wissen
پاکی، تابوها و احکام خوراک در ایزدیگری
ایزدیگری دارای نظامی متراکم و نفوذکننده در زندگی روزمره از قواعد پاکی (paqijî) و تابوها (tabû / qedexe) است که بسیار فراتر از آیینهای دینی میرود و زندگی روزانه، خوراک، پوشاک و حتی زبان را شکل میدهد. برخلاف ادیان ابراهیمی، در اینجا هیچ کتاب قانون مکتوب جامعی وجود ندارد؛ قواعد بخشی از سنت شفاهی و عمل زیستهاند، به همین دلیل از منطقهای به منطقه دیگر و از خانوادهای به خانواده دیگر بهگونهای محسوس متفاوتاند. هسته مشترک آنها دغدغه حفظ پاکی است, پاکی چهار عنصر، بدن، جامعه و کلام (Kreyenbroek 1995؛ Allison 2001؛ Encyclopaedia Iranica، «Yazidis»).
تاکنون این قواعد در چند مقاله ویکی پراکنده بودند. این نوشتار آنها را بهطور منظم گرد هم میآورد و برای جزئیات آیینی به مقالات تخصصی مربوطه ارجاع میدهد.
مهم در آغاز: از مشهورترین تابوها پرهیز از واژه عربی Şeytan («شیطان») است. این تابوی زبانی قرنها از سوی بیگانگان نادرست تفسیر شد تا به ایزدیها «شیطانپرستی» نسبت دهند. تاووسی ملک، فرشته طاووس، در الهیات ایزدی هرگز شیطان نیست: بلکه نایب وفادار خدای یگانه Xwedê است. تابوی واژه در زیر بهطور عینی توضیح داده میشود، بدون تکرار این اینهمانی ردشده (بهتفصیل بنگرید به Tawûsî Melek).
1. پاکی بهمثابه اصل بنیادین
در اندیشه ایزدی، پاکی مفهومی صرفاً بهداشتی نیست، بلکه مفهومی کیهانی-دینی است. خود جهان از نور پاک Xwedê برآمده است، و وظیفه انسان آن است که این پاکی نخستین را نیالاید. پاکی در چند سطح نمایان میشود:
- پاکی عناصر: خاک، آب، آتش و هوا نباید آلوده شوند (بنگرید به بخش ۲).
- پاکی جامعه: درونهمسری سختگیرانه (ازدواج تنها درون کاست خود و تنها میان ایزدیها) «پاکی» سه طبقه Şêx، Pîr و Mirîd را حفظ میکند (بهتفصیل: نظام اجتماعی).
- پاکی بدن: وضوها، تابوهای مربوط به بزاق و برخی خوراکها.
- پاکی کلام: پرهیز از اصطلاحات تابو (بخش ۶).
Encyclopaedia Iranica آن را چنین خلاصه میکند: دغدغه ایزدیها برای پاکی دینی و بیمیلیشان به آمیختن چیزهایی که ناسازگار احساس میشوند، نهتنها در نظام کاستی، بلکه در تابوهای بیشمار زندگی روزمره نیز نمایان میشود (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»). در اینجا قابلتوجه است که برخی از این تابوها, مانند منع کاهو یا منع رنگ آبی, بهویژه در حضور روحانیان بهسختی رعایت میشوند، اما در غیاب آنان اغلب بهآسانی به آنها عمل میشود (همان). این روشن میسازد: موضوع کمتر «دفتر گناهان» است و بیشتر احترام به قداست و هویت گروهی.
2. پاکی چهار عنصر
هسته کل نظام پاکی را قداست چهار عنصر تشکیل میدهد: خاک (ax)، آب (av)، آتش (agir) و هوا (ba). آنها نیروهای آفریننده الهی شمرده میشوند و در پیوند تنگاتنگ با موجودات مقدساند, آتش و خورشید با Şêx Şems، آب با خضر. نباید آنها را آلود، توهین کرد یا «نادرست آمیخت» (Kreyenbroek 1995؛ Açıkyıldız 2010).
Encyclopaedia Iranica ثبت میکند که پاکی چهار عنصر, خاک، هوا، آتش و آب, با مجموعهای از تابوها محافظت میشود، برای مثال با منع تف انداختن بر خاک، آب یا آتش (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»). بهطور مشخص از این امر قواعد روزمره بیشماری برمیآید:
۲.۱ خاک (ax)
- بر زمین تف نکنید.
- نان (nan) که آن نیز مقدس شمرده میشود، نباید بر خاک افکنده، پایمال یا واژگون شود؛ خردههایش برداشته میشوند (بنگرید به Cuisine).
- خاک لالش بهویژه مقدس است؛ از آن Berat شکل میگیرد, گلولههای کوچک گِلی تبرکیافته که در گذارهای مهم به کار میروند.
۲.۲ آب (av)
- در آب تف نکنید یا زباله در آن نیندازید.
- آب چشمه مقدس Kaniya Spî («چشمه سفید») در لالش پاک نگاه داشته میشود و با آب دیگر آمیخته نمیشود, بهعنوان نوشیدنی شفابخش و برای تعمید به کار میرود.
- آب عنصر خضر (Xidir Nebî) است و با شفا و پاسداری پیوند دارد.
۲.۳ آتش (agir)
- آتش با آب یا بزاق خاموش نمیشود و با زباله بیحرمت نمیگردد.
- روشنکردن چراغها و فتیلهها (بهویژه در Sersal و در لالش) کنشی آیینی محوری است، زیرا آتش نور الهی را نماد میسازد که نمود نورانی آن تاووسی ملک است.
۲.۴ هوا (ba)
- هوا بهمثابه عنصر دم و زندگی نیز پاک اندیشیده میشود؛ در برخی روایات دمیدن شبانه بر آب یا آتش روباز ناپسند است.
این پاکی عناصر مخرج مشترکی است که بسیاری از تابوهای خوراکی و روزمره بعدی را میتوان از آن توضیح داد.
۳. تابوهای خوراکی
احکام خوراک ایزدی کدی بسته نیستند، بلکه لایهبندیای از منعهای معتبر در سراسر جامعه (کاهو، خوک) و تابوهای منطقهای یا ویژه کاست و خانواده (ماهی، خروس، غزال، برخی لوبیاها) هستند. چارچوب آشپزی مفصل در مقاله Cuisine است؛ در اینجا موضوع خاستگاه و توجیه تابوها است.
۳.۱ کاهو (xas / کاهو پیچ): مشهورترین تابو
مشهورترین و رایجترین تابوی خوراکی ایزدی به کاهو پیچ مربوط است، کرمانجی xas (همچنین xes، marûl). برای خاستگاه آن در پژوهش و سنت شفاهی چند توضیح که یکدیگر را نفی نمیکنند در گردشاند, منابع در اینجا آشکارا پراکندهاند، به همین دلیل بهشفافیت در کنار هم قرار میگیرند:
۱. توضیح آوایی (تابوی زبانی). Encyclopaedia Iranica بهعنوان محتملترین ریشه یک شباهت آوایی را نام میبرد: نام کاهو، xas (ḵās)، تلفظهای کردی ḵāṣṣ را به یاد میآورد, واژهای پیوسته به مقدسان یا به امر مقدس/ویژه. از روی احترام بنابراین از خوراک همآوا پرهیز میشود (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»). این توضیح تابوی کاهو را در همان منطقِ تابوهای واژه (بخش ۶) جای میدهد.
۲. افسانه مقدسان. سنتی شفاهی منع را به مقدسان بنیانگذار پیوند میدهد: هنگامی که Şêx Adî (یا مقدسی تعقیبشده) خواست از تعقیبکنندگانش پنهان شود، گفته میشود که مزرعهای از کاهو/کلم او را لو داد، به همین دلیل از گیاه پرهیز میشود. روایات دیگر میگویند پیکر مقدسی را با کلههای کاهو سنگباران کردند.
۳. توضیح کشتار. سنتی دیگر تابو را به تعقیبوآزارهای تاریخی بازمیگرداند: گفته میشود ایزدیها در مزارع کاهوی شمال عراق قتلعام شدند، به همین دلیل کاهو «خونآلود» شمرده میشود.
۴. توضیح شکل/نماد. در ادبیات همچنین این اشاره یافت میشود که برگهای لایهلایه کاهو تصاویر مقدس را به یاد میآورند، که محافظت در برابر بیحرمتی را توجیه میکند (نک. Açıkyıldız 2010).
در عمل تابوی کاهو بسیار پایدار است و اغلب در دیاسپورا نیز رعایت میشود؛ اما Encyclopaedia Iranica یادآور میشود که آن, مانند منع آبی, در غیاب روحانیان اغلب نادیده گرفته میشود (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»).
۳.۲ خوک
از خوک (beraz) مانند محیط اسلامی و یهودی پرهیز میشود و ناپاک شمرده میشود. این تابو در سراسر جامعه رایج است و در دیاسپورا نیز پیوسته حفظ میگردد.
۳.۳ ماهی (masî): منطقهای
ماهی همهجا تابو نیست. در منطقه شیخان/لالش از آن پرهیز میشود (Kreyenbroek 1995:147؛ نک. Cuisine)، حال آنکه در سنجار (Şingal) خورده میشود. توجیه تا حدی در پیوند آب (و موجودات زنده آن) با امر مقدس نهفته است، تا حدی در روایات محلی. بنابراین تابو نمونه خوبی از پراکندگی منطقهای احکام خوراک است.
۳.۴ غزال (xezal)
غزال در بسیاری جاها پرهیزشده شمرده میشود: در برخی روایات حیوانی «خویشاوند» یا پیوسته به مقدسان فهمیده میشود و از این رو شکار یا خورده نمیشود (نک. Cuisine). در اینجا نیز موضوع تابویی است که بسته به منطقه با سختگیری متفاوت به آن عمل میشود.
۳.۵ خروس (dîk): نزد برخی دودمانها
خروس در ایزدیگری نقشی ویژه دارد، زیرا طاووس نماد تاووسی ملک است و خروس بهمثابه پرنده به او نزدیک است. نزد برخی خانوادههای Pîr (برای نمونه برای دودمان Pîrê Sînê روایت شده) خروس از این رو محافظتشده شمرده میشود و نباید ذبح شود (نک. Cuisine). بنابراین موضوع تابویی در سراسر جامعه نیست، بلکه تابویی پیوسته به کاست/خانواده است. باید تأکید کرد: خود طاووس نیز مقدس است, شکار، خوردن یا بدرفتاری با او صریحاً ممنوع است (Açıkyıldız 2010؛ بنگرید به Tawûsî Melek).
۳.۶ دیگر تابوهای خوراکی منطقهای
در دودمانهای Şêx یا Pîr منفرد افزون بر آن از برخی لوبیاها (مثلاً لوبیای سیاه، بهدلیل دلالت سوگواری رنگ) یا خوراکهای دیگر پرهیز میشود. این تابوها محلی و محدودند و برای همه ایزدیها الزامآور نیستند.
۳.۷ شراب و الکل: تابو نیست
برخلاف اسلام، شراب (mey) از نظر دینی ممنوع نیست. برعکس: شراب در جشن گردهمایی در لالش بهطور آیینی ریخته میشود (Allison 2001؛ Açıkyıldız 2010). این تفاوتی مهم با محیط اسلامی است و نشان میدهد که احکام خوراک ایزدی منطق خود را دنبال میکنند و از اسلام برنیامدهاند.
۴. رنگ آبی
تابویی نمایان در زندگی روزمره پرهیز از رنگ آبی است, بهطور سنتی بهویژه در پوشاک. برای این منع نیز توضیحات پراکندهاند، و پژوهش آنها را در کنار هم قرار میدهد:
۱. تابوی آوایی/واژهای. چند منبع منع آبی را با پرهیز از واژههایی که آوای Şeytan را تداعی میکنند پیوند میدهند, در همان منطقِ تابوی کاهو (نک. بخش ۶). واژه آبی (کرمانجی از جمله şîn) از این رو به همسایگی اصطلاحات پرهیزشده میافتد.
۲. پاکی/قداست. تفسیرهای دیگر آبی را به حوزههای مقدس «آسمانی» نسبت میدهند که انسان نباید رنگ آنها را برای خود ادعا کند, آبی برای پوشیدن بهعنوان پوشاک روزمره دنیوی بیش از حد مقدس است.
۳. نمادشناسی رنگهای آفرینش. در نمادشناسی ایزدی بهویژه رنگهای نخستین روایت آفرینش معنادارند (سرخ، زرد، سفید)؛ آبی بیرون از این رشته میایستد (Açıkyıldız 2010؛ بنگرید به آفرینش و Tawûsî Melek).
مانند کاهو صادق است: منع آبی بسته به منطقه با سختگیری متفاوت به آن عمل میشود و در غیاب روحانیان اغلب نادیده گرفته میشود (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»). پرهای چندرنگ خود طاووس که به آبی نیز میدرخشند، از این امر دستنخورده میمانند و نماینده پُری آفرینشاند.
یادداشت: تابوهای رنگی مشخص منطقهای متفاوتاند و در ادبیات بهگونههای گوناگون عرضه میشوند. توضیحات بالا را باید بهمثابه تفسیرهایی که در کنار هم میایستند خواند، نه بهمثابه دلیلی یگانه و قطعی.
۵. قواعد پاکی در زندگی روزمره
از پاکی عناصر (بخش ۲) قواعد روزمره مشخص بیشماری برمیآید که در خانوارهای سنتی ایزدی رعایت میشوند:
۵.۱ بزاق
بزاق ناپاک و تهدیدکننده عناصر شمرده میشود: انسان بر خاک، در آب یا در آتش تف نمیاندازد (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»). آتش با بزاق خاموش نمیشود.
۵.۲ آستانه (derî / nigê derî)
آستانه در: بهویژه آستانههای مکانهای مقدس در لالش, مقدس شمرده میشود. انسان بر آستانه پا نمیگذارد، بلکه از آن میگذرد؛ در زیارتگاهها آستانه بوسیده میشود. ورود به محوطههای مقدس پابرهنه انجام میگیرد. این احترام به آستانه بخشی از احترام عمومی به مکانهای مقدس و مرزهای میان پاک و دنیوی است.
۵.۳ آتش و نور
روشنکردن و نگهداری چراغها کنشی از پاکی و پرستش است؛ آتش بیحرمت نمیشود (بنگرید به بخش ۲.۳).
۵.۴ پاکی ظروف و خوراک
در خانوادههای ارتدوکس Şêx و Pîr, و بهویژه نزد Feqîr/Faqra (پارسایان زاهد), ظروف غیرایزدیها تا حدی ناپاک شمرده میشوند. آب مقدس و خوراکهای مقدس (نان Sîmel، Berat) جداگانه نگاه داشته و با دقت مدیریت میشوند (بنگرید به Cuisine).
۶. واژههای تابو
حوزهای ویژه از پاکی به زبان مربوط است. از برخی واژهها بهطور کامل پرهیز میشود، زیرا همین بر زبان آوردن آنها ناپاک یا نقض احترام شمرده میشود.
مشهورترین نمونه واژه عربی Şeytan («شیطان»، «ابلیس») است. ایزدیها بهطور سنتی بهطور کامل از آن پرهیز میکنند, نه از آن رو که به فرشتهشان مربوط باشد، بلکه از آن رو که بر زبان آوردن بلند نام «اصل شرّ» آلودگی احساس میشود (Kreyenbroek 1995). از همین تابو، بنا بر تفسیری رایج، پرهیز از واژههایی توضیح داده میشود که آوایی Şeytan را تداعی میکنند یا میتوان آنها را با او مرتبط دانست, که برخی توضیحات واژههای کاهو/کلم و آبی را در شمار آنها میآورند (نک. بخشهای ۳.۱ و ۴).
روشنگری (محوری): اینکه ایزدیها از واژه Şeytan پرهیز میکنند، به این معنا نیست که تاووسی ملک با شیطان اینهمان باشد. برعکس: در باور ایزدی هیچ شرّ مستقل و دشمن خدا و هیچ «فرشته هبوطکرده» وجود ندارد. تاووسی ملک والاترین فرشته وفادار و نایب Xwedê است. تابوی زبانی یک تابوی پاکی است، نه اعتراف, تنها از سوی ادبیات استعماری و مبلغان مسیحی بهعنوان چنین چیزی نادرست تفسیر شد. رد مفصل این تهمت در مقاله Tawûsî Melek است (بنگرید همچنین به Kreyenbroek 1995؛ Asatrian & Arakelova 2014).
افزون بر Şeytan، بسته به منطقه و خانواده، از واژههای دیگری نیز میتوان پرهیز کرد یا آنها را با عبارتهای جایگزین تعویض کرد؛ این نیز به «پاکی کلام» تعلق دارد.
۷. آیینهای گذار و تطهیر (مرور)
پاکی تنها پرهیز نیست، بلکه تطهیر فعال نیز هست. در نقاط چرخش زندگی و در تقویم جشنها آیینهایی قرار دارند که پاکی را پدید میآورند یا نو میکنند. در اینجا تنها کوتاه به آنها اشاره میشود و در مقالات تخصصی ژرفتر بررسی میگردند:
- Mor kirin (تعمید). کودک با آب مقدس Kaniya Spî برکت مییابد, آیینی محوری از تطهیر و درآمدن به جامعه (بهتفصیل: چرخه زندگی و سنتها).
- Bisk / نخستین طُره مو و دیگر آیینهای آغازین کودک را به Pîr و کاست او پیوند میدهند.
- وضوها نماز، جشنها و بهویژه زیارت لالش را همراهی میکنند.
- سوگواری و مرگ. رفتار با پیکر و آیینهای سوگواری نیز از تصورات پاکی پیروی میکنند؛ روح وارد چرخه تناسخ میشود (بهتفصیل: مرگ، روح و تناسخ).
پاکی دینی جامعه افزون بر این بهطور ساختاری از طریق درونهمسری و نظام طبقاتی تضمین میشود (بنگرید به نظام اجتماعی).
۸. اصطلاحات و قراردادها
| اصطلاح (کرمانجی) | معنا |
|---|---|
| paqijî | پاکی |
| ax / av / agir / ba | خاک / آب / آتش / هوا (چهار عنصر) |
| xas / xes / marûl | کاهو پیچ (پرهیزشده) |
| beraz | خوک (ناپاک) |
| masî | ماهی (منطقهای پرهیزشده) |
| xezal | غزال (در بسیاری جاها پرهیزشده) |
| dîk | خروس (در برخی دودمانها محافظتشده) |
| Kaniya Spî | «چشمه سفید» در لالش (آب مقدس) |
| Berat | گلولههای گِلی تبرکیافته از خاک لالش |
| Feqîr / Faqra | پارسایان زاهد با قواعد پاکی سختگیرانهتر |
| Şeytan | واژه پرهیزشده, نه تاووسی ملک! |
Quellen
- Philip G. Kreyenbroek: Yezidism, Its Background, Observances and Textual Tradition. Lewiston: Edwin Mellen Press, 1995.
- Philip G. Kreyenbroek & Khalil Jindy Rashow: God and Sheikh Adi are Perfect, Sacred Poems and Religious Narratives from the Yezidi Tradition. Wiesbaden: Harrassowitz, 2005.
- Christine Allison: The Yezidi Oral Tradition in Iraqi Kurdistan. Richmond: Curzon, 2001.
- Eszter Spät: The Yezidis. London: Saqi Books, 2005.
- Birgül Açıkyıldız: The Yezidis, The History of a Community, Culture and Religion. London: I. B. Tauris, 2010.
- Khanna Omarkhali: The Yezidi Religious Textual Tradition, Transmission, Categorisation and Canonisation of the Yezidi Oral Religious Texts. Wiesbaden: Harrassowitz, 2017.
- Garnik S. Asatrian & Victoria Arakelova: The Religion of the Peacock Angel, The Yezidis and Their Spirit World. Durham: Acumen/Routledge, 2014.
- Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General», https://www.iranicaonline.org/articles/yazidis-i-general-1/
- Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation in Yazidism», https://www.iranicaonline.org/articles/yazidis-ii-initiation-in-yazidism/
گزارههای نشانهگذاریشده بهعنوان «منطقهای»، «محل بحث» یا «در کنار هم» (بهویژه درباره کاهو، ماهی، آبی و تابوهای واژه) پرسشهای پژوهشی باز و تفاوتهای منطقهای را بازتاب میدهند و نباید بهمثابه دلیلی یگانه و قطعی خوانده شوند.
این مقاله بخشی از ویکی Êzdîxan است. مقالات مرتبط: دین + الهیات، سنتها + آیینهای زندگی، Tawûsî Melek، Cuisine + خوراکها، چرخه زندگی، نظام اجتماعی، مرگ، روح و تناسخ.
۸. درونهمسری (اندوگامی) و ممنوعیت ازدواج میان سه طبقه
شاید پرپیامدترین کاربرد اصل پاکی بر جامعه، درونهمسری سختگیرانه (اندوگامی) باشد. این اصل در دو سطح عمل میکند: در سطح بیرونی بهصورت ممنوعیت ازدواج با غیرِ Êzîden، و در سطح درونی بهصورت ممنوعیت ازدواج میان سه طبقهٔ ارثیِ Şêx (شیخ)، Pîr و Mirîd (مرید/عوام). ساختار اجتماعی این طبقات بهتفصیل در مقالهٔ نظم اجتماعی بررسی شده است؛ در اینجا موضوع توجیه دینی، پیامدهای تخطی و مباحثهٔ اصلاحی در دیاسپورا است.
۸.۱ توجیه دینی
تعلق به طبقه منحصراً با تولد تعیین میشود و مادامالعمر و تغییرناپذیر تلقی میگردد (Kreyenbroek 1995؛ Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»). برخلاف یک رتبهبندی ارزشی شبههندو، نظام طبقاتی êzîdîسی بهگفتهٔ Kreyenbroek در درجهٔ نخست یک تقسیم وظایف دینی است: هر طبقه وظایف ویژهٔ خود را برای زندگی معنویِ کلِ جامعه بر عهده دارد؛ Şêx و Pîr بهعنوان طبقات روحانی، و Mirîd بهعنوان اکثریت بزرگ عوام (Kreyenbroek 1995).
توجیه دینیِ درونهمسری در پاکیِ این نظمِ برقرارشده از سوی خدا نهفته است: دودمانهای روحانی اقتدار خود را به نسبِ الهی بازمیگردانند، بهطور سنتی به شش تن از هفت فرشتهٔ مقدس (Tawûsî Melek بهعنوان والامقامترینِ هفت فرشته در اینجا مستثنا میماند). از اینرو ازدواج فراتر از مرزهای طبقاتی، نقضِ یک «خویشاوندی معنوی» تلقی میشود و در سنت نوعی زنای با محارمِ دینی فهمیده میشود که نظمِ بنیاننهاده توسط فرشتگان را آلوده میسازد (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»؛ Asatrian & Arakelova 2014). در درون طبقات روحانی افزون بر این تقسیمبندیهای باز هم تنگتری برقرار است: برخی دودمانهای Şêx و Pîr تنها مجازند با یکدیگر ازدواج کنند، چنانکه این ممنوعیت چندلایه است.
بدینسان درونهمسری بیهیچ گسستی در نظامِ پاکیِ کلی (بخش ۱) جای میگیرد: همانگونه که چهار عنصر نباید «بهنادرست آمیخته» شوند، نظم طبقاتی نیز باید ناآمیخته بماند. Encyclopaedia Iranica نظام طبقاتی را صراحتاً نخستین جلوهٔ همان دغدغهٔ پاکی مینامد که تابوهای زندگی روزمره نیز از آن برمیخیزند (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis i. General»).
۸.۲ پیامدهای تخطی
تخطی از قواعد ازدواج بهطور سنتی سنگینترین مجازاتِ جامعهٔ êzîdîسی را در پی داشت: اخراج از جامعه (تکفیر/طرد). هرکس با یک غیرِ Êzîde ازدواج میکرد یا با یک غیرِ Êzîde پیوند جنسی برقرار میساخت، بر اساس تلقی سنتی دیگر Êzîde بهشمار نمیآمد؛ گرویدن یا بازپذیرش از بیرون ناممکن بود، زیرا انسان تنها بهعنوان فرزندِ دو والدِ êzîdîسی در این دین زاده میشود (Kreyenbroek 1995). از نظر تاریخی برای تخطی از مرزهای طبقاتی و دینی، مجازاتهای بسیار سختی تا حدِ کشتن نیز نقل شده است؛ اما پیامدِ منظم و قابلاجرا همان راندهشدن همراه با فرزندان بود.
این سختگیری در عین حال آسیبپذیریِ جمعیتیِ جامعه را توضیح میدهد: از آنجا که گرویدن به Êzîdîتوم ناممکن است و هر «ازدواج آمیخته» اعضایی را برای همیشه از دست میداد، شمار Êzîden اندک ماند؛ وضعیتی که پیامدهای آزار و نسلکشی (۷۴ فرمان، که آخرین آن نسلکشی توسط داعش در سال ۲۰۱۴ بود) را افزونتر تشدید کرد.
۸.۳ مباحثهٔ اصلاحی در دیاسپورا و پس از ۲۰۱۴
در دیاسپورای اروپای غربی (با بزرگترین جامعه در آلمان) دقیقاً همان عناصری که سرسختترین تلقی میشوند، یعنی پاکیِ طبقاتی و ممنوعیت ازدواجِ میانطبقاتی، سریعتر از همه زیر فشار دگرگونی قرار میگیرند و در همان حال بزرگترین تنشها را پدید میآورند (Maisel/پژوهشهای دیاسپورا؛ نک. ادبیات دینپژوهی دربارهٔ دگرگونیِ Êzîdîتوم در تبعید). چند عامل با هم اثر میگذارند: بزرگشدن در جامعهای اکثریتمحور با آزادیِ انتخابِ همسر، تحصیلاتِ بالاتر، نبودِ ساختارهای طبقاتیِ جغرافیایی بسته، و فشار اجتماعی برای ناگزیری از توجیهِ قواعدِ سنتی. Êzîdenِ جوان ممنوعیتِ ازدواجِ میانطبقاتی را روزافزون به پرسش میکشند؛ اینکه آیا Êzîdîتوم در این زمینه میتواند دگرگون شود، نزد بسیاری پرسشِ کلیدی برای بقای آن تلقی میشود.
رهبری دینی در عراق نیز واکنش نشان داد، بهویژه زیر تأثیر نسلکشیِ داعش. در هماهنگی با شورای روحانی، Baba Şêx اعلام کرد که زنانِ بهبردگیگرفتهشده و موردِ تجاوزِ داعش، دوباره بهعنوان Êzîdîزنان در جامعه پذیرفته میشوند؛ گسستی آشکار از قاعدهٔ کهنتر که بنا بر آن پیوند جنسی با یک غیرِ Êzîde بهمعنای اخراج بود (UNHCR؛ Al Jazeera). در بهار ۲۰۱۹ شورای عالی روحانی با بیانیهای دربارهٔ «همهٔ بازماندگان» نخست فراتر رفت، اما اندکی بعد آن را دقیقتر کرد: پذیرش شاملِ فرزندانِ زادهٔ تجاوز با پدرانِ داعشی نمیشود، بلکه تنها فرزندانِ دو والدِ êzîdîسی را در بر میگیرد (Al Jazeera، ۲۹.۰۴.۲۰۱۹). بدینسان اصلِ بنیادین، یعنی Êzîde تنها کسی است که از دو والدِ êzîdîسی نسب میبرد، در هسته پابرجا ماند؛ بسیاری از مادران در برابر انتخابی دردناک قرار گرفتند: تصمیم میان فرزندشان و بازگشت به جامعه (Al Jazeera 2021).
باید توجه داشت: این مباحثات سطوح متفاوتی را در بر میگیرند، یعنی بازپذیریِ قربانیانِ خشونت، وضعیتِ کودکان، و جدا از اینها، ممنوعیتِ ازدواجِ میانطبقاتیِ درونجامعهای میان Şêx، Pîr و Mirîd. مورد اخیر رسماً همچنان لازمالاجراست؛ تسهیل آن تاکنون بیشتر در عملِ زیستهٔ دیاسپورا رخ میدهد تا از طریق تصمیمهای رسمیِ دینی، و در درون جامعه همچنان محل مناقشه است.
توجه: مباحثهٔ اصلاحی در جریان است. بیانیههای رسمیِ دینی (Baba Şêx، شورای روحانی) و عملِ واقعی در عراق و دیاسپورا میتوانند از هم فاصله بگیرند؛ تصمیمهای یادشدهٔ ۲۰۱۹ بیش از همه بازپذیریِ بازماندگانِ نسلکشی را در بر میگیرند و نه لغوِ عمومیِ درونهمسریِ طبقاتی را.
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.