wissen

نماز و عمل دینی روزمره در ایزدیت

محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی – بررسی‌نشده. این ترجمه به‌طور خودکار توسط یک مدل زبانی محلی ایجاد شده و هنوز توسط کارشناسان انسانی تأیید نشده است. ارجاعات منابع و ادعاهای جزئی ممکن است خطا داشته باشند. لطفاً آن را به‌عنوان نسخهٔ در دست کار در نظر بگیرید. برای دیدن نسخهٔ تأییدشده به نسخهٔ اصلی آلمانی بروید.
fa۲٬۸۴۶ واژه⏱ حدود 13 دقیقه مطالعه📚 13 بخش🔖 ≥9 منبعکیفیت C · بررسی‌نشده

این مقاله به دین‌داری زیسته ایزدی‌ها می‌پردازد, نماز روزانه، آیین‌های کوچک زندگی روزمره و ضرب‌آهنگ پارسایانه هفته و سال. در حالی که Religion و Tawûsî Melek مبانی الهیاتی را عرضه می‌کنند، اینجا سخن از عمل است: چه زمانی، چگونه و به کدام جهت نماز خوانده می‌شود؛ چه حرکات، وضوها و اشیائی به آن تعلق دارند؛ و دین‌داری چگونه در خانه، در گذر روز و در چرخه سال نمود می‌یابد.

یک یادداشت مقدماتی مهم: نظام دینی ایزدی سرشتی شفاهی دارد و از نظر منطقه‌ای چندگونه است. شمار نمازهای روزانه، نام‌هایشان و درجه الزامی‌بودنشان میان منابع، مناطق و خانواده‌ها به‌طور چشمگیری متفاوت است. از این رو این مقاله به‌طور پیوسته در جایی که داده‌ها پراکنده‌اند انتساب می‌دهد، به‌جای آنکه یک نسخه «درست» یگانه را ادعا کند.

یادداشت درباره نگارش: ما صورت کرمانجی-لاتین Êzîdî/ایزدی‌ها را به کار می‌بریم (نه «یزیدی»، مگر در نقل‌قول‌های مستقیم)، Xwedê را برای خدا و Tawûsî Melek را برای والاترین فرشته مقدس, هرگز با «شیطان» یکسان گرفته نمی‌شود (نگاه کنید به Tawûsî Melek). نام‌های خاص و نام‌های نماز با نگارش کرمانجی-لاتین می‌آیند.


نماز در ایزدیت: ویژگی‌های بنیادی

برخلاف دین‌های بزرگ کتابی، در ایزدیت هیچ متن نماز الزام‌آوری وجود ندارد که برای همه مؤمنان کلمه‌به‌کلمه تثبیت شده باشد، و نماز روزانه به همان شیوه‌ای که مثلاً نماز واجب اسلامی است، تکلیفی قابل‌مطالبه نیست. دین‌داری به‌شکل نیرومندتری فردی، خانگی و به نمادگرایی خورشید و نور پیوسته است. نمازخواندن برای بسیاری از ایزدی‌ها پیش از هر چیز یعنی: رو به خورشید برآینده کردن، نیایشی کوتاه گفتن و در زندگی روزمره به مقدس دست‌یازیدن.

نماز به زبان دینی کرمانجی (کردی شمالی) خوانده می‌شود, همان زبانی که سرودهای مقدس (Qewl) نیز به آن منتقل می‌شوند (نگاه کنید به Qewl-Tradition). زبان دینی بدین‌سان با هویت قومی تنگاتنگ درهم‌تنیده است؛ نماز به زبانی دیگر نزد بسیاری تمام‌عیار شمرده نمی‌شود.

نماز به‌سوی Tawûsî Melek و به‌سوی نور الهی خورشید (کردی Şems، پیوسته با چهره مقدس Şêx Şems) است، که به‌مثابه تجلی دیدنیِ امر الهی گرامی داشته می‌شود. در نهایت هر نمازی به‌سوی Xwedê است، خدای یگانه، که آفرینش و تدبیر جهان او اما از طریق موجودات مقدس صورت می‌گیرد.


نمازهای روزانه: شمار، اوقات و نام‌ها

درباره شمار نمازهای روزانه در سنت اتفاق‌نظری نیست. گزارش پرگسترش‌ترین پنج وقت نماز را می‌شناسد، که از آن‌ها در زندگی روزمره زیسته بیشتر تنها دو یا سه به‌راستی به‌جا آورده می‌شود.

پنج نماز (صورت آرمانی)

در یک برشماری رایج پنج نماز روزانه (کرمانجی nivêj) چنین‌اند:

  • Nivêja berîspêdê: نماز در گرگ‌ومیش پیش از سپیده‌دم
  • Nivêja rojhilatinê: نماز هنگام برآمدن خورشید
  • Nivêja nîvro: نماز ظهر
  • Nivêja êvarî: نماز بعدازظهر/شامگاه
  • Nivêja rojavabûnê: نماز هنگام فروشدن خورشید

منابع دیگر نمازها را زیر عنوان Dua («دعا، نیایش») و با شماری تا اندازه‌ای متفاوت برمی‌شمارند، مثلاً: Dua Fecrê (سپیده‌دم)، Dua Sibê (صبح)، Dua Nîvro (ظهر)، Dua Êvarê (شامگاه) و نمازی پیش از خواب (Dua Ser Belgî، که به‌منزله اقرار به ایمان Şehda Dînî نیز فهمیده می‌شود). اینکه کدام نام‌ها و کدام شمار جاری است، به سنت محلیِ مربوط بستگی دارد, برخی جماعت‌ها از سه یا چهار نماز معمول سخن می‌گویند.

عمل زیسته: نماز صبح و شامگاه

در واقعیت برای بیشتر ایزدی‌ها پیش از هر چیز دو نماز تعیین‌کننده‌اند: نماز صبح هنگام برآمدن خورشید و نماز شامگاه هنگام فروشدن خورشید. این دو آستانه روز, پدیداری و ناپدیدشدن نور, لحظه‌های مرکزی دین‌داری روزمره ایزدی‌اند. نماز شامگاه (Dua Êvarê، در تلفظ شنگال/دیاسپورا همچنین Dowa Evare) آنگاه بسا تنها و در جایی خلوت گفته می‌شود؛ این نمازی سپاسگزارانه است که در آن نمازگزار رو به خورشید فروشونده می‌کند.

اوقات دیگر نماز ثواب‌آور شمرده می‌شوند، اما نه به همان اندازه معمول. روی‌هم‌رفته بسامد نمازخواندن به‌شدت به دین‌داری شخصی، به سن و به نزدیکی به بزرگان دینی بستگی دارد.


رو کردن به خورشید

چشمگیرترین ویژگی عمل نماز ایزدی رو کردن به خورشید است. نمازگزار چهره خود را در نماز صبح به‌سوی خورشید برآینده در خاور و در نماز شامگاه به‌سوی خورشید فروشونده در باختر می‌گرداند. خورشید نشانه‌ای دیدنی از نور الهی شمرده می‌شود؛ گرامیداشت آن در مرکز دین‌داری عملی ایستاده است، بی‌آنکه ایزدی‌ها «خورشیدپرست» به‌معنای خدایی مستقل باشند, خورشید تجلی و اشاره است، نه خود خدا.

بنا بر سنتی پرگسترش، Tawûsî Melek به نخستین انسان آموخت که در نماز رو به خورشید کند. بدین‌سان نماز روزانه با اسطوره آفرینش پیوند می‌خورد (نگاه کنید به Religion): هرکه نماز می‌گزارد، حرکتی را تکرار می‌کند که تا آغاز بشریت بازمی‌گردد.

تمایزی مهم به نماز ظهر مربوط است: هرکه آن را به‌جا می‌آورد، نه به خورشیدِ در اوج، بلکه به‌سوی جهت زیارتگاه Lalîş رو می‌کند (نگاه کنید به Lalîş). Lalîş بدین‌سان چیزی همانند قبله ایزدی‌هاست, نقطه مرجع جغرافیاییِ زمینی که گرامیداشت کیهانیِ نور را به جایی مشخص پیوند می‌دهد. خودِ نماز خورشید نیز ذهناً به Lalîş ارجاع داده می‌شود، زیرا آنجا، بنا بر تصور ایزدی، آفرینش آغاز خود را گرفت.


وضوها و پاکی پیش از نماز

نماز به‌طور آرمانی با یک تطهیر آیینی پیش‌درآمد می‌یابد. نمازگزار دست‌ها و چهره را می‌شوید پیش از آنکه رو به خورشید کند. پاکی (paqijî) در ایزدیت ارزشی صرفاً بهداشتی نیست بلکه دینی است: هرکه با مقدس به تماس درآید, چه در نماز، چه در دیدار از یک زیارتگاه یا در دست‌زدن به اشیای تقدیس‌شده, باید پاک باشد.

پاکی نماز بخشی از نظامی فراگیرتر از احکام پاکی و خوراک است که زندگی روزمره را شکل می‌دهد (به‌تفصیل در Reinheit & Tabus). آب در این میان نقشی برجسته دارد؛ مقدس‌ترین آب در Lalîş می‌جوشد (Kaniya Sipî، Zimzim) و به‌شکل تقدیس‌شده تا Diaspora برده می‌شود.


حرکات و آیین‌های کوچک روزمره

در کنار نماز کلامیِ به‌معنای واقعی، حرکات بدنیِ دین‌دارانه‌ای پرشمار وجود دارند که زندگی روزمره را درمی‌نوردند:

  • وضع بازوها در نماز: بسیاری از ایزدی‌ها در هنگام نماز بازوها را پیش از تن صلیب‌وار می‌کنند و چهره را به‌سوی خورشید بالا می‌برند. نماز بیشتر اوقات ایستاده به‌جا آورده می‌شود.
  • بوسیدن دامن جامه: در پایان نماز اغلب دامن جامه خود (یا گردنبندی، دستمالی گره‌خورده) بوسیده می‌شود, حرکتی از فروتنی و دست‌یازیدن به مقدس.
  • بوسیدن آستانه‌ها و جای‌های مقدس: بوسیدن آستانه‌های در در زیارتگاه‌ها و در زیارتگاه Lalîş آیینی مرکزی از دین‌داری است. زائران نزد دروازه‌ها زانو می‌زنند و آستانه‌ها را می‌بوسند بی‌آنکه بر آن‌ها پای بگذارند, آستانه‌های فضاهای مقدس را نباید با پا لمس کرد. سنگ‌های مقدس، ستون‌ها و دستمال‌های رنگارنگِ گره‌خورده زیارتگاه‌ها نیز بوسیده و لمس می‌شوند. این حرکات قداست را تن‌مندانه تجربه‌پذیر می‌کنند و، برخلاف نماز گفتاری، برای همه دسترس‌پذیرند.

بِرات: گویچه‌های مقدس از خاک Lalîş

شیئی ویژه از دین‌داری روزانه بِرات است (Berat، همچنین berat، «برکت، اجازه»): گویچه‌ای کوچک، بیشتر مرواریدشکل، سفیدگون از خاک مقدس درّه Lalîş، که با آب تقدیس‌شده, از چشمه سفید (Kaniya Sipî) یا چشمه Zimzim, آمیخته و شکل داده می‌شود.

بسیاری از ایزدی‌ها یک یا چند بِرات را همراه خود دارند: در جیب، بر بندی بر گردن یا در خانه نگه‌داشته. بِرات گواهی تن‌مند از پیوند با مقدس‌ترین جای زمین است و در همان حال تکه‌ای از Lalîş که می‌توان آن را همه‌جا با خود برد. در نماز و در بحران‌های زندگی آن را لمس می‌کنند، می‌بوسند یا در دست می‌گیرند؛ در ازدواج، زیارت و مرگ همراهی می‌کند. به‌ویژه در دیاسپورا، دور از زیارتگاه، بِرات همچون تکه‌ای حملِ‌شدنی از میهن و قداست معنایی افزون می‌یابد.

ساخت و توزیع بِرات به Lalîş و به بزرگان دینیِ آنجا پیوسته است؛ گویچه‌ها به‌دست زائران برده می‌شوند و در جماعت دست‌به‌دست می‌گردند.

بِرات به‌گونه‌ای علمی، از جمله، در پژوهش «The blessed handful of light: genesis and message of the Yezidi berat» (British Journal of Middle Eastern Studies، 2022) پرداخته شده است، که پیوند آن را با تصور ایزدی از آفرینش, Lalîş همچون نخستین جای آفریده‌شده و از آسمان فروفرستاده, برجسته می‌کند.


ضرب‌آهنگ هفتگی: چهارشنبه مقدس، شنبه روز آسایش

همچنین هفته نیز دینی ساختار یافته است:

چهارشنبه: روز مقدس

چهارشنبه (کرمانجی Çarşem) مقدس‌ترین روز هفته ایزدی‌هاست. روزی شمرده می‌شود که، بنا بر سنت ایزدی، آفرینش جهان به فرجامی رسید و Tawûsî Melek فرمانروای زمین گمارده شد: روزی که زندگی بر زمین آغاز شد و زمین در Lalîş شکل گرفت. چهارشنبه از این رو روز گرامیداشتی ویژه است؛ جشن بزرگ سال نو Çarşema Sor («چهارشنبه سرخ»، نگاه کنید به Festkalender) آگاهانه بر یک چهارشنبه در بهار می‌افتد.

بار دینی چهارشنبه موضوع تفسیر علمی نیز شده است, چنان‌که پژوهشی چهارشنبه ایزدی و گرامیداشت خورشید، ماه و فرشتگان منسوب به آن‌ها را با تصورات ایرانیِ کهن و فیثاغورثی از نظم اجرام آسمانی پیوند می‌دهد.

شنبه: روز آسایش

شنبه (کرمانجی Şemî) به‌طور سنتی روز آسایش شمرده می‌شود، که در آن کارها و فعالیت‌های معینی باید ناانجام بمانند. ایزدیت بدین‌سان, همچون دین‌های دیگر منطقه, ضرب‌آهنگ آسایش هفتگیِ خاص خود را دارد که زندگی روزمره مؤمنان را هم‌ساختار می‌بخشد.


دوره‌های روزه

روزه (کرمانجی rojî) به الزام‌آورترین عناصر دین‌داری زیسته تعلق دارد و با تقویم جشن‌ها تنگاتنگ درهم‌تنیده است (نگاه کنید به Festkalender).

روزه دسامبر (Çileyê Êzî / Rojiyên Êzî)

مهم‌ترین روزه همه ایزدی‌ها روزه سه‌روزه دسامبر است به افتخار Êzî (چهره‌ای مقدس پیوسته با سلطان Êzîd). در دسامبر می‌افتد و بنا بر قاعده پرگسترش در میانه ماه آغاز می‌شود (اغلب گفته می‌شود: نه پیش از ۱۳ دسامبر)، به‌طور سنتی از سه‌شنبه تا پنجشنبه. روزه از برآمدن تا فروشدن خورشید گرفته می‌شود, در روز از خوراک، نوشیدنی و توتون پرهیز می‌شود؛ شب‌ها به وعده مشترک و نماز اختصاص دارد. خانواده‌ها پیش از سپیده‌دم صبحانه‌ای پرمایه می‌خورند و روزه را شامگاه با وعده‌ای جشن‌گونه می‌گشایند، که اغلب همسایگان و دوستان به آن دعوت می‌شوند.

این سه روز تکلیف هر ایزدی شمرده می‌شود, بنا بر گزارش رایج کودکان، بیماران و سالمندان مستثنی‌اند. روزه نه‌تنها همچون پرهیز تنانه فهمیده می‌شود: باید همچنین «با دل و خرد روزه گرفت», یعنی همدلی، سپاسگزاری و آگاهی بر گفتارها و اندیشه‌ها ورزید و برای جماعت دعا کرد.

در پایان روزه جشن Êzî (Eda Rojiyê Êzî / Eida Rojiyê) قرار دارد، که در آن مردم با درود «Eida te pîroz be» («جشنت مبارک!») به هم می‌رسند.

بر روزه واجب سه‌روزه در برخی سنت‌ها روزهای روزه داوطلبانه در هفته‌های پیشین پیشی می‌گیرد (مانند Rojiyên Şêşims و Rojiyên Xwedan)، که کاری پارسایانه افزون شمرده می‌شوند.

روزه چهل‌روزه روحانیت (Çile)

فراتر از روزه عمومی، ایزدی‌ها یک روزه چهل‌روزه (Çile) را می‌شناسند که، همچون تکلیفی دینی، تنها بر روحانیت قرار دارد, به‌ویژه بر Babê Şêx و Feqîrها و همچنین دیگر بزرگان. یک Çile زمستانی هست (تقریباً از پایان دسامبر تا پایان ژانویه/آغاز فوریه، در سردترین زمان سال) و یک Çile تابستانی متناظر. پایان روزه زمستانی را جشن چهل روز (Cejna Çilê) در آغاز فوریه می‌سازد. این انضباط ریاضت‌جویانه متخصصان دینی به‌روشنی از روزه واجب کوتاه عامیان متمایز است.


دین‌داری خانگی و محراب خانگی

بخش بزرگی از دینداری ایزدی در خانه می‌گذرد. در کنار نماز شخصی صبح و شامگاه، خانواده‌ها نیایش خانگی را می‌پرورند: نگه‌داری و لمس بِرات، افروختن چراغ‌ها و فتیله‌ها (نور همچون تجلی امر الهی)، آویختن دستمال‌های گره‌خورده مقدس و نگه‌داری خاک، آب یا اشیائی از Lalîş.

برخی خانه‌ها گوشه یا طاقچه مقدسی کوچک با اشیای تقدیس‌شده دارند, گونه‌ای «محراب خانگی» که خانواده نزد آن نیایش خود را به‌جا می‌آورد. همچنین جشن Batizmî و دیگر آیین‌های خانوادگی در چارچوب خانگی برگزار می‌شوند. همین دین‌داری خانگی است که ایزدیت را در گذر نسل‌ها و در سراسر پراکندگی گسترده دیاسپورا زنده نگاه می‌دارد, درست همان‌جا که زیارتگاه‌ها و مقدسات کم‌اند.


نقش Şêx، Pîr و Hosta

دین‌داری زیسته تنگاتنگ به نظام کاستیِ جامعه ایزدی پیوسته است (به‌تفصیل در Gesellschaftsordnung). هر خانواده عامیِ Mirîd به بزرگان دینی معینی پیوسته است که همراهی معنوی آن را برعهده می‌گیرند:

  • Şêx (شیخ) و Pîr دو «کاست» دینی‌اند که هر خانواده عامی به آن‌ها منتسب است. Şêx و Pîr مسئول، خانواده را در گذارهای زندگی, تعمید، ازدواج، مرگ (نگاه کنید به Traditionen), و در امور دینی همراهی می‌کنند. در برابر آن‌ها تکلیفِ احترام و پرداخت‌ها وجود دارد.
  • Hosta (همچنین Mamosta، «آموزگار/استاد») استاد-آموزگار دینی است که محتوای ایمان، نمازها و رفتار درست را منتقل می‌کند. از آنجا که دانش شفاهی منتقل می‌شود، نقشی کلیدی در پاسداشت سنت به این آموزگاران می‌رسد.
  • گروه‌های تخصصی مانند Feqîr (پارسایان ریاضت‌جو) و Qewal (سرایندگان سرودهای مقدس) دشوارترین تکالیف دینی را برمی‌دارند, مانند روزه چهل‌روزه یا سرایش آیینیِ Qewl (نگاه کنید به Qewl-Tradition).

برای دین‌داری روزمره عامیان این بدان معناست: نماز خورشیدِ فردی را هر کسی می‌تواند به‌جا آورد، اما اقتدار دینی، دانش و آیین‌های باشکوه نزد کاست‌های تقدیس‌شده است. پیوند شخصیِ تنگاتنگ میان خانواده عامی و Şêx/Pîr او یکی از پایدارترین عناصر عمل دینی ایزدی است.


موضوعات مرتبط

  • Religion: باور، کیهان‌شناسی و الهیات ایزدی‌ها
  • Tawûsî Melek: Tawûsî Melek، والاترین فرشته مقدس
  • Reinheit & Tabus: پاکی، احکام خوراک و پاکی
  • Lalîş: زیارتگاه Lalîş، سرچشمه بِرات و جهت نماز
  • Festkalender: تقویم جشن‌های ایزدی (Çarşema Sor، Cejna Cemaiyê، جشن‌های روزه)
  • Gesellschaftsordnung, نظام کاستی: Şêx، Pîr، Mirîd
  • Traditionen: آیین‌های مسیر زندگی (تعمید، ازدواج، مرگ)

Quellen

ادبیات علمی مرجع:

  • Philip G. Kreyenbroek: Yezidism, Its Background, Observances and Textual Tradition. Lewiston: Edwin Mellen Press, 1995.
  • Philip G. Kreyenbroek / Khalil Jindy Rashow: God and Sheikh Adi are Perfect, Sacred Poems and Religious Narratives from the Yezidi Tradition. Wiesbaden: Harrassowitz, 2005.
  • Khanna Omarkhali: The Yezidi Religious Textual Tradition, From Oral to Written. Wiesbaden: Harrassowitz, 2017.
  • Eszter Spät: The Yezidis. London: Saqi Books, 2005.
  • Birgül Açıkyıldız: The Yazidis, The History of a Community, Culture and Religion. London: I.B. Tauris, 2010.
  • Artur Rodziewicz: „The blessed handful of light: genesis and message of the Yezidi berat." British Journal of Middle Eastern Studies 51 (2022), Nr. 1.
  • Artur Rodziewicz: „The Yezidi Wednesday and the Music of the Spheres." Iranian Studies 53 (2020), Nr. 1–2.

منابع برخط راستی‌آزمایی‌شده (بازدید در ژوئن ۲۰۲۶):

فرمول‌های نیایش: استغاثه، اقرار به ایمان و دعای آزاد

از آنجا که Êzîdîتو هیچ متن نیایشی واژه‌به‌واژه ثابت و الزام‌آور برای همگان نمی‌شناسد (نگاه کنید به بالا)، نیایش روزانه از آمیزه‌ای از استغاثهٔ آزادانه و چند عبارت ثابتِ مکرر تشکیل می‌شود که به‌صورت شفاهی نقل می‌گردند. در ادامه چند فرمول مستند در منابع آورده شده است، در هر مورد با این یادآوری که واژگان و ترتیب آن‌ها بسته به منطقه و خانواده تفاوت بسیاری دارد.

استغاثهٔ آغازین Xwedê

بسیاری از نیایش‌ها با ستایش خداوند (Xwedê) به‌عنوان آفریدگار و قادر مطلق آغاز می‌شوند. آغازی که در عمل زنده نقل شده، از نظر معنا چنین است: «ای پروردگار، تو قادر مطلقی، تو آفریدگار منی، حمد و ستایش تو را سزاست؛ تو پاک و بی‌عیبی؛ تو هزار و یک نام داری، و نام Xwedê (خدا) محبوب‌ترین آن‌هاست.» پس از آن، استغاثهٔ خداوند به‌عنوان ابدی، آفریدگار زمین و آسمان و سرچشمهٔ هر تسلّی می‌آید. مشخصهٔ بارز این است که نیایشگر دعای اصلی را سپس آزادانه بیان کرده و با واژگان خویش بیان می‌کند.

شفاعت برای «۷۲ قوم»

یکی از درون‌مایه‌های مکرر نیایش‌های Êzîdî این است که نیایشگر نه‌تنها برای جماعت خویش، بلکه نخست برای همهٔ آدمیان دعا می‌کند. عبارتی رایج از نظر معنا چنین است: «خدایا، نخست ۷۲ قوم را حفظ کن و سپس ما را.» این فرمول، نیایش شخصی را با تصور Êzîdî از «۷۲ قوم» (heftê û du milet) بشریت پیوند می‌دهد؛ این عبارت بیان می‌کند که شفاعت معنایی جهان‌شمول دارد و جماعت خودی در آخرین جایگاه قرار می‌گیرد.

اقرار به ایمان (Şehdetiya Dîn)

از نظر واژگان، استوارترین فرمول نقل‌شده اقرار به ایمان Êzîdî است، به کرمانجی Şehdetiya Dîn (همچنین Şehde Dîn / Şehda Dînî، «گواهی دادن به ایمان»). این متن به یکی از گونه‌های مستقل متون مقدس تعلق دارد (نگاه کنید به سنت Qewl) و از جمله به‌عنوان نیایش شبانه پیش از خواب (Dua Ser Belgî) خوانده می‌شود. در مشهورترین صورت خود، تثلیث مقدسِ پارسایی Êzîdî را نام می‌برد:

«Sultan Şêx Adî پادشاه من است، Sultan Êzîd پادشاه من است، Tawûsî Melek نشانهٔ [ایمان من] و ایمان من است.»

بدین‌سان این اقرار، سه چهرهٔ مقدس مرکزی را فرامی‌خواند: Şêx Adî (Adî ibn Musafir، حدود ۱۰۷۲/۷۸–۱۱۶۲، مصلحی که به‌عنوان تجلی Tawûsî Melek گرامی داشته می‌شود)، Sultan Êzîd و بیش از همه Tawûsî Melek، برترینِ هفت فرشتهٔ مقدس (هرگز نباید با «شیطان» یکی پنداشته شود؛ نگاه کنید به Tawûsî Melek). از نظر کلامی همچنان تأکید می‌شود که سرانجام همهٔ ایمان متوجه خدای یگانه (Xwedê) است، که کنش او در جهان از طریق موجودات مقدس روی می‌دهد. نام‌گذاری خودِ Êzîden به‌عنوان Miletê Tawûsî Melek («قوم Tawûsî Melek») همین پیوند را بازتاب می‌دهد.

Şehdetiya Dîn در پژوهش‌ها به‌عنوان گونهٔ متنی مستقلی از سنت شفاهی Êzîdî مستند شده است (Khanna Omarkhali، The Yezidi Religious Textual Tradition، 2017)؛ واژگان این اقرار («Şêx Adî پادشاه من است …») از جمله در Encyclopaedia Iranica و در ادبیات دین‌پژوهی یافت می‌شود. مانند همهٔ متون نقل‌شدهٔ شفاهی، چندین گونهٔ گوناگون وجود دارد.


محتوای مرتبط

Kommentare

Noch keine Kommentare — sei der Erste.