی است و نه از راه تغییر دین قابلدسترسی: ئێزیدی بهدنیا آمده میشود. انتقال میراث تقریباً بهطور کامل شفاهی از طریق سرودهای مقدس (Qewl) صورت میگیرد و یک کتاب مقدسِ تثبیتشده بهمعنای ادیان ابراهیمی وجود ندارد [Kreyenbroek 1995, S. 1–17; Allison 2001, S. 26–40].
برای فهم موضوع اساسی است: ئێزیدیها باور خود را آگاهانه از اسلام متمایز میکنند و واژگان دینی خاص خود را بهکار میبرند. چنانکه خدا نزد آنان پیشازهمه Xwedê نامیده میشود (نیز Êzdan، Xwedawend یا Padîşah، «شاه»), و درست نه در کاربرد روزمرهی زبان آن Allahِ با صبغهی عربی-اسلامی؛ درودشان Silav است، نه فرمولِ سلام اسلامی؛ و سال نوِ ئێزیدی Sersal (Çarşema Sor، «چهارشنبهی سرخ») صراحتاً با Newroزِ مسلمان-کرد یکی نیست [Kreyenbroek 1995, S. 145–152; Açıkyıldız 2010, S. 132].
توضیح کلامی (مهم، اغلب بدفهمیدهشده). آیین ئێزیدی توحیدی سختگیرانه است: تنها یک آفریدگارِ یکتا وجود دارد. «Allah» صرفاً واژهی عربی برای «خدا» است, یعنی همان آفریدگارِ یکتا را مینامد، نه خدایی دیگر. ئێزیدیها نمیگویند که خدا را فقط میتوان «Xwedê» نامید (برخلاف کسانی که برعکس اصرار میورزند تنها صورت عربی «Allah» مجاز است). برعکس، میراث ئێزیدی ۱۰۰۱ یا ۳۰۰۳ نام خدا را میشناسد (بسته به Qewl)؛ از پرکاربردترینها Xwedê، Xwedawend، Êzdan و Padîşah («شاه») هستند، و کمتر نیز Ellah و Heq («حقیقت/راستی») [Wikipedia: Yazidism, بخش «God»؛ نک. Kreyenbroek 1995]. مهم: صورت ئێزیدی Ellah (Kurmancî) است, از نظر زبانی خویشاوند با Allahِ عربی، اما لفظی مستقل و پیشاز/غیر-اسلامی؛ همان آفریدگارِ یکتا را مینامد. ازاینرو در برخی Qewlها (سرودهای مقدس) صورتهایی چون Ellah (گاه نیز Allah) یا Înşallah پدیدار میشوند, این نه اسلام است و نه اسلامیشدن، بلکه واژگان دینی مشترکِ منطقه و Kurmancî است. آنچه برای ئێزیدیها در میان است، پس نه انکار اینکه ممکن است همان آفریدگار باشد، بلکه هویت و زبان دینی خودِ آنان است: در زندگی روزمره و در خودنامی، واژگان خود (Xwedê) را بهکار میبرند و از فرمولهای اسلامی بهعنوان نشانگرِ هویت پرهیز میکنند, مسئلهای از جنس عمل و تمایزگذاری، نه گزارهای دربارهی دو خدای متفاوت.
یادداشت زبانی. زبان ئێزیدیها بهشدت با کردیِ Kurmancî خویشاوند است. در قفقاز و بخشهایی از دیاسپورا آن را بهعنوان زبانی مستقل Êzdîkî مینامند؛ بسیاری از زبانشناسان اما آن را گونهای از Kurmancî میدانند. این مقاله مفاهیم دینی را به خط لاتینِ Bedirxan-/Hawar مینویسد و اصطلاحات ویژهی ئێزیدی را همانچه هستند تلقی میکند: واژگان تخصصیِ دینیِ هویتساز.
هویت: ئێزیدیها و مسئلهی «کرد». اینکه ئێزیدیها یک گروه قومی-دینی مستقل هستند یا زیرگروهی دینی از کردها، مورد مناقشه است, و از زمان نسلکشی ۲۰۱۴ تشدید شده است. ئێزیدیها Kurmancî سخن میگویند و از نظر فرهنگی بهشدت با جهان کردی درهمتنیدهاند؛ بخشی خود را کرد میداند. بسیاری از ئێزیدیها اما برچسبِ تحمیلیِ «کرد» را صراحتاً رد میکنند و خود را مردمی مستقل با دین، زبان (Êzdîkî) و تاریخِ خاص میدانند, از جمله به این دلیل که در آزارها و فرمانهای تاریخیِ پرشمار (ازجمله امیرنشینهای کردِ Soran و Botan در سدهی نوزدهم) و نیز در عقبنشینیِ نیروهای کرد در برابر داعش در Şingal 2014 کنشگرانِ (مسلمان-)کرد دست داشتند؛ آنان نمیخواهند خود را با گروهی یکسان بدانند که در نسلکشیهای ئێزیدیها مسئولیتِ مشترک دارد. بهطور رسمی ئێزیدیها در ارمنستان و در عراق (بغداد) بهعنوان گروهی قومیِ مستقل ثبت میشوند، در حالی که منطقهی خودمختار کردستان (KRG) آنان را «کردهای اصیل» میشمارد. این ویکی خودتعیینیِ ئێزیدیها را بهعنوان اجتماعی مستقل ارج مینهد و مناقشه را گشوده و مبتنیبر واقعیت بازمینماید [Wikipedia: Yazidis, بخش «Ethnic identity»؛ van Zoonen, USIP 2017].
از این خودفهمی، لحنِ این ویکی نیز برمیآید: Tawûsî Melek هرگز با «شیطان» یا «اهریمن» یکی گرفته نمیشود؛ خدا با نام ئێزیدیِ خودش Xwedê نامیده میشود (نه Allahِ عربی در کاربرد روزمره, برای جایگاهبندیِ کلامی، اینکه با اینهمه همان آفریدگارِ یکتا مراد است، توضیح بالا را ببینید)؛ و سال نوِ ئێزیدی Sersal با Newroz اشتباه گرفته نمیشود. این تمایزها موشکافیِ زبانی نیستند، بلکه هستهی هویتِ ایمانیِ ئێزیدیاند.
۲. نسبت دین – فرهنگ – قومیت
ویژگیِ خاصِ آیین ئێزیدی این است که دین، تعلق قومی و فرهنگ جداییناپذیر در هم میآمیزند. ئێزیدی با تولد ئێزیدی است, و آن هم تنها اگر هر دو والد ئێزیدی باشند؛ تغییر دین ناممکن است و دین تبلیغی نیست. بدینسان این اجتماع همزمان یک جماعت ایمانی و یک گروه قومی-دینی است: پژوهش آن را «گروهی بسته» (closed group) توصیف میکند که در آن هویت دینی و تعلق قومی در یک وحدت ذوب شدهاند [Spät 2005, S. 9–25; Allison 2001, S. 26–40; Iranica «Yazidis i»].
از این امر تمایزی مهم برمیآید که در خودِ اجتماع نیز محل بحث است: نسبت با کردبودگی. دین ئێزیدی Kurmancî-زبان است و با کردهای مسلمان زبان، منطقه و بسیاری از رسوم را در اشتراک دارد؛ همزمان بسیاری از ئێزیدیها, بهویژه در دیاسپورای قفقاز, خود را ملتی قومی-دینیِ مستقل میدانند، نه «گروهی دینی از کردها». هر دو دیدگاه در کنار هم وجود دارند؛ ویکی آیین ئێزیدی را در درجهی نخست بهعنوان سنت ایمانیِ مستقل بررسی میکند و مسئلهی هویتسیاسی را به خودِ ئێزیدیها وامیگذارد [Allison 2001, S. 26–55; Kreyenbroek 1995, S. 1–17].
بهلحاظ عملی، درهمآمیختگیِ دین و قومیت یعنی:
- دین از طریق بافت اجتماعی حمل میشود. نظام طبقاتی (نک. بخش ۶)، قواعد ازدواج و خویشاوندیِ روحانی صرفاً «ساختار اجتماعی» نیستند، بلکه نظمی با مبنای دینی هستند, آنها انتقال میراث شفاهی و پاکیِ آیینی را تضمین میکنند.
- فرهنگ = الهیاتِ زیسته. جشنها، احکام خوراک، پوشاک، رقصها و سرودها بیان همان تصورات ایمانی هستند، نه «آداب و رسومی» جداییپذیر از آن.
- هیچ کتاب ایمانی بهعنوان لنگرِ هویت نیست. چون هیچ متن تثبیتشدهای وجود ندارد (نک. بخش ۱۰)، هویت بر تبار، میراث شفاهی و عمل استوار است, چیزی که اجتماع را در برابر آزار آسیبپذیر، اما همزمان بهطرز شگفتانگیزی تابآور ساخته است.
مقالهی تفصیلی. صورتبندیِ اجتماعیِ این نظم, طبقات، مناصب، درونهمسری، خویشاوندیِ روحانی, در مقالهی gesellschaftsordnung بهتفصیل شرح داده شده است. این بخش تنها چارچوبِ کلامی را فراهم میآورد.
۳. کیهانشناسی و الهیات

Tawûsî Melek (فرشتهی طاووس): تصویرگری تاریخی از کتاب The Nestorians and their Rituals اثر George Percy Badger (۱۸۵۲)، یکی از کهنترین بازنماییهای غربی. · مجوز: مالکیت عمومی · منبع: Wikimedia Commons
۳.۱ Xwedê: آفریدگارِ یکتا و پنهان
الهیات ئێزیدی بهشدت توحیدی است: یک خدای یکتا، برتر و ناآفریده وجود دارد، Xwedê (از نظر ریشهشناسی خویشاوند با فارسیِ Xudā؛ در کنار آن Êzdan). او یگانه آفریدگار است، هیچ هماوردی ندارد و الوهیتش را با هیچکس شریک نمیشود, هفت موجود مقدس آفریده و خادمِ خدا هستند، نه خدایانی مستقل. ئێزیدیها صراحتاً تأکید میکنند که تنها Xwedê شایستهی پرستش است؛ پرستشِ Tawûsî Melek نزد آنان پرستشِ نایبِ گماشتهی خدا تلقی میشود، نه خدایی دوم [Kreyenbroek 1995, S. 45–55; Asatrian/Arakelova 2014, S. 1–40; Iranica «Yazidis i»].
ویژگی برجسته تعالیِ این خداست: Xwedê پس از آفرینش «رویگردانده از جهان» است, پژوهش از یک deus otiosus سخن میگوید، خدایی که دیگر مستقیماً در جریان جهان دخالت نمیکند، بلکه ادارهی جهان را به هفت موجود مقدس سپرده است. توجه دینیِ مؤمنان در زندگی روزمره ازاینرو بیش از آنکه به آفریدگارِ دورْ معطوف باشد، به Tawûsî Melek، Şêx Adî و Sultan Êzî است [Kreyenbroek 1995, S. 45–55; Allison 2017 (EI³ «Yazidism»); Iranica «Yazidis i»]. خدا بهشیوهای شاعرانه بهعنوان Xwedawend یا Pedşa («شاه») خوانده میشود.
اسطورهی محوریِ آفرینش از یک مرواریدِ سفید (dur) سخن میگوید: خدا آن را از نور خویش آفرید و نخست بهتنهایی در آن آرام گرفت. چون مروارید شکست، کیهانِ مادی از آن پدید آمد, «اقیانوسی نخستین» که زمین و آسمان از آن شکل گرفتند [Kreyenbroek/Rashow 2005, S. 30–45; Rodziewicz 2014; Wikipedia «Yazidism»].
مقالهی تفصیلی. شرح مفصلِ کیهانزایی, مروارید سفید، اقیانوس نخستین، ترتیب کنشهای آفرینش، یکشنبه بهعنوان روزِ آفرینشِ Tawûsî Melek, در مقالهی schoepfung آمده است. اینجا تنها هستهی کلامی.
۳.۲ Tawûsî Melek: فرشتهی طاووس
Tawûsî Melek (نیز Melekê Tawûs، «فرشته-طاووس») برترینِ هفت فرشته و سرور و کارگزارِ این جهان است که از جانب خدا گماشته شده. او بهعنوان تنها موجود، دسترسیِ بیواسطه به ذاتِ الهی (sirr) داشت و نایبِ خدا بر زمین بهشمار میرود؛ نمادش طاووس است [Wikipedia «Tawûsî Melek»; Spät 2005, S. 25–40; Rodziewicz 2014, S. 25–60].
یادداشتِ قراردادی (سختگیرانه): Tawûsî Melek شیطان نیست. یکیگرفتنِ فرشتهی طاووس با «اهریمن» تهمتی است که از بیرون بهدست ناظرانِ مسلمان و مسیحی وارد شده و سدههاست آزار را بر ئێزیدیها تحمیل کرده است. در الهیات ئێزیدی هیچ اصلِ شرِّ مستقلی وجود ندارد: خیر و شر در نهایت به خدا یا نایبِ او بازمیگردند، و انسان خود مسئولِ اعمال خویش است. واژهی عربی برای «اهریمن» نزد ئێزیدیها تابو است و بر زبان آورده نمیشود [Wikipedia «Yazidism»; Kreyenbroek 1995, S. 59–63; Asatrian/Arakelova 2014, S. 1–20].
در برخی Qewlها و روایتها انگارهای طنینانداز میشود که ارجمندداشتِ ئێزیدیِ Tawûsî Melek را درست از روایتِ اسلامیِ ابلیس متمایز میسازد: چون خدا فرشتگان را فراخواند تا بر آدم سجده کنند، Tawûsî Melek سرباز زد, زیرا تنها خدا شایستهی پرستش است. این وفاداری به خدا برای او نه گناه، بلکه والاترین سرسپردگی بهشمار آمد، و او به سروری دیگر فرشتگان برافراشته شد. ئێزیدیها همین روایتِ بنیادین را پس درست وارونهی تفسیرِ مسلمان-مسیحیِ شیطانی میخوانند [Kreyenbroek 2016 (Wiley «Yezidi and Yarsan Traditions»); Asatrian/Arakelova 2014, S. 1–40; servantgroup.org].
مقالهی تفصیلی. الهیات Tawûsî Melek، نماد او، Sancak، تهمتِ «شیطانپرست» و تاریخ آن در مقالهی tawusi-melek ژرفتر بررسی شده است.
۳.۳ Sultan Êzî و Şêx Adî: تجلیهای زمینی
سنت سه «اقنوم»ِ الهیِ بههمپیوسته را میشناسد: Tawûsî Melek، Şêx Adî ibn Misafir و Sultan Êzî (Sultan Êzîd). مرزهای میان آنان در Qewlها آگاهانه سیّال است؛ Şêx Adî اغلب خود تجسدِ زمینیِ Tawûsî Melek دانسته میشود [Wikipedia «Yazidism»; Kreyenbroek/Rashow 2005, S. 5–15].
- Şêx Adî ibn Misafir (درگذشته حدود ۱۱۶۲) عارفی تاریخی بود که در درهی Lalîş اقامت گزید؛ آرامگاهِ او در آنجا مرکزیترین زیارتگاهِ ئێزیدیهاست. در میراثِ متأخرتر او به چهرهی محوریِ مقدس و اصلاحگرِ اجتماع بدل شد [Açıkyıldız 2010, S. 35–50].
- Sultan Êzî تجلیِ زمینیِ خدا و نامبخشِ ئێزیدیها (Êzîdî = «پیروِ Êzî») دانسته میشود. پژوهش هشدار میدهد که او را شتابزده با خلیفهی امویْ یزید یکم یکی نگیریم, چنین پیوندی مورد مناقشه است و ئێزیدیها بیشتر آن را رد میکنند [Kreyenbroek 1995, S. 30–35].
۴. هفت موجود مقدس (Heft Sirr)
خدا جهان را به هفت موجود مقدس سپرد که جمعاً Heft Sirr («هفت راز»؛ نیز Heft Sur) نامیده میشوند. Sirr بهمعنای «راز» است و همزمان آن ذاتِ الهی را مینامد که فرشتگان از آن آفریده شدند. آنان خدایانی مستقل نیستند، بلکه خادمانِ صادرشده از Xwedêی یکتا هستند؛ Tawûsî Melek رهبرِ آنان است [Wikipedia «Yazidism»; Rodziewicz 2014, S. 25–60; Iranica «Yazidis i»].
یادداشتِ تابو. جزئیاتِ درونیِ مجموعهی Heft-Sirran جزو Sirr (دانشِ سرّی، تابو برای ناـئێزیدیها) است. اینجا تنها جنبههای دانستهی عمومی بازنموده میشوند [Kreyenbroek 1995, S. 122–128].
در میراثِ مرتبط با آیین، موجوداتِ مقدس بیشتر بهصورت اشخاصِ مقدس (xas) با کارکردهای ویژه پدیدار میشوند, مانند Şêx Şems (Şêşims، فرشتهی خورشید، آتش و نور)، Fexredîn (پیوسته با ماه)، Şêx Hesen («خداوندِ قلم»)، Sicadîn و Naserdîn و نیز خودِ Şêx Adî. در کنار این فهرستِ مقدسان، فهرستی دوم با صبغهی ابراهیمی و با نامهای فرشتگان (Cibrayîl، Mîkayîl، Ezrayîl و دیگران) وجود دارد؛ پژوهش این را لایهای ثانوی و متأثر از تصورات فرشتگانیِ اسلامی میداند که در آیینِ Lalîş نقشی کمرنگ دارد [Kreyenbroek/Rashow 2005, S. 5–25; Wikipedia «Yazidism»]. یک قدیسهی زنِ برجسته Xatûna Fexra، حامیِ زایمان، است.
هفت عدد مقدسِ راهنمای ئێزیدیهاست: هفت فرشته، هفت Sancak (بیرقهای طاووسِ برنزی)، هفت روزِ جشنِ اصلیِ Cejna Cemayê، هفت گنبدِ معبد بزرگ در Aknalich (ارمنستان). تصور اینکه موجوداتِ مقدس بهصورت دورهای در پیکر انسان تجسد مییابند (مثلاً Tawûsî Melek در Şêx Adî)، آموزهی فرشتگان را بیواسطه با آموزهی تناسخِ بخش بعد پیوند میدهد [Kreyenbroek 2016 (Wiley); Asatrian/Arakelova 2014].
۵. مفاهیم محوری: گناه، پاکی، تناسخ روح
سه آموزهی بههمتنیده، جهانبینی و انسانبینیِ ئێزیدی را شکل میدهند. اینجا تنها در نمای کلیِ کلامی بازنموده میشوند؛ صورتبندیِ آیینی در مقالههای تفصیلی است.
۵.۱ گناه، خیر و شر
آیین ئێزیدی هیچ اصلِ شرِّ مستقلی و هیچ «گناهِ نخستین» نمیشناسد. چون خدا هماوردی ندارد، خیر و شر در نهایت به یک خواستِ الهی بازمیگردند، و انسان خود مسئولِ اعمالش است. خطا کمتر «گناه در برابر قانون» تلقی میشود تا نقضِ نظم و پاکیِ خداخواسته: که از طریق کردارِ درست و تناسخِ روح جبرانپذیر است [Kreyenbroek 1995, S. 59–63; Asatrian/Arakelova 2014, S. 1–40].
۵.۲ پاکی
دلمشغولیِ پاکیِ آیینی (paqijî) سراسرِ زندگیِ روزمرهی ئێزیدی را درمینوردد: نظام طبقاتی، قواعد ازدواج، تابوهای خوراک و رنگ و طهارت پیشاز نماز همگی بیانِ همان کوششِ واحدند که نظمِ نهادهی خدا را نیالایند. پاکی و تناسخِ روح نزد پژوهش دو ویژگیِ بنیادینِ مشخصه و درهممشروط این دین بهشمار میروند [Allison 2017 (EI³ «Yazidism»); Kreyenbroek 1995, S. 45–63].
مقالهی تفصیلی. قواعدِ مشخصِ پاکی، تابوها و احکامِ خوراک در مقالهی reinheit-tabus شرح داده شدهاند (نیز نک. نمای کلیِ بخش ۸).
۵.۳ تناسخ روح (Kiras guhorîn)
یکی از آموزههای هستهای باور ئێزیدی تناسخ روح است، نامیدهشده Kiras guhorîn (نیز kirasgorîn), تحتاللفظی «تعویضِ پیراهن». استعاره برنامهای است: تن تنها «پیراهن» (kiras) است که روحِ نامیرا پس از مرگ آن را از تن میکند تا به تنی نو درآید. روح بدینسان زنجیرهای از زندگیها را میپیماید تا پالوده شود؛ پاداش و پالایش پس در همین جهان از رهگذرِ زنجیرهی زندگیها رخ میدهد، نه در درجهی نخست در دادگاهِ دورِ آنجهانی [Kreyenbroek 1995, S. 45–55; Kreyenbroek 2016 (Wiley); peacock-angel.org].
مقالهی تفصیلی. مرگ، روح، تصوراتِ آنجهانی، آیینهای گذار و تجسدِ موجوداتِ مقدس در مقالهی tod-seele ژرفتر بررسی شدهاند.
۶. نظم اجتماعی و دینی
![]()
Lalîş، Şêxan، عراق: ئێزیدیها در Sersal (۱۸ آوریل ۲۰۱۷)؛ در این آیین نظامِ سهطبقهای (Mirîd / Pîr / Şêx) نمایان میشود. · عکس: Levi Clancy · مجوز: CC BY-SA 4.0 · منبع: Wikimedia Commons
نمای کلی + مقالهی تفصیلی. این بخش نمای کلیِ کلامیمبنا را از نظم اجتماعی میدهد. شرح کامل, همهی دودمانهای Şêx و Pîr، توالیِ مناصب، حقوق ازدواج، دگرگونیِ دیاسپورا, در مقالهی gesellschaftsordnung آمده است.
۶.۱ سه طبقه
جامعهی ئێزیدی به سه طبقهی موروثی و درونهمسر بخش شده است. مهم: این نه سلسلهمراتبی از ارزش اجتماعی است (برخلاف آنچه اغلب بدفهمیده میشود)، بلکه تقسیمِ کارکردهای دینی است, هر طبقه وظایفِ خاص خود را برای بهروزیِ معنویِ کلِ اجتماع بر دوش دارد. هر ئێزیدی, حتی اعضای خودِ طبقاتِ روحانی, موظف است یک Şêxِ منتسب و یک Pîrِ منتسب داشته باشد؛ این انتساب موروثی است [Iranica «Yazidis i»; Wikipedia «Yazidi social organization»; Spät 2005, S. 45–60].
- Şêx (شیخ), طبقهی روحانیِ بالا، مسئولِ بهروزیِ دینیِ اجتماع. به سه زیرشاخه تقسیم میشود: Şemsanî، Adanî و Qatanî. شاخهی Qatanî برجسته است، زیرا Mîr باید از آن برخیزد.
- Pîr: طبقهی روحانیِ دوم با وظایفی مشابه، اما کماجرتر؛ دودمانهای پرشمارِ Pîr مستند شدهاند.
- Mirîd: طبقهی بزرگِ عامِ مؤمنان (تحتاللفظی «شاگرد، پیرو») که اکثریتِ ئێزیدیها به آن تعلق دارند.
یادداشتِ قراردادی. درونهمسری سختگیرانه است: ئێزیدیها تنها با ئێزیدیها ازدواج میکنند و تعلقِ طبقاتی رعایت میشود. تخطی بهطور سنتی میتوانست به اخراج از اجتماع بینجامد. این قاعده از نظر دینی بهعنوان پاسداشتِ پاکی توجیه میشود، اما در دیاسپورا بهطور فزاینده بحثبرانگیز شده است [Iranica «Yazidis i»; Açıkyıldız 2010, S. 90–100].
۶.۲ مناصب و صاحبمنصبان
- Mîr (Mîrê Êzîdîyan), بالاترین مرجعِ سیاسی-دینی، جانشینِ Şêx Adî، با مقر در Şêxan؛ از شاخهی Qatanî برمیخیزد.
- Babê Şêx (Extiyarê Mergehê), بالاترین رهبرِ معنوی؛ باید از شاخهی Şemsanî-/Fexredîn برخیزد و مادامالعمر در منصب میماند.
- Peşîmam: کاهنِ عروسیِ موروثیِ منصوبشده از سوی Mîr.
- Qewwal (Qewal), خوانندگانِ موروثیِ سرودهای مقدس، بهطور سنتی از دو گروهِ Dimlî (Kurmancî-زبان) و Tazhî (عربیزبان)، هر دو از Başîqa و Bahzanê؛ پاسدارانِ میراثِ شفاهی. سازهای آنان دایرهی def و نی şibab است.
- Feqîr: زاهد در ردایِ پشمیِ سیاه (xerqe) با کمربندِ سرخ؛ تجسدِ پاکیِ دینی.
- Koçek: بیننده و درمانگر زیرِ نظرِ Babê Şêx.
[Iranica «Yazidis i»; Wikipedia «Yazidi social organization»; Allison 2001, S. 40–55]
۶.۳ خویشاوندیِ روحانی
فراتر از خویشاوندیِ خونی، نظمِ ئێزیدی خویشاوندیِ معنویِ نهادهشده را میشناسد:
- Birayê / Xuşka Axretê («برادر / خواهرِ آنجهان»), یک رابطهی خواهر-برادریِ معنویِ مادامالعمر که در جوانی نهاده میشود و شخص را در همهی آیینهای گذار تا آنجهان همراهی میکند. این نهاد ویژهی ئێزیدی است و در Kurmancî معادلی ندارد [Wikipedia «Yazidi social organization»; Iranica «Yazidis ii»].
- Kerîv / Kirîv: «پدرخوانده» در ختنه که بندی اجتماعیِ پایدار و شبهخویشاوندی میان دو خانواده مینهد [Allison 2001, S. 50–55].
۷. نمای کلی عمل دینی
![]()
افروختنِ چراغهای روغنیِ مقدس (çira) در جشن Sersal در Lalîş؛ آیینِ نور پیوند با خورشید و با Tawûsî Melek را نمادین میکند. · عکس: Levi Clancy · مجوز: CC BY-SA 4.0 · منبع: Wikimedia Commons
نمای کلی + مقالهی تفصیلی. این بخش عمل دینی را در نمای کلی ترسیم میکند. ژرفکاوی: اوقاتِ نماز، جهتِ نماز و طهارت در مقالهی gebet-praxis؛ سالِ جشن در feste؛ قواعدِ پاکی در reinheit-tabus؛ مکانهای مقدس در heiligtuemer و lalish.
۷.۱ نماز و رو به خورشید
پارساترین ئێزیدیها در اوقاتِ معینِ روز نماز میگزارند, بهویژه هنگام برآمدنِ خورشید و غروبِ خورشید. پیشاز نماز دستها و چهره شسته میشود؛ نماز با بازوانِ درهمقلابشده و رو به نورِ خورشید خوانده میشود. نمازها به Tawûsî Melek یا به Şêx Şems (خورشید) معطوفاند. خورشید و آتش مقدس بهشمار میروند [Iranica «Yazidis i»; servantgroup.org; Açıkyıldız 2010, S. 100–110].
۷.۲ تعمید: Mor kirin
آیینِ آغازینِ محوری Mor kirin («مُهر زدن») است: کودکی تعمید مییابد با ریختنِ سهبارهی آبِ مقدس از Kaniya Sipî («چشمهی سفید») در Lalîş, بهجایگزین از چشمهی Zimzim, بر سرِ او. در حالتِ آرمانی این کار در Lalîş انجام میشود؛ اگر سفر به آنجا ممکن نباشد، آیین را میتوان بعدتر جبران کرد [Iranica «Yazidis ii»; Wikipedia «Yazidism»].
دیگر آیینهای چرخهی زندگی عبارتاند از ختنه (با Kerîv بهعنوان پدرخوانده) و نیز عروسی (dawet) با رسومِ خاص مانند خواستگاری (xwazgînî) و درختِ آرزو (dara mirazê).
۷.۳ جشنها و روزه
سالِ جشن صبغهی خورشیدی دارد و بهطور سنتی از تقویمِ یولیانی پیروی میکند (بهتفصیل در مقالهی ویکیِ Festkalender). نقاط اوج:
- Sersal / Çarşema Sor («چهارشنبهی سرخ»), جشنِ سال نو و آفرینش در نخستین چهارشنبه از ۱۴ آوریل بهبعد (گریگوری). آفرینشِ جهان و فرودآمدنِ Tawûsî Melek را جشن میگیرد [Wikipedia «Yazidi New Year»; Açıkyıldız 2010, S. 130–140].
- Cejna Cemayê («جشنِ گردهمایی»), جشنِ اصلیِ هفتروزه در اکتبر در Lalîş، زیارتی به گورِ Şêx Adî با قربانیِ آیینیِ گاو نر (Qebaxgêran) و خوراکِ جمعیِ تبرکیافته (simat).
- Cejna Êzî (Eyda Êzî), جشنی بهافتخارِ Sultan Êzî در دسامبر که سه روز روزهی واجب (سهشنبه تا پنجشنبه) پیش از آن میآید.
- Çile Havîn / Çile Zivistan: دو روزهی چهلروزهی زاهدانه در اوجِ تابستان و زمستان که تنها از سوی روحانیت (Babê Şêx و زاهدان) نگه داشته میشود.
- Eyda Xidir Nebî û Elyas: «جشنِ آرزو» در فوریه، پیوسته با نیازخواهی و آرزوهای عاشقانه.
سرانجام Tawûsgêran بهلحاظ تاریخی راهپیماییِ Qewalها بود که با Sancak (طاووسِ برنزی) در روستاها میگشتند, امروز نادر شده، اما از نظر تاریخِ هویتی محوری است [Spät 2005, S. 95–130].
۷.۴ رقص، موسیقی و طلسمها
در جشن رقصِ مقدس Sema اجرا میشود؛ Qewalها آن را با def و şibab همراهی میکنند. بسیاری از ئێزیدیها بهعنوان حفاظ یک Berat با خود میبرند, گویِ کوچکِ گِلی از خاکِ Lalîş و آبِ Zimzim [Wikipedia «Cejna Cemayê»; Omarkhali 2017, S. 60–80].
۸. پاکی، تابوها و احکام خوراک
دلمشغولیِ پاکیِ آیینی سراسرِ زندگیِ روزمرهی ئێزیدی را درمینوردد و با آموزهی تناسخ پیوندِ تنگاتنگ دارد (نک. بخش ۵). در نظام طبقاتی، در قواعدِ ازدواج و در رشتهای از تابوها نمود مییابد [Allison 2017 (EI³ «Yazidism»); Kreyenbroek 1995, S. 59–63]. نمای کلیِ زیر شناختهشدهترین تابوها را نام میبرد؛ گستره و سختگیری بهشدت متفاوتاند و در مقالهی reinheit-tabus بهتفصیل بازنموده شدهاند.
- تابوی زبانی. واژهی عربی برای «اهریمن» بر زبان آورده نمیشود، زیرا توهینی به Tawûsî Melek تلقی میشود. در سطح منطقهای واژگانِ همآواییِ مشابه نیز (مانند şer، na’l، kîtan) پرهیز میشوند, منابع دربارهی گسترهی این پرهیز همداستان نیستند.
- تابوهای خوراک. پرهیز از کاهو (xas/kas, بهسببِ همآواییِ با xas، «شخصِ مقدس»)، گوشتِ خوک، ماهی (از سرِ احترام به سنتِ Yûnis/یونس) و در سطح منطقهای آهو رواج دارد. گستره و سختگیری از منطقه به منطقه و از خانواده به خانواده متفاوت است [Wikipedia «Yazidism»; Iranica «Yazidis i»].
- تابوی رنگِ آبی. آبی رنگِ Tawûsî Melek دانسته میشود و بهطور سنتی در پوشاکِ پوشیدهشده از آن پرهیز میشود. این تابو اما هر نمادینگیِ آیینیِ رنگ را دربر نمیگیرد (در Sersal تخممرغها ازجمله آبی رنگ میشوند)، و در Şingal سختگیرانهتر از قفقاز رعایت میشود, منابع اینجا یکدست نیستند [Wikipedia «Yazidism»; Britannica «Yazidi»].
۹. زیارتگاهها و مکانهای مقدس
![]()
Lalîş، Şêxan، عراق: زیارتگاهِ اصلی با برجهای مخروطیِ مشخصهاش؛ مهمترین مقصدِ زیارتِ ئێزیدیها. · عکس: Luay Qassim Hassan · مجوز: CC BY-SA 4.0 · منبع: Wikimedia Commons
مقالهی تفصیلی. بهتفصیل دربارهی مکانهای مقدس: heiligtuemer؛ بهطور خاص دربارهی زیارتگاهِ اصلی: lalish.
- Lalîş (Lalişa Nûranî، «Lalîşِ نور»), مقدسترین درهی ئێزیدیها، حدودِ ۶۰ کیلومتر شمالِ موصل؛ دربردارندهی آرامگاهِ Şêx Adî، Kaniya Sipî (چشمهی تعمید)، چشمهی Zimzim و Pira Silat (پلِ گذار) که بهطور نمادین سهبار از آن گذر میشود. Lalîş همزمان مرکزِ جغرافیایی، کلامی و آیینیِ جهانِ ئێزیدی است, قابلقیاس با کارکردِ مکه یا روم. هر ئێزیدی باید دستِکم یکبار در زندگی Lalîş را زیارت کند [Wikipedia «Lalish»; Kreyenbroek/Rashow 2005, S. 15–25].
- Şingal (سنجار): زادگاهِ کوهستانیِ سنتیِ بسیاری از ئێزیدیها در شمالغربِ عراق؛ در ۲۰۱۴ صحنهی نسلکشی بهدستِ موسومبه «دولت اسلامی» (نک. مقالهی ویکیِ Fermane).
- Quba Mêrê Dîwanê در Aknalich (ارمنستان، گشایش ۲۰۱۹), بزرگترین معبدِ ئێزیدیِ جهان؛ هفت گنبدش به هفت فرشته اشاره دارند. دیگر معابدِ مهمِ دیاسپورا در Aknalich (Ziaret، ۲۰۱۲) و تفلیس (معبدِ Sultan-Êzîd، ۲۰۱۵) ایستادهاند [Wikipedia «Quba Mêrê Dîwanê»; «Yazidis in Armenia»].
۱۰. میراث شفاهی و متون مقدس

Kitêba Cilwe (کتابِ مکاشفه): نسخهبرگردان. سنتِ دینیِ اصلی اما شفاهی در Qewlها انتقال مییابد. · مجوز: مالکیت عمومی · منبع: Wikimedia Commons
قلبِ معنویِ دین میراثِ شفاهی است. مهمترین گونهی آن Qewl (مفرد Qewl، «سخن، گفتار») است, سرودهای مقدسی که از سوی Qewwalها اجرا و نسلبهنسل بهصورت موروثی منتقل میشوند. آنها «کتابِ» واقعیِ ئێزیدیها هستند. مطالعهی بنیادینِ Khanna Omarkhali گونههای پرشمارِ شعرِ دینی را تمیز میدهد: در کنار Qewl نیز Beyt (اشعار/سرودهای دینیِ کوتاهتر)، Qeside، Du’a و فرمهای نیازخواهانهی بلندتر مانند Dirozge و نیز اعتقادنامهی Şehdetiya Dîn؛ پیکرهی او بیش از ۱۱۵۰ متن دینی را همراه با گونهها (variants) ثبت میکند [Omarkhali 2017, S. 50–140; Allison 2001, S. 26–80; Wikipedia «Yazidi literature»].
از ویژگیهای این میراث آن است که بسیاری از Qewlها مدعیِ خاستگاهِ الهی یا مقدساند (منتسب به موجوداتِ مقدس، نه مؤلفانِ انسانی) و فهم آنها بهیاریِ قطعاتِ منثورِ تفسیری (çîrok، pişt-perde) و درسنامهی ازبرشدهی sebeq پشتیبانی میشود. این سنت سدهها آگاهانه ننوشته ماند, ازجمله برای پاسداریِ آن از بیگانگان [Omarkhali 2017, S. 30–140; Iranica «Qawl»; Kreyenbroek/Rashow 2005, S. 25–60].
مقالهی تفصیلی. گونهها، شیوهی اجرا، آموزشِ Sebeq و کتابتشدنِ تاریخی در مقالهی qewl-tradition ژرفتر بررسی شدهاند؛ نمونهمتنها با ترجمه در مقالهی qewl-texte.
یادداشتِ قراردادی و منبعی. دو «کتابِ» اغلبنامبرده, Mishefa Reş («کتابِ سیاه») و Kitêba Cilwe («کتابِ مکاشفه»), تنها در ۱۹۱۱/۱۹۱۳ منتشر شدند. پژوهش تا حدِّ زیادی همداستان است که این نسخهها جعلِ ناـئێزیدیها برای مخاطبِ غربی بودند؛ محتوای آنها اما تا اندازهای تصوراتِ اصیلِ ئێزیدی را بازمیتاباند. خودِ ئێزیدیها آنها را گوناگون ارزیابی میکنند: برخی میپذیرند، برخی دیگر تنها سنتِ Qewl را بهرسمیت میشناسند [Kreyenbroek 1995, S. 10–17; Omarkhali 2017, S. 30–45; Wikipedia «Yazidism»].
از ۲۰۱۳ افزونبر آن خطِ ئێزیدیِ تاریخی و مستقل (سدههای ۱۳ تا ۱۷) از سوی شورای روحانی در تفلیس برای متون دینی احیا میشود [Wikipedia «Yezidi script»].
۱۱. نسبت با دیگر ادیان
آیین ئێزیدی در منطقهای پدید آمد و بالید که اسلام، مسیحیت، یهودیت و سنتهای کهنایرانی-بینالنهرینی در آن به هم برخوردند. نسبت آن با این ادیان دوگانه است: تمایزِ کلامی همزمان با برگرفتنِ تکتک انگارهها.
- اسلام. ئێزیدیها آگاهانه خود را متمایز میکنند (واژگانِ خاصِ خدا Xwedê بهجای Allah، درودِ خاص، جشنهای خاص) و انتسابِ تحمیلیِ سدههاطولانیِ «شیطانپرست» یا «مسلمانِ بدعتگزار» را قاطعانه رد میکنند. همزمان بیمناقشه است که اجتماع در سدهی دوازدهم بهدستِ صوفیِ Şêx Adî شکل گرفت و تکتک اصطلاحات و نامهای فرشتگانِ اسلامیخاستگاه در لایههای ثانویِ میراث پدیدار میشوند [Açıkyıldız 2010, S. 35–50; Kreyenbroek 1995, S. 1–17].
- مسیحیت. برخی آیینها در سطح، عملِ مسیحی را بهیاد میآورند (تعمید با آبِ مقدس، شراب در مناسبتهای معین، ارجمندداشتِ گورهای مقدسان)؛ پژوهش این شباهتها را پدیدههای همجواریِ یک منطقهی مشترک میداند، نه وابستگی [Açıkyıldız 2010; Spät 2005].
- زرتشتیگری / Yarsan (اهل حق). نزدیکترین خویشاوندیِ ساختاری نه با اسلام، بلکه با جهانِ دینیِ غربایرانی است: ئێزیدیها با باورِ Yarsan آموزهی فرشتگان، فهمِ چرخهای از زمان، تناسخ و چهرهی فرشتهای را در اشتراک دارند که با «شیطانِ ادیانِ دیگر» اشتباه گرفته شده، اما بههیچرو بد نیست [Kreyenbroek 2016 (Wiley «Yezidi and Yarsan Traditions»); Asatrian/Arakelova 2014]. اشتقاقِ مستقیمِ «از زرتشتیگری» اما منسوخ بهشمار میرود (نک. بخش ۱۲).
مقالهی تفصیلی. مقایسهی مفصل با اسلام، مسیحیت، زرتشتیگری و Yarsan در مقالهی nachbarreligionen؛ همسوییهای اسطورهای در mythologie.
۱۲. جایگاهبندی دینپژوهانه
خاستگاهِ دین ئێزیدی موضوعِ یک مناقشهی پژوهانهی زنده و تا امروز گشوده است. مهمترین مواضع را میتوان چنین گرد آورد, آنها را باید بهعنوان مواضعِ پژوهشی فهمید، نه واقعیتِ مسلم:
- «لایهی بنیادینِ ایرانی» (Kreyenbroek). Philip Kreyenbroek استدلال میکند که پشتِ آیین ئێزیدی و سنتِ خویشاوندِ Yarsan-/اهلحق نظامی دینیِ مشترک، پیشااسلامی-ایرانی اما غیرزرتشتی ایستاده است که در آن چهرهای دمیورژیک (او از Mithra نام میبرد) محوری بوده. هر دو سنت رد و نشانِ این نظام را پاس داشتهاند [Kreyenbroek 1995, S. 1–17; Kreyenbroek 2016 (Wiley «Yezidi and Yarsan Traditions»)].
- بازشکلگیریِ صوفیانه-اسلامی. بیمناقشه است که چهرهی تاریخیِ Şêx Adî و سازماندهیِ اجتماع در سدهی دوازدهم عناصرِ صوفیانه را وارد کردند (Adî به محیطی صوفیانه تعلق داشت)؛ دین اما پس از آن بهگونهای مستقل از عرفانِ اسلامی فاصله گرفت [Açıkyıldız 2010, S. 35–50].
- نقدِ برچسبِ «التقاطی». کارهای تازهتر (ازجمله Spät، Omarkhali) هشدار میدهند که آیین ئێزیدی را شتابزده بهعنوانِ آمیزهای صرفاً «التقاطی» از اسلام، مسیحیت و زرتشتیگری توصیف نکنیم. پژوهشِ قدیمیتر آن را اغلب بهخطا «اسلامِ بدعتگزار» شناخته است؛ در واقع این یک سنتِ مستقل با منطقِ درونیِ خاصِ خود است که درست از رهگذرِ شبکهسازیِ فراملی به یک «ارتدوکسیِ» آگاهانه شکل میگیرد [Spät 2005; «Yezidism between Scholarly Literature and Actual Practice» 2013].
- همسوییهای Yarsan (Asatrian & Arakelova). Garnik Asatrian و Victoria Arakelova بر اشتراکاتِ ساختاری با باورِ Yarsan تأکید میکنند (آموزهی فرشتگان، فهمِ چرخهای از زمان، تناسخ) و هر دو را به جهانِ دینیِ مشترکِ غربایرانی نسبت میدهند [Asatrian/Arakelova 2014].
جمعبندیِ پژوهش (محتاطانه صورتبندیشده): دین ئێزیدی نه فرقهای اسلامی است و نه صرفاً «زرتشتیگری». ریشههای کهنایرانی-بینالنهرینی دارد، شکلی که در سدهی دوازدهم بهدستِ Şêx Adî گرفته شده، و الهیاتی مستقل و شفاهیحملشده. اشتقاقهای فراگیر, چه «از اسلام» و چه «از زرتشتیگری», امروز منسوخ بهشمار میروند [Kreyenbroek 1995; Spät 2005; Açıkyıldız 2010].
۱۳. مناقشههای الهیاتی معاصر و اصلاح
مهاجرت، دیاسپورا و نسلکشیِ ۲۰۱۴ در اجتماع رشتهای از مناقشهها را برانگیختهاند که بیواسطه کلامی هستند و در پژوهش بهشدت رصد میشوند.
- کتابتشدن و قانوننامه (canon). هنجارِ سدههاکهنِ انتقالِ صرفاً شفاهیِ سنت زیرِ فشار است: شوراهای روحانی (ازجمله در تفلیس و در عراق) و پژوهشگران Qewlها را گرد میآورند، نسخهبرداری و منتشر میکنند؛ برخی از یک قانوننامهی نوشتاری برای پاسداری دفاع میکنند، برخی دیگر در آن گسستی از سرشتِ دین میبینند. Omarkhali این گذارِ «از شفاهی به نوشتاری» را بهعنوانِ دگرگونیِ شاخصِ زمانه توصیف میکند [Omarkhali 2017, S. 30–45, 140 ff.].
- بازپذیرش پس از نسلکشی. در واکنش به بردهسازیِ زنانِ ئێزیدی بهدستِ موسومبه «دولت اسلامی»، Babê Şêx در ۲۰۱۴/۲۰۱۵ در Lalîş قاعدهی سدههاکهنی را برداشت که بر اساس آن تماسِ اجباری با ناـئێزیدیها به اخراج میانجامید: زنانِ بازمانده از طریق یک آیینِ تبرک صراحتاً دوباره به اجتماع پذیرفته شدند. دربارهی پذیرشِ کودکانِ زادهشده در این میان، که خواسته نیز شده، هنوز کشمکش ادامه دارد [UNHCR 2019; «Changes in the Yazidi Society and Religion after the Genocide» 2019].
- درونهمسری، طبقه و ازدواجهای آمیخته. در دیاسپورا ئێزیدیهای جوانتر بهطور فزاینده درونهمسریِ سختگیرانه و منعِ ازدواج میان طبقات را بهپرسش میکشند, تنشی میان پاکیِ دینیمبنا و واقعیتهای فردیِ زندگی که اجتماع هنوز بهطور قطعی حلش نکرده است [«Changes in the Yazidi Society…» 2019; Spät 2005].
- دین در پراکندگی. مطالعاتِ دیاسپورا نشان میدهند که دین در غربت گاه بهطرز شگفتانگیزی پایدار میماند و گاه «از نو ابداع» میشود, آیینها به معابدِ ارمنستان، گرجستان و آلمان منتقل میشوند، و پرسشِ اقتدارِ دینی بدون دسترسیِ بیواسطه به Lalîş از نو محل گفتوگوست [«Faith in displacement», Religion 2025].
جایگاهبندی. این مناقشهها درونئێزیدی هستند و از سوی خودِ مؤمنان و اقتدارهای روحانیشان پیش برده میشوند؛ ویکی آنها را مستند میکند بیآنکه جانبداری کند.
۱۴. واژهنامهی Êzdîkî (مفاهیم کلیدی)
گزیدهی مهمترین مفاهیم دینی به خط لاتینِ Bedirxan. مفاهیمی که ویژهی ئێزیدیاند یا آگاهانه از واژگانِ همآواییِ Kurmancî فاصله میگیرند، با ★ نشان داده شدهاند. مجموعهای مفصل از واژگان و زبانِ روزمره در مقالههای ویکیِ Grammatik-Tabellen و Festkalender آمده است.
| Êzdîkî | فارسی | یادداشت |
|---|---|---|
| Xwedê / Êzdan ★ | خدا | آفریدگارِ متعالِ یکتا؛ در زندگیِ روزمره نه «Allah» (همان آفریدگارِ یکتا؛ «Ellah» نامی کمکاربرد برای خداست) |
| Tawûsî Melek / Melekê Tawûs ★ | فرشتهی طاووس | برترینِ ۷ فرشته، سرورِ جهان؛ نه شیطان |
| Heft Sirr / Heft Sur ★ | ۷ موجود مقدس | «هفت راز»؛ جزئیاتِ درونی تابوست |
| Sultan Êzî / Êzîd ★ | تجلیِ خدا | نامبخشِ ئێزیدیها |
| Şêx Adî (ibn Misafir) ★ | چهرهی اصلاحگر (درگذشته ~۱۱۶۲) | آرامگاه در Lalîş |
| Şêx Şems / Şêşims ★ | فرشتهی خورشید/آتش | جهتِ نماز خورشید |
| Kiras guhorîn ★ | تناسخ روح | «تعویضِ پیراهن»؛ بازتولد |
| Mor kirin ★ | تعمید / «مُهر زدن» | آب از Kaniya Sipî |
| Mîr / Mîrê Êzîdîyan ★ | فرمانروای ئێزیدیها | از شاخهی Qatanî |
| Babê Şêx ★ | بالاترین رهبرِ روحانی | از شاخهی Şemsanî-/Fexredîn |
| Şêx / Pîr / Mirîd ★ | ۳ طبقهی موروثی | بهشدت درونهمسر |
| Qewwal ★ | خوانندهی سرودهای مقدس | از Dimlî (Kurmancî) / Tazhî (عربی)، Başîqa + Bahzanê |
| Feqîr / Koçek ★ | زاهد / بیننده-درمانگر | پاکیِ دینی |
| Birayê / Xuşka Axretê ★ | برادر/خواهرِ آنجهان | خواهر-برادریِ معنویِ نهادهشده |
| Kerîv / Kirîv ★ | پدرخواندهی ختنه | بندِ خانوادگی مینهد |
| Qewl / Beyt ★ | سرودِ مقدس / شعرِ دینی | میراثِ شفاهی |
| Mishefa Reş / Kitêba Cilwe ★ | «کتابِ سیاه» / «کتابِ مکاشفه» | نسخهها مورد مناقشه |
| Sersal / Çarşema Sor ★ | سال نو / «چهارشنبهی سرخ» | نه Newroz |
| Cejna Cemayê ★ | جشنِ گردهمایی (اکتبر) | ۷ روز در Lalîş |
| Cejna Êzî / Eyda Êzî ★ | جشنِ Sultan Êzî (دسامبر) | ۳ روز روزهی واجب |
| Çile Havîn / Çile Zivistan ★ | روزهی ۴۰روزهی تابستان/زمستان | تنها روحانیت |
| Lalîş ★ | زیارتگاهِ مرکزی | درهای نزدیکِ موصل |
| Berat ★ | طلسمِ حفاظ | خاکِ Lalîş + آبِ Zimzim |
| Sancak / Sinjaq ★ | بیرقِ طاووس | ۷ طاووسِ برنزی |
| Silav | درودِ «صلح» | ئێزیدیپسند، غیراسلامی |
| Pîroz | مقدس / مبارک | Cejna te pîroz be! = «جشنت مبارک!» |
منابع
| ش. | منبع | اعتماد |
|---|---|---|
| ۱ | Kreyenbroek, P. G. (1995) Yezidism: Its Background, Observances and Textual Tradition, Edwin Mellen Press, ISBN 0-7734-9004-3, ناشر · WorldCat | A |
| ۲ | Kreyenbroek, P. G. & Rashow, Kh. J. (2005) God and Sheikh Adi are Perfect: Sacred Poems and Religious Narratives from the Yezidi Tradition, Harrassowitz (Iranica 9), ISBN 978-3-447-05300-6 | A |
| ۳ | Allison, C. (2001) The Yezidi Oral Tradition in Iraqi Kurdistan, Curzon, ISBN 0-7007-1397-2 | A |
| ۴ | Allison, C. (2017) „Yazidism", Encyclopaedia of Islam THREE (EI³), Brill, Brill | A |
| ۵ | Omarkhali, Kh. (2017) The Yezidi Religious Textual Tradition: From Oral to Written. Categories, Transmission, Scripturalisation and Canonisation of the Yezidi Oral Religious Texts, Harrassowitz (Studies in Oriental Religions 72), ISBN 978-3-447-10856-0, ناشر · فهرست PDF | A |
| ۶ | Açıkyıldız, B. (2010) The Yazidis: The History of a Community, Culture and Religion, I.B. Tauris, ISBN 978-1-848-85274-7 | A |
| ۷ | Spät, E. (2005) The Yezidis, Saqi Books, ISBN 978-0-86356-593-4 (پیشگفتار: P. Kreyenbroek) | A |
| ۸ | Rodziewicz, A. (2014) „And the Pearl Became an Egg: The Yezidi Red Wednesday and Its Cosmogonic Background", Iran & Caucasus 18(4); همو دربارهی Heft Sur در Fritillaria Kurdica | A |
| ۹ | Asatrian, G. & Arakelova, V. (2014) The Religion of the Peacock Angel: The Yezidis and Their Spirit World, Acumen/Routledge, ISBN 978-1-844-65761-2, Routledge | A |
| ۱۰ | Kreyenbroek, P. G. (2016) „The Yezidi and Yarsan Traditions", in M. Stausberg/Y. Vevaina (Hg.) The Wiley Blackwell Companion to Zoroastrianism, Wiley, Kap. 32, Wiley · PDF | A |
| ۱۱ | Encyclopaedia Iranica, „Yazidis i. General" (Kreyenbroek) · „Yazidis ii. Initiation" · „Qawl" · „Jelwa, Ketāb al-" | A |
| ۱۲ | „Changes in the Yazidi Society and Religion after the Genocide, A Growing Rapprochement with Human Rights?" (2019), Open Journal of Social Sciences, SCIRP | B |
| ۱۳ | „Faith in displacement: vernacular stability and the reinvention of Yazidi religion in exile" (2025), Religion, T&F | B |
| ۱۴ | UNHCR (2019) „Yazidi women welcomed back to the faith", UNHCR | B |
| ۱۵ | Wikipedia, „Yazidism", „Tawûsî Melek", „Yazidi social organization", „Yazidi literature", „Lalish", „Quba Mêrê Dîwanê", „Yazidis in Armenia", „Yezidi script", „Yazidi New Year", „Cejna Cemayê", „Gathering of the spiritual" | C |
| ۱۶ | peacock-angel.org, منابعِ Reincarnation / سنتِ Yezidi (نقل از E. Spät) | B |
| ۱۷ | servantgroup.org, „Yezidi Theology, Oral Tradition, and Ritual" | C |
| ۱۸ | Encyclopaedia Britannica, „Yazidi" | C |
| ۱۹ | Lalish Temple, UNESCO World Heritage Tentative List | B |
اعتماد: A = علمیِ داوریشده (peer-reviewed) · B = نهادی/NGO/اجتماعِ بهرسمیتشناختهشده · C = روزنامهنگارانه/نمای کلیِ آنلاین.
وضعیت: ۲۰۲۶-۰۶-۱۶ · قراردادهای ئێزیدی: Tawûsî Melek ≠ شیطان · Xwedê ≠ Allah · Sersal ≠ Newroz · اسامی خاص بهلاتین (Lalîş، Şêx Adî، Tawûsî Melek) · تابویِ Heft-Sirran رعایتشده.
محتوای مرتبط
گاهشمار
فهرست
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.