wissen
آفرینش و کیهانزایی در ایزدیگری
آموزهٔ آفرینش (کیهانزایی) قلب کلامی ایزدیگری را تشکیل میدهد. این آموزه بازمیگوید که خدای یگانه Xwedê چگونه از نور خویش نخست مروارید سفید (Dur / Durr) و هفت راز (Heft Sirr / Heft Sur) را پدید آورد و چگونه از مرواریدِ شکسته جهان مادی برآمد. برخلاف روایتهای آفرینش ابراهیمی، کیهانزایی ایزدی آفرینش از عدم (creatio ex nihilo) نیست، بلکه فیض (انبثاق) است: آفریده گامبهگام از امر خدایی میتراود. روایت در یک متن قانونی یگانه ثبت نشده، بلکه در Qewlهای نقلشده بهصورت شفاهی (سرودهای مقدّس) و حکایتهای همراه آنها (çîrok) زنده است و از این رو در چند نسخهٔ بعضاً متفاوت وجود دارد (Kreyenbroek 1995؛ Omarkhali 2017؛ Spät 2010).
مهم در آغاز: در آموزهٔ آفرینش ایزدی، Tawûsî Melek برترینِ هفت موجود مقدّس و اصلِ آفرینندهٔ نزدیک به دمیورج است, هرگز «شیطان»، «ابلیس»، «Şeytan» یا فرشتهٔ هبوطکرده نیست. دقیقاً در موضوع آفرینش و فرشتگان این تمایز مرکزی است: در کیهان ایزدی هیچ اصل ضدّخدایی وجود ندارد که آفریده یا هبوطکرده باشد. یکسانانگاری با شیطان از ادبیات بیگانهٔ جدلی برمیآید و کاملاً با منابع ایزدی در تضاد است (Kreyenbroek 1995؛ Asatrian & Arakelova 2014). بهتفصیل بنگرید به /wiki/tawusi-melek.
۱. Xwedê: خدای یگانه و سرآغاز
در مرکز Xwedê (همچنین Xwedawend، Êzdan، Padîşah) قرار دارد، خدای یگانه و یکتا. او بهطور مطلق متعالی، نافهمیدنی و در ذات خویش نادستیافتنی است؛ بنا بر سنّت سرودها او «۱۰۰۱ نام» دارد (در روایتهای دیگر ۳۰۰۳ نام). ویژگی تصویر خدا در ایزدیگری این است که Xwedê هرچند جهان را به هستی فرامیخواند، اما خود مستقیماً آن را اداره نمیکند: آفرینش و ادارهٔ کیهان را به Heft Sirr میسپارد، هفت موجود مقدّس که از نور او فیض مییابند و در ذات خدایی او (sûr، sirr) سهیماند (Kreyenbroek 1995؛ Omarkhali 2017).
کلام ایزدی بدینسان بهسختی یکتاپرست و ناثنوی است: تنها یک خدا هست، هیچ نیروی مقابلِ همترازِ او نیست، و در نتیجه هیچ شرّ مستقل و مطلقی هم نیست. این ساختار بنیادین ایزدیگری را بهگونهای ریشهای از نظامهای ثنوی متمایز میکند و کلید فهم کلّ روایت آفرینش است (Asatrian & Arakelova 2014). بیشتر دربارهٔ نظام باور در /wiki/religion.
۲. مروارید سفید (Dur / Durr): مادهٔ نخستین
۲.۱ خدا در مروارید
در آغاز، در حالتی بیزمان و بیمکانِ «پیشا-ازلیت»، Xwedê از نور خویش، یعنی از جان خویش، مرواریدی سفید آفرید (کرمانجی Dur یا Durr، بسنجید با عربی durr، «مروارید»). در این مروارید همهٔ جهان نهفته و ناگشوده آرمیده بود, حالتی نخستین، در خود فروبسته و سرشار از نور، که در آن امر خدایی و آنچه در آینده آفریده میشد هنوز جداناشده با هم بودند. بنا بر چند روایت، جهان در این حالتِ خُردِ محصور در درازنای بازهای زمانی «جادویی» نمادین ماند, اغلب با عدد چهل یا چهل هزار سال داده میشود (Kreyenbroek 1995؛ Spät 2010؛ Omarkhali 2017).
۲.۲ شکستن و اقیانوس نخستین
آفرینش جهان مادی با شکستن مروارید آغاز میشود. چون Xwedê خود را از مروارید جدا کرد (در برخی نسخهها با ندا یا فریادی سترگ)، مروارید شکست و واکنش زنجیرهای کیهانی گشوده شد: از نور سفید مروارید رنگهای نخستین بیرون آمدند، و موجهای سترگ اقیانوس نخستین را پدید آوردند، که همهٔ هستی پسین از آن تراوید. از پارههای پراکندهٔ مروارید زمین، آسمان و اجرام پدید آمدند (Spät 2010؛ Kreyenbroek 1995).
مروارید بدینسان مادهٔ نخستینِ مرکزی کیهانزایی ایزدی است. دینپژوه آرتور رودزیویچ در تکنگاری خود Eros and the Pearl (۲۰۲۲/۲۰۲۳) نشان داد که این نقشمایهٔ مروارید در تنیدهٔ سنّتهای دوران متأخر باستان و عرفانی جای دارد، و تصویر مروارید و عشق کیهانی را میتوان با نقشمایهٔ اورفئوسیِ تخممرغ و اروس همسنگ نهاد, بهعنوان خط ارتباطیِ ممکن که در پژوهش بحث میشود، نه بهعنوان استنتاجی قطعی (Rodziewicz 2023).
۳. Heft Sirr / هفت راز (Heft Sur)
۳.۱ هفتگانهٔ مقدّس
پیش از گشایش جهان مادی یا در اثنای آن، Xwedê Heft Sirr را به هستی فراخواند, «هفت راز» یا «هفت سِرّ». آنها را همچنین Heft Sur مینامند؛ در پژوهش انگلیسیزبان نگارش Haft Sirr / He Sur رایج است. سخن از هفتگانهای از هفت موجود مقدّس است (اغلب «فرشته» نامیده میشوند) که از نور خدا فیض مییابند، در ذات او سهیماند و Xwedê هدایت و پاسداری جهان را به آنها میسپارد. بنا بر سنّت، خدا با آنها پیمانی (عهدی) بست و «همهٔ امور جهان» را به آنها سپرد (Kreyenbroek 1995؛ Allison، Encyclopædia Iranica).
یک بازی واژگانی که ویژهٔ کلام ایزدی است مفاهیم کلیدی را به هم پیوند میدهد: sur / sirr («راز، ذات»)، dur («مروارید») و sirr صوفیانه («درونیترین راز جان») تقریباً یکسان آوا میدهند. این خویشاوندی آوایی تصادفی نیست، بلکه این گفتهٔ کلامی را در خود دارد که هفت موجود حاملان همان رازِ خداییاند که در مروارید نهفته بود (Rodziewicz 2014؛ Omarkhali 2017).
۳.۲ Tawûsî Melek بهعنوان برترینِ هفت موجود
در میان هفت، Tawûsî Melek («فرشتهٔ طاووس») نخستین و والاترین جایگاه را دارد. او پیشوای Heft Sirr، «خداوندگار این جهان» (Padîşahê) و مجری نزدیک به دمیورجِ ارادهٔ آفرینشِ خدایی است: اصلِ فعّال و سامانبخش که از رهگذرِ آن نیّت متعالیِ Xwedê در جهان مادی تحقق مییابد. در چند نسخه Tawûsî Melek، پس از گذراندن آزمونی، کیهان را از مرواریدِ شکسته یعنی «تخممرغ جهان» شکل میدهد. پرستش او هرگز پرستش خدایی دوم نیست، بلکه پرستش Xwedêِ یگانه است که او نمودِ دیدنی و کارگرِ اوست (Kreyenbroek 1995؛ Açıkyıldız 2010). بهتفصیل در /wiki/tawusi-melek.
۳.۳ هویتهای هفتگانه
پژوهش هفت موجود مقدّس را بر پایهٔ Qewlها و سنّت دینی نام میبرد. در کنار Tawûsî Melek بهعنوان برترین، در سنّت کنونی بهویژه چهرههای زیر بهعنوان Heft Sirr یا تجلّیات زمینی آنها نام برده میشوند (Kreyenbroek 1995؛ Allison، Encyclopædia Iranica؛ Rodziewicz 2014):
| موجود مقدّس | نقش / تجلّی |
|---|---|
| Tawûsî Melek | فرشتهٔ طاووس، برترینِ Heft Sirr، «خداوندگار این جهان» |
| Şêx Adî (Şêx Adî ibn Misafir) | تجسّد زمینی رازِ خدایی؛ مدفون در Lalîş |
| Şêx Hesen (Şêx Sin) | «Şêx Sin»؛ پیوسته به حکمت/نوشتار؛ تبار روحانی ویژهٔ خود |
| Şemsedîn (Şêx Şems) | موجود نورانیِ پیوسته به خورشید |
| Fexredîn | نگهبان/اصل نظم |
| Sicadîn (Sêcadîn) | یکی از چهار موجودِ «پسر»ِ تثلیث |
| Nasirdîn (Nasredîn) | یکی از چهار موجودِ «پسر»ِ تثلیث |
انتساب دقیق میان روایتها نوسان دارد, گاه چهرههای دیگر (مثلاً Sultan Êzî بهعنوان تجلّی خدایی) شمرده میشوند، گاه چهار تای آخر بهعنوان گروهِ «چهار پسر» پیرامون تثلیث مرکزی پدیدار میشوند. این گوناگونی برای سنّتی شفاهی و از نظر منطقهای متمایز معمول است و تناقض نیست (Kreyenbroek 1995؛ Omarkhali 2017). بسنجید با /wiki/genealogie.
۳.۴ Şêx Adî، Şêx Sin و تجلّی دوری
عنصری بنیادین از کلام ایزدی آموزهای است که موجودات مقدّس بهصورت دوری در پیکر انسانی تجلّی مییابند (تصوری نزدیک به مفهوم صوفیانهٔ تجسّد، ḥulûl). Şêx Adî ibn Misafir (درگذشتهٔ ۱۱۶۲، مدفون در Lalîş) در سنّت تجسّد زمینی اصلِ خدایی، یعنی Tawûsî Melek، شمرده میشود؛ Şêx Sin (Şêx Hesen) و دیگران نیز بهعنوان تجسّدهای یکیکِ Heft Sirr پدیدار میشوند (Kreyenbroek 1995؛ Allison، Encyclopædia Iranica؛ Açıkyıldız 2010).
این تجلّیات خدایان مستقل در کنار Xwedê نیستند، بلکه شیوههای پدیدار شدنِ رازِ خداییِ یگانه در تاریخاند. در سرودها چهرههای Tawûsî Melek، Sultan Êzî و Şêx Adî اغلب در یکدیگر میگذرند و بهتندی از هم جدا نمیشوند, نمودِ یگانگی امر خدایی، نه پانتئونی. ارائهٔ این آموزهٔ تجلّی در اینجا بهصراحت از مطالعاتِ مبتنی بر منابع نخستین پیروی میکند و از تفسیر گمانهزنانه میپرهیزد (Kreyenbroek 1995؛ Kreyenbroek & Rashow 2005). دربارهٔ لنگرگرفتن در نسبنامهٔ مقدّس بنگرید به /wiki/genealogie.
۴. آفرینش و استوار شدنِ جهان
۴.۱ چهار عنصر، کشتی و درخت Gewar
از مرواریدِ شکسته و اقیانوس نخستین جهانِ سامانیافته برآمد. Xwedê چهار عنصر (خاک، آب، باد/هوا، آتش) و نیز جفتهای متضادّ کیهانی را آفرید, آسمان و زمین، روز و شب، خورشید و ماه. در میانهٔ اقیانوس نخستین، بنا بر چند روایت، درخت جاودان برخاست (Dara Gewar / درخت Ghewar)؛ کشتیای با نمونههای آغازین آفریدگان نگاه داشته شد، چون ماری شکافِ آن را بست (Spät 2010؛ Kreyenbroek 1995).
۴.۲ زمینِ لرزان
نقشمایهای پرتکرار ناپایداری آغازین زمین است: پس از آنکه دریا سفت و به خشکی بدل شد، زمین هنوز «میلرزید» و میجنبید و نخست باید استوار میشد. در روایت اسطورهای Xwedê پارههای مروارید را گرد میآورد و جهان را به آرامش میرساند؛ در برخی نسخهها کوهها بهعنوان «میخ» یا لنگر به کار گرفته میشوند که خشکی را نگاه میدارند (Spät 2010). تصویر زمینی که نخست لرزان و سپس لنگرانداخته است به گنجینهٔ روایی خاور نزدیکِ کهن تعلق دارد و کیهانزایی ایزدی را به بسترِ بینالنهرینیِ گستردهتری پیوند میزند (بنگرید به بخش ۶).
۴.۳ تصویر کیهان: زمین بر گاو و ماهی
تصویرِ پرگسترهٔ منطقه دربارهٔ زمینی که بر گاوی (و این بر ماهیای) آرمیده در محیط ایزدی نیز یافت میشود؛ اما این بیشتر به کیهانِ مردمیِ خاور نزدیکِ کهن–اسلامیِ عام تعلق دارد تا به هستهٔ آموزهٔ بهطور خاص ایزدی، و در Qewlها بهعنوان عنصرِ آفرینشِ بهگونهای جزمی تثبیتشده مستند نشده است. عناصرِ مستندِ خاصِ سنّت ایزدی مروارید، اقیانوس نخستین، چهار عنصر و زمینِ لرزان/استوارشده است؛ نقشمایهٔ گاو-ماهی باید بهعنوان تصویری فرهنگاً مشترک از منطقهٔ گستردهتر ردهبندی شود، نه بهعنوان جزئی قطعی از کیهانزایی سرودها (Spät 2010). این تمایز مهم است تا کیهانشناسی مردمی و هستهٔ کلامی درهم آمیخته نشوند.
۴.۴ اجرام و آفرینش انسان
از دو پارهٔ مروارید خدا, بنا بر روایت از رهگذرِ فرشته Cebraîl (جبرئیل), خورشید و ماه را بر «درِ آسمان» و زیر زمین نهاد؛ از خردههای پراکنده ستارگان پدید آمدند. پیکر آدم از چهار عنصر شکل گرفت؛ اما جانِ او نخست از درآمدن به تن سرباز زد، تا آنکه سازهای مقدّس, دفِ قابی Def و نیِ Şibab, نواخته شدند و موسیقی جان را به تن کشید (Spät 2010؛ Kreyenbroek 1995).
یادداشت نقدِ منبع: پرجزئیاتترین نسخههای روایی این رویدادها (مروارید بر پرندهٔ Anfar/Anqar، جبرئیل با پارههای مروارید، خورشید/ماه/ستارگان) بخشی از متنهای Mishefa Reş و Kitêba Cilwe برمیآید که در سدهٔ نوزدهم/آغاز سدهٔ بیستم در گردش بودند و در پژوهش بهعنوان گردآوریهای پسین یعنی جعلیات شمرده میشوند (با مشارکت بیگانگان شکلگرفته، اما بازتابدهندهٔ میراث نقلِ راستین). هستهٔ کلامیِ قطعی: Xwedê، مروارید سفید، Heft Sirr، Tawûsî Melek بهعنوان موجودِ برتر، فیض, در برابر این، بهدستِ Qewlهای راستین حمل میشود (Kreyenbroek 1995؛ Omarkhali 2017). بسنجید با /wiki/faelschungen و /wiki/qewl-tradition.
۵. Lalîş: آینهٔ زمینیِ آفرینش
پرستشگاه مرکزی Lalîş (با گور Şêx Adî) در تصور ایزدی جایی شمرده میشود که آفرینش در آن چگال میشود و رویداد کیهانی را بهگونهای زمینی بازمیتاباند. خاک مقدّس و آب تبرّکیافته (مثلاً چشمهٔ Kaniya Sipî، «چشمهٔ سفید»، و Zemzem) باوران را به سرآغازِ آفریننده پیوند میدهد؛ گلولههای شکلگرفته از خاک Lalîş (Berat) قداست مرکز را به جامعه میبرند. بدینسان Lalîş نهتنها زیارتگاه است، بلکه نقطهٔ تلاقی کلامیِ کیهانزایی و دینِ زیسته است (Kreyenbroek 1995؛ Spät 2017). بنگرید به /wiki/lalish و /wiki/heiligtuemer-weltweit.
۶. ردهبندی دینپژوهانه
خاستگاه کیهانزایی ایزدی موضوع پژوهشی فشرده و بعضاً مناقشهبرانگیز است. پیوندهای زیر در ادبیات جدّی بحث میشوند: بهعنوان بسترهای ممکن، نه استنتاجهای قطعی:
- پیشااسلامی-ایرانی / زرتشتی: ساختار فیض و عدد هفتگانهٔ موجودات مقدّس با تصورات کهنایرانی (مثلاً هفت Amesha Spenta) سنجیده میشود؛ نام خدا Êzdan یادآور yazata («موجودِ شایستهٔ پرستش») است. کرینبروک در ایزدیگری و اهل حق بازماندههای اسطورهشناسی ایرانی غربیِ پیشازرتشتی را میبیند. اما یکسانانگاری کهنترِ Tawûsî Melek با اهریمنِ زرتشتی رد میشود: این بر همان مغالطهٔ ثنوی استوار است که تز شیطانپرستی (Kreyenbroek 1995؛ Asatrian & Arakelova 2014).
- بینالنهرینی / خاور نزدیکِ کهن: نقشمایههای مروارید، اقیانوس نخستین، کشتی و زمینِ لرزان/لنگرانداخته با بسترهای کهنبینالنهرینی پیوند داده میشوند (Spät 2010).
- گنوسی / نوافلاطونی / متأخر باستان: فیضِ گامبهگام از یگانهٔ متعالی و نیز نقشمایهٔ مروارید-و-عشق به کیهانشناسیهای گنوسی-نوافلاطونی و اورفئوسی میمانند؛ Spät از «نقشمایههای متأخر باستان» یک بسترِ فرهنگیِ مشترکِ منطقه سخن میگوید (Spät 2010؛ Rodziewicz 2023).
- صوفیانه, سنّت عَدَویه: ایزدیگری پیکر کنونی خود را در محیطِ Şêx صوفی Adî ibn Misafir (حدود ۱۰۷۵–۱۱۶۲) و طریقت عَدَویهٔ او در Lalîş پدید آورد. Adî، صوفیای آموزشدیده در بغداد و زادهٔ درّهٔ بقاع، خود ارتدوکس بود؛ اما دینداری پیروان کُرد او با سنّتهای محلیِ پیشااسلامی درآمیخت، و خودِ Şêx Adî به چهرهای مقدّس و متجلّی برکشیده شد. مفاهیم صوفیانه مانند تجسّد/تجلّی امر خدایی (ḥulûl) و رازِ درونی (sirr) به شکلگیری آموزهٔ تجلّی ایزدی و مفهوم Heft-Sirr یاری رساندند (Kreyenbroek 1995؛ Açıkyıldız 2010؛ Rodziewicz 2014).
پژوهش نوتر (Allison، Spät، Omarkhali، Rodziewicz) همزمان تأکید میکند که ایزدیگری دینی مستقل با منطق درونی خویش است و نباید بهعنوان صرفِ «موزائیکِ همنهادی» یا شاخهای از سنّتی دیگر توضیح داده شود. همسنگهای موردبحث پیوندهای تاریخیِ ممکن را روشن میکنند، اما جای نظام کلامیِ مستقل را نمیگیرند (Allison 2001؛ Spät 2010).
۷. اصطلاحات درست (قراردادها)
| اصطلاح | معنا |
|---|---|
| Xwedê / Xudê | خدای یگانه و یکتا (هرگز با «الله» یکسان دانسته نمیشود) |
| Dur / Durr | مرواریدِ سفید, مادهٔ نخستین که جهان از آن برمیآید |
| Heft Sirr / Heft Sur | هفت راز / هفت موجود مقدّس (هفتگانه) |
| Tawûsî Melek | «فرشتهٔ طاووس»، برترینِ Heft Sirr, هرگز «شیطان» / «ابلیس» / «Şeytan» |
| Sultan Êzî | تجلّی خدایی؛ نامبخشِ جامعه |
| Şêx Adî | Şêx Adî ibn Misafir (درگذشتهٔ ۱۱۶۲)، تجسّد زمینی، مدفون در Lalîş |
| Şêx Sin / Şêx Hesen | یکی از هفت موجود؛ تبار روحانی ویژهٔ خود |
| Qewl | سرودهای مقدّس سنّت شفاهی (حاملان کیهانزایی) |
| Lalîş | پرستشگاه مرکزی، آینهٔ زمینیِ آفرینش |
| Mishefa Reş / Kitêba Cilwe | متنهای پسین/مناقشهبرانگیز, نه هستهٔ کلامی |
منابع
- Birgül Açıkyıldız: The Yezidis, The History of a Community, Culture and Religion. London: I. B. Tauris, 2010.
- Christine Allison: The Yezidi Oral Tradition in Iraqi Kurdistan. Richmond: Curzon, 2001.
- Christine Allison / Philip G. Kreyenbroek: «Yazidis i. General»، در: Encyclopædia Iranica (online)., https://www.iranicaonline.org/articles/yazidis-i-general-1
- Garnik S. Asatrian & Victoria Arakelova: The Religion of the Peacock Angel, The Yezidis and Their Spirit World (مجموعهٔ Gnostica). Durham: Acumen/Routledge, 2014.
- Philip G. Kreyenbroek: Yezidism, Its Background, Observances and Textual Tradition. Lewiston: Edwin Mellen Press, 1995.
- Philip G. Kreyenbroek & Khalil Jindy Rashow: God and Sheikh Adi are Perfect, Sacred Poems and Religious Narratives from the Yezidi Tradition. Wiesbaden: Harrassowitz, 2005.
- Khanna Omarkhali: The Yezidi Religious Textual Tradition, Transmission, Categorisation and Canonisation of the Yezidi Oral Religious Texts. Wiesbaden: Harrassowitz, 2017.
- Artur Rodziewicz: «Heft Sur, The Seven Angels of the Yezidi Tradition and Harran» (مقاله، 2014/2018)., https://www.researchgate.net/publication/361194410
- Artur Rodziewicz: Eros and the Pearl, The Yezidi Cosmogonic Myth at the Crossroads of Mystical Traditions. Berlin: Peter Lang, 2022؛ بسنجید با نقدِ Iran and the Caucasus 27/3 (2023)., https://brill.com/view/journals/ic/27/3/article-p319_8.xml
- Eszter Spät: Late Antique Motifs in Yezidi Oral Tradition. Piscataway: Gorgias Press, 2010 (همچنین Diss.)؛ همو: The Yezidis. London: Saqi, 2005؛ همو: «Materializing Memory, The Role of the Yezidi Peacock Sanjak» (2017).
- Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General», منبع برخط: https://www.iranicaonline.org/articles/yazidis-i-general-1
یادداشت: گزارههای نشاندارشده بهعنوان «بحثشده» یا «مناقشهبرانگیز» (بخش ۶) و نیز تصویر کیهانیِ گاو-ماهی (۴.۳) پرسشهای پژوهشیِ گشوده یعنی کیهانشناسی منطقهایِ عام را بازمیتابانند و نباید بهعنوان واقعیتهای قطعی خوانده شوند. جزئیات روایی مفصّل از Mishefa Reş / Kitêba Cilwe بهعنوان منابع پسین/مناقشهبرانگیز نشاندار شدهاند.
این مقاله بخشی از ویکیِ چندزبانهٔ Êzdîxan است.
۲.۳ مروارید بهمثابه حالت آغازین: مدل مرحلهای، Dur–Nûr–Sûr و Çarşema Sor
پژوهشها کیهانزایی Êzîdî را پیرامون مروارید به چند مرحله تقسیم میکنند. Eszter Spät و Artur Rodziewicz در هستهی اصلی سه مرحله را از هم متمایز میکنند: (۱) حالت پیشاازلی بیمکان و بیزمان، که در آن مرواریدِ هنوز گشودهنشده (Dur) خدا و جهان پنهان را در بر میگیرد؛ در ادبیات پژوهشی این حالت آغازینِ ناگشوده گاه با اصطلاح کُردی Enzel (Ezel، «پیشاازلیت») بیان میشود؛ (۲) شکافتهشدن مروارید و پدیدارگشتن نور، رنگها و اقیانوس آغازین؛ (۳) انسانزایی، استوارشدن زمین و آفرینش انسان. در این مدل، مرواریدِ سفید نه صرفاً رویدادی در آغاز، بلکه اصل ساختاری کل آموزهی آفرینش است: آن مرز میان امرِ الهیِ پنهان و ناگشوده و جهانِ گشوده و سامانیافته را نشانهگذاری میکند (Spät 2010؛ Spät 2016؛ Rodziewicz 2023).
از منظر الهیاتی، مروارید رازِ مرکزی خدا را در خود دارد. Rodziewicz نشان داده است که تصور آفرینش در Êzîdî پیرامون سهگانهای از اصطلاحات همآوا میچرخد: Dur (مروارید)، Nûr (نور) و Sûr/Sirr (رازِ الهی، ذات). در مروارید، نور خدا پنهان بود؛ با شکافتهشدن آن، این راز، یعنی «Sûra Xwedê» (رازِ خدا)، در جهان پراکنده میشود و در هفت موجود مقدس (Heft Sirr) بهفعلیت میرسد. بدینسان مروارید همزمان مادهی آغازین و حاملِ رازِ الهی است، و همین پیوند تنگاتنگ میان نقشمایهی مروارید (بخش ۲) و هفتگانه (بخش ۳) را تبیین میکند (Rodziewicz 2014؛ Rodziewicz 2023؛ Omarkhali 2017).
این حالت آغازینِ کیهانزایانه در گاهشمار جشنهای Êzîdî بهطور آیینی بازنمایی میشود: جشن سال نو Çarşema Sor («چهارشنبهی سرخ»، نخستین چهارشنبهی آوریل بر پایهی گاهشمار شرقی) در تفسیر Rodziewicz بهمنزلهی تکرار نمادینِ نخستین گامهای آفرینش است، گذار از ابهامِ تاریک بهسوی پدیدارشدنِ مرواریدِ نورانی، که رنگ میگیرد و میشکافد. بدینگونه مرواریدِ سفید نهتنها عنصری اسطورهای، بلکه نقطهی ارجاعِ زندهی دینِ زیسته است (Rodziewicz 2016, „And the Pearl Became an Egg“؛ Spät 2010). دربارهی گاهشمار جشنها بنگرید به /wiki/feste.
محتوای مرتبط
گاهشمار
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.