wissen
حقوق ایزدی، هنجارها و حلوفصل اختلاف
ایزدیها نه قانوننامهٔ مکتوبی میشناسند و نه دستگاه قضایی دولتی از سنخ خودشان. حقوق آنان حقوق عُرفی است: تار و پودی که قرنها بهصورت شفاهی منتقل شده، از احکام دینی، هنجارهای اجتماعی و صلاحیتهای ثابت. این مقاله توضیح میدهد که این حقوق از چه تغذیه میشود، چه کسی آن را تفسیر و اجرا میکند, از میر و شورای روحانی تا شیخ، پیر و ریشسفیدان روستا –، چگونه حقوق ازدواج سختگیرانه کار میکند، چگونه اختلاف حل میشود، چه مجازاتهایی وجود دارد و چگونه همهٔ اینها در دیاسپورا زیر فشار قرار میگیرد و از نو به مذاکره گذاشته میشود.
وضعیت: 2026-06-14 · نامهای خاص با املای لاتین کرمانجی · ویکی ezdixan.de
یادداشت دربارهٔ اصطلاحشناسی و حساسیت موضوع: این مقاله پیوسته از خودنامیدن ایزدی / ایزدیها استفاده میکند. Tawûsî Melek، فرشتهٔ طاووس، در الهیات ایزدی هرگز «شیطان» فهمیده نمیشود, این یکسانانگاری از ادبیات بیگانهٔ جدلی برمیخیزد. درونهمسری، طرد اجتماعی و رفتار با بازماندگان خشونت جنسی موضوعاتی حساساند. آنها اینجا بهصورت موضوعی و با تکیه بر منابع ارائه میشوند, نه آراسته و نه پُرسروصدا. آنجا که پژوهش مبهم است یا خودِ جامعه در نزاع است، این نامیده میشود.
فهرست
- «حقوق ایزدی» چیست؟
- منابع حقوق عُرفی
- مراجع: میر، شورای روحانی، شیخ و پیر
- حقوق ازدواج: درونهمسری بهمثابهٔ هنجار اصلی
- حل اختلاف در روستا
- مجازاتها: از سرزنش تا اخراج
- دگرگونی در دیاسپورا: حقوق دولتی در برابر سنت
- مباحث اصلاح پس از ۲۰۱۴
- واژهنامهٔ اصطلاحات
- منابع
1. «حقوق ایزدی» چیست؟
در آیین ایزدی هیچ حقوق مدوّنی به معنای غربی وجود ندارد, نه قانون اساسی، نه قانون کیفری، نه قاضیان حرفهای. آنچه میتوان «حقوق ایزدی» نامید، یک حقوق عُرفی است (urf / حقوق رسم): نظمی از احکام و ممنوعیتها که در طول نسلها رشد کرده، بخشی دینیبنیاد و بخشی اجتماعیرُسته است و الزامآوری خود را در عمل زیسته مییابد [۱؛ ۳].
سه ویژگی شاخص است:
- شفاهیت. مانند خودِ دین (نگاه کنید به دین ایزدی)، نظام هنجارها نیز از کتابی مقدس استخراج نمیشود بلکه شفاهی منتقل میشود و از طریق رفتار طبقات تقدیسشده و ریشسفیدان تجسم مییابد [۱؛ ۴].
- جداییناپذیری دین و نظم اجتماعی. حقوق، ایمان و ساختار جامعه درهم تنیدهاند. مهمترین هنجار, ازدواج درون جامعه و درون کاست خود, همزمان حکمی دینی و ستون بنیادین نظم اجتماعی است (نگاه کنید به نظم اجتماعی) [۱؛ ۳].
- اعتبار شخصی نه سرزمینی. حقوق به سرزمین یک دولت وابسته نیست بلکه به تعلق به جامعه. دقیقاً به همین دلیل در دیاسپورا با حقوق دولتی کشورهای میزبان در تنش قرار میگیرد (بخش ۷).
این تار و پود اینجا بهصورت یکجا ارائه میشود؛ خودِ ساختار طبقاتی (شیخ، پیر، مرید) موضوع مقالهٔ نظم اجتماعی است و اینجا تنها تا آنجا برگرفته میشود که برای حقوق و حلوفصل لازم است.
2. منابع حقوق عُرفی
2.1 سنت شفاهی
دین ایزدی در طول قرنها بدون نوشتار منتقل شده است؛ متون مقدس آن, Qewl (سرودها) و گونههای خویشاوند, بهدست حاملان تقدیسشده شفاهی حفظ و منتقل شدهاند. تنها در زمان جدیدتر آنها بهطور نظاممند مکتوب شده و مکتوبشدن و «قانونیسازی» آنها علمی بررسی شده است [۴]. همان شفاهیت نظام هنجارها را نیز شکل میدهد: الزامآور آن است که طبقات تقدیسشده، بزرگان و ریشسفیدان بهمثابهٔ درست منتقل و زیست میکنند. سنجههای حقوقی بدینسان در دانش دینی، در روایتها و در رسوم زیسته نشانده شدهاند، نه در مواد قانونی (نگاه کنید نیز به سنتها) [۱؛ ۴].
2.2 احکام دینی بهمثابهٔ منبع حقوق
مجموعهای از احکام نیروی بیواسطهٔ هنجاری دارند: حکم درونهمسری، ممنوعیت تغییر دین در هر دو سو، قواعد طهارت آیینی و پیوندهای ثابت هر خانوادهٔ عامی به شیخ و پیری معیّن (نگاه کنید به چرخهٔ زندگی). هرکه آنها را نقض کند، نه صرفاً یک قرارداد بلکه نظمی دینیبنیاد را میآزارد, که سختی مجازاتهای ممکن را توضیح میدهد [۱؛ ۳].
2.3 اجماع اجتماعی و اقتدار حاملان
از آنجا که هیچ تثبیت مکتوبی وجود ندارد، تفسیر تعیینکننده است, و با آن این پرسش که چه کسی با اقتدار سخن میگوید. این اقتدار درجهبندیشده است: عالیترین مرجع دینی در سطح کل جامعه، طبقات تقدیسشده در سطح مراقبت روحانی خانوادگی، ریشسفیدان در سطح روستا (بخش ۳). حقوق عُرفی از این حیث فرایندی جاری از اجماع نیز هست که بهدست حاملان شناختهشده تثبیت میشود [۱؛ ۳].
3. مراجع: میر، شورای روحانی، شیخ و پیر
3.1 میر: رأس دنیوی-دینی
در رأس کل جامعه میر (امیر، «شاهزاده») ایستاده است، رأس موروثی ایزدیها که مقرّش در منطقهٔ شیخان (Şêxan) در شمال عراق است. میر عالیترین اقتدار سیاسی و همزمان دینی جامعه را تجسم میبخشد. از اختیارات منتقلشدهٔ او، از جمله، نصب Baba Şêx (عالیترین صاحبمنصب روحانی)، ادارهٔ زیارتگاه Lalîş و دریافت پیشکشها از حرکت رایتهای مقدس (sancak) در میان جوامع است [۲؛ ۵]. میر بدینسان نه صرفاً یک نماینده، بلکه گیرهٔ مرکزی نظم است.
3.2 شورای روحانی (Encumena Ruhanî)
عالیترین مرجع مشورتی و تصمیمگیرنده در امور دینی و جامعتی شورای روحانی است، همچنین Encumena Ruhanî یا Civata Ruhanî / Meclisa Ruhanî («شورای صاحبمنصبان روحانی» / «شورای فرزانگان»). این شورا روحانیان پیشروی شیخان و نیز, بسته به مناسبت, رؤسای ایلات و ریشسفیدان روستا را گرد میآورد؛ نشستهای آن بهطور سنتی در Lalîş برگزار میشود [۵؛ ۶]. شورا هم مسائل دینی و هم «دنیوی» جامعه را بررسی میکند و تصمیمهای اصولی صادر میکند که برای کل جامعه ادعای نیروی الزامآور دارند, مانند مصوبات بسیار توجهشده دربارهٔ بازپذیرش بازماندگان پس از ۲۰۱۴ (بخش ۸) [۶؛ ۷].
مهم برای فهم: شورای روحانی عالیترین مرجع برای مسائل اصولی است اما جایگزین یک نظام دادگاهی فراگیر نمیشود. کشمکشهای روزمره همچنان محلی حل میشوند (بخش ۵).
3.3 شیخ و پیر بهمثابهٔ میانجی
زیر این قله، طبقات تقدیسشده, شیخ و پیر: نقشی روحانی و میانجیگرانه بر دوش دارند. هر خانوادهٔ عامی (Mirîd) بهطور موروثی به شیخی معیّن و پیری معیّن پیوند خورده است که او را در همهٔ ایستگاههای زندگی همراهی میکنند (نگاه کنید به روحانیت و چرخهٔ زندگی) [۱؛ ۵]. از این نزدیکی اقتدار میانجیگری برمیخیزد: در کشمکشهای درون خانواده یا میان خانوادهها روحانیان ذیصلاح بهمثابهٔ میانجی و مرجع اخلاقی فراخوانده میشوند. به Baba Şêx نیز بهطور سنتی این وظیفه نسبت داده میشود که در دیدارهایش از روستاها اختلاف را حل کند و به عمل درست (مثلاً قواعد روزه) تذکر دهد [۶].
4. حقوق ازدواج: درونهمسری بهمثابهٔ هنجار اصلی
با فاصلهٔ بسیار پرنفوذترین تکهٔ حقوق ایزدی، حقوق ازدواج است. بر یک اصل استوار است: درونهمسری سختگیرانه.
4.1 دو سطح درونهمسری
درونهمسری همزمان در دو سطح عمل میکند [۱؛ ۳]:
- درون جامعه. یک ایزدی تنها میتواند با یک زن ایزدی ازدواج کند و برعکس. ازدواج با غیرایزدیها مستثنا است. از آنجا که آیین ایزدی تبلیغ نمیکند و تغییر دین به این آیین ممکن نیست: ایزدی تنها کسی است که هر دو والدش ایزدیاند –، یک غیرایزدی نیز با تغییر دین نمیتواند برای ازدواج واجد شرایط شود (نگاه کنید به دین ایزدی).
- درون کاست خود. درون جامعه نیز ازدواج به طبقات وابسته است: شیخ با شیخ، پیر با پیر، مرید با مرید ازدواج میکند. از مرزهای طبقات بهطور سنتی ازدواج نمیشود [۱؛ ۳]. درون طبقات روحانی افزون بر این تقسیمات ظریفتری (دودمانها/خانهها) وجود دارد که خود نیز موانع درونهمسری میشناسند [۳].
4.2 ممنوعیتها و توجیه آنها
این موانع دینی توجیه میشوند: آنها پاکی تبارنامهٔ مقدس و کارکرد نظام متقابل شیخ-پیر-مرید را تأمین میکنند که در آن هر خانواده جایگاه روحانی ثابت خود را دارد (نگاه کنید به نظم اجتماعی). تعلق طبقاتی منحصراً با تولد به دست میآید و قابل تغییر نیست؛ ازدواج میانطبقاتی نسبت کودکان را بهگونهای لاینحل درهم میریزد [۱؛ ۳].
4.3 مجازات: اخراج
تجاوز از این مرزها از سنگینترین نقضهاست. هرکه قواعد درونهمسری را بشکند، خطر آن را میپذیرد که با او مانند مطرود رفتار شود, از دست رفتن تعلق برای خود و گاه برای فرزندان [۳]. در پژوهش کهنتر و نیز جدیدتر مستند است که چنین تجاوزهایی میتوانند به کشمکشهای عمیق خانوادگی بینجامند؛ در حالت حاد واکنشهای گزارششده تا گسست و خشونت کشیده میشوند [۱؛ ۳]. کرینبروک کشمکش وجدانیِ برخاسته از این را برای ایزدیهای جوان وصف میکند که نزد آنان در صورت تردید وفاداری به خانواده سنگینتر از یک رابطهٔ عاشقانه بیرون از مرزهای مجاز میسنگد [۱].
این سختی تاریخاً همچنین یک راهبرد بقا برای اقلیتی کوچک و اغلب آزاردیده است (نگاه کنید به نسلکشی ۲۰۱۴): مرزهای سخت ازدواج بقای جامعهای را تأمین میکرد که نه میتوانست عضو تازه بپذیرد و نه مهاجرت را جبران کند. این هنجار را توضیح میدهد، بیآنکه سختیهای انسانی آن را بیاراید.
5. حل اختلاف در روستا
روزمرگی حقوق ایزدی در Lalîş نمیگذرد، بلکه در روستا. کشمکشها بر سر زمین، ارث، آبرو، وعدههای ازدواج یا توهینها بهطور سنتی در محل و شفاهی فیصله مییابند.
5.1 نقش ریشسفیدان
حاملان حلوفصل محلی ریشسفیدان روستا و سران خانوادهاند، اغلب در همکاری با شیخ یا پیر ذیصلاح و با ریشسفیدان ایل (axa / رؤسای ایلات). آنها طرفها را میشنوند، واقعیت را بنا بر سنجهٔ رسم منتقلشده روشن میکنند و توازنی را میانجیگری میکنند [۱؛ ۵؛ ۶]. هدف کمتر مجازات است تا بازگرداندن صلح اجتماعی میان خانوادههای درگیر.
5.2 آیینهای آشتی
برای حلوفصل، آیینهای آشتی شاخصاند که اختلاف را رسماً پایان میدهند: غذای مشترک، دستدادن یا سوگند در برابر شاهدان و میانجیان شناختهشده، در صورت لزوم جبرانی به خانوادهٔ آسیبدیده. نیروی الزامآور ویژهای از آنِ نهاد Kirîv (پدرخواندگی آیینی، مثلاً در ختنه) و خواهربرادری روحانی (birayê/xwişka axretê، «برادر/خواهر آنجهانی») است: چنین پیوندهای خویشاوندی ساختگی به یاری متقابل ملزم میکنند و نیز به کار میروند تا میان خانوادهها, و فراتر از مرز دینی با همسایگان, پیوندهای پایدار صلح بسته شود [۶]. تنها هنگامی که درگیران نتیجه را در آیین بپذیرند، اختلاف فیصلهیافته به شمار میرود.
5.3 تشدید به بالا
اگر کشمکشی محلی حل نشود، یا اگر مسائل بنیادین دین و نظم را لمس کند (مثلاً شکستن درونهمسری)، میتواند به مراجع بالاتر, میر و در نهایت شورای روحانی در Lalîş, برده شود [۵؛ ۶]. اما بیشتر اختلافها هرگز به این سطح نمیرسند.
6. مجازاتها: از سرزنش تا اخراج
اجرای حقوق عُرفی بر اجبار دولتی استوار نیست بلکه بر فشار اجتماعی. مجازاتها درجهبندیشدهاند:
- سرزنش و الزام به حلوفصل. ملایمترین شکل: سرزنش علنی بهدست ریشسفیدان یا روحانیان، همراه با الزام به آشتی یا جبران.
- طرد اجتماعی. هرکه از حلوفصل سر باز زند یا مکرراً هنجارها را نقض کند، از او دوری میشود, مثلاً از مناسبتهای جمعی، جشنها و همسفرگی کنار گذاشته میشود. در جامعهای تنگبافت این مجازاتی محسوس است [۳].
- اخراج از جامعه. سنگینترین مجازات نقض مرزهای دینی بنیادین را هدف میگیرد, پیش از همه شکستن درونهمسری یا تغییر دین (عملی). اینجا از دست رفتن خودِ تعلق تهدید میکند، یعنی وضعیت مطرود [۳]. از آنجا که بازگشتی با تغییر دین وجود ندارد، این از دست رفتن قاعدتاً نهایی است و بالقوه شایستگی ازدواج فرزندان را نیز در بر میگیرد.
دقیقاً نهاییبودن این سختترین مجازات است که سبب شد رفتار با بازماندگانی که در اسارت به تغییر دین وادار شدند، پس از ۲۰۱۴ به پرسشی وجودی برای جامعه بدل شود (بخش ۸).
7. دگرگونی در دیاسپورا: حقوق دولتی در برابر سنت
در مناطق خاستگاه حقوق عُرفی میتوانست تا حد زیادی خودمختار عمل کند. در دیاسپورا, آلمان، ارمنستان و گرجستان، کشورهای دیگر, وضعیت از بن دگرگون میشود (نگاه کنید به نظم اجتماعی، بخش دیاسپورا؛ و نیز زنان در آیین ایزدی).
7.1 رقابت دو نظم حقوقی
در کشورهای میزبان حقوق دولتی حاکم است: حقوق ازدواج، خانواده و کیفری دولت مربوط. بدینسان مجازاتهایی مانند اخراج از جامعه اثر حقوقی خود را از دست میدهند، اما نه اثر اجتماعیشان را. ازدواجی بیرون از کاست یا جامعه از منظر حقوق دولتی بیپیامد است, درون خانواده و جامعه میتواند همچنان به تنشهای سنگین بینجامد. پژوهشهای تجربی دربارهٔ تصمیمهای ازدواج پناهندگان ایزدی دقیقاً همین میدان تنش میان انتخاب فردی و هنجار منتقلشده را نشان میدهند [۱؛ ۸].
7.2 فرسایش و سازگاری
پژوهش دربارهٔ دین در تبعید حرکتی دوگانه را وصف میکند: از یک سو ثباتی چشمگیر در عملها و هنجارهای هستهای حتی در غربت، از سوی دیگر چانهزنی و سستشدن جزئی آنجا که روزمرگی در جامعهٔ اکثریت دیگر نظم کهن را پشتیبانی نمیکند [۸]. بهویژه نسل جوانتر درونهمسری، مرزهای طبقاتی و نقشهای جنسیتی را بازتر از نسلهای پیشین به بحث میگذارد. اینکه اصلاحات تا کجا میتوانند پیش روند بیآنکه هویت جامعه را به خطر اندازند، موضوع بحثی پیوسته درونجامعتی است.
8. مباحث اصلاح پس از ۲۰۱۴
نسلکشی ۲۰۱۴ (نگاه کنید به نسلکشی ۲۰۱۴) حقوق ایزدی را در برابر آزمونی بیسابقه قرار داد. هزاران زن و دختر بهدست بهاصطلاح «دولت اسلامی» ربوده، برده و به تغییر دین وادار شدند. بنا بر خوانش سنتی، تغییر دین اجباری میتوانست به معنای از دست رفتن تعلق باشد, که قربانیان را برای بار دوم مجازات میکرد.
8.1 فرمان بازپذیرش بازماندگان (۲۰۱۴/۲۰۱۵)
رهبری روحانی با گامی تاریخی برای جامعه واکنش نشان داد. Baba Şêx اعلام کرد که زنان و دخترانِ رهاشده از اسارت میتوانند بدون شرم به ایمان و جامعه بازگردند؛ تغییر دینِ رخداده زیر اجبار بهمثابهٔ نه ناشی از تقصیر خودشان ارزیابی شد. بازماندگان در زیارتگاه Lalîş با آیینی از بازپذیرش/تعمید از نو در جامعه پذیرفته شدند. این تصمیم, که پژوهش و سازمانهای حقوق بشر آن را گشایشی آموزهای بااهمیت ارزیابی کردند, راه را برای بازپذیرش گستردهٔ بازماندگان هموار کرد [۶؛ ۹].
8.2 مصوبهٔ ۲۰۱۹ و تدقیق آن
در ۲۴/۲۵ آوریل ۲۰۱۹ شورای روحانی (Supreme Spiritual Council) مصوبهای منتشر کرد که متن آن نخست چنان فهمیده شد که گویی کودکان متولدشده در اسارت را نیز در بر میگیرد. پس از بازتاب قوی و عمدتاً ردکننده از بخشهایی از جامعه، شورا اما چند روز بعد بیانیه را تدقیق کرد: این مصوبه به «همهٔ نجاتیافتگان» مربوط است، اما نه به کودکانِ برآمده از تجاوز اعضای داعش؛ ایزدی همچنان تنها فرزندان دو والد ایزدی به شمار میروند [۷؛ ۱۰]. مسئلهٔ کودکان بدینسان ناگشوده ماند و موضوع بحثهای پیوسته و دردناک است, هم درون جامعه و هم در نسبت با حقوق احوال شخصیهٔ عراق که فرزندان زنان ربودهشده را اغلب مسلمان ثبت میکند (نگاه کنید به زنان در آیین ایزدی و نسلکشی ۲۰۱۴) [۷؛ ۹؛ ۱۰].
این رویدادها بهگونهای نمونهوار نشان میدهند که حقوق عُرفی ایزدی چگونه کار میکند: نه با تغییر مواد قانونی، بلکه با مصوبات معتبر عالیترین مرجع که خود به اجماع جامعه سنجیده میشوند, و میتوانند به این اجماع دوباره نیز تن دهند.
یادداشت دربارهٔ زبان: خودنامیدن ایزدی / ایزدیها است. این افترا که فرشتهٔ Tawûsî Melek «شیطان» است، به آن بهانههای ایدئولوژیک تعلق دارد که با آنها آزار و بردهسازی قرنها توجیه شد؛ با خودفهمی جامعه همخوان نیست.
9. واژهنامهٔ اصطلاحات
- میر / امیر: رأس موروثی دنیوی-دینی ایزدیها؛ از جمله Baba Şêx را نصب میکند و Lalîş را اداره میکند.
- Encumena Ruhanî: شورای روحانی (همچنین Civata/Meclisa Ruhanî)، عالیترین مرجع برای مسائل اصولی دینی و جامعتی؛ در Lalîş گرد میآید.
- Baba Şêx: عالیترین صاحبمنصب روحانی؛ اختلاف را حل میکند، به عمل درست تذکر میدهد، مصوبات بازپذیرش پس از ۲۰۱۴ را صادر کرد.
- شیخ / پیر: طبقات تقدیسشده؛ بهطور موروثی به هر خانوادهٔ عامی منسوب، همزمان مراقب روحانی و میانجی.
- مرید: طبقهٔ عامی؛ اکثریت بزرگ جامعه.
- درونهمسری (Endogamie): حکم ازدواج درون جامعه و درون کاست/دودمان خود.
- Kirîv: پدرخواندگی آیینی (از جمله در ختنه)؛ روابط الزامآور یاری و صلح را بنیان مینهد.
- urf: رسم/حقوق عُرفی؛ اینجا: نظام نانوشتهٔ هنجارهای ایزدیها.
- sancak / حرکت sancak: رایتهای مقدس که حرکت آنها در میان جوامع با پیشکشها پیوند دارد.
Quellen
- Philip G. Kreyenbroek: Yezidism, Its Background, Observances and Textual Tradition, Lewiston/Queenston/Lampeter: Edwin Mellen Press, 1995, Standardwerk zu Sozialstruktur, Endogamie und mündlicher Tradition.
- Birgül Açıkyıldız: The Yezidis: The History of a Community, Culture and Religion, London/New York: I. B. Tauris, 2010, Verlagsseite
- Khanna Omarkhali: The Yezidi Religious Textual Tradition: From Oral to Written. Categories, Transmission, Scripturalisation and Canonisation of the Yezidi Oral Religious Texts, Wiesbaden: Harrassowitz, 2017, Open-Access-PDF (Universität Göttingen)
- Eszter Spät: The Yezidis, Foreword by Philip Kreyenbroek, London: Saqi Books, 2005, Rezension (Abstracta Iranica)
- Encyclopaedia Iranica, Eintrag „Yazidis" (Sozialstruktur, Stände, Mîr und Baba Şêx, Endogamie), iranicaonline.org
- „Yazidi social organization" / „Gathering of the spiritual" (Civata/Meclisa Ruhanî), Überblicksdarstellungen mit Quellenverweisen, Yazidi social organization (Wikipedia) · Gathering of the spiritual (Wikipedia)
- Conflict & Civicness Research Blog (LSE): Coming to the verge of destruction: Survival, change and engagement in the Yazidi community, 12. März 2019, blogs.lse.ac.uk
- Al Jazeera: Yazidis to accept ISIL rape survivors, but not their children, 29. April 2019 (Beschluss von 2019 und Präzisierung zu Kindern), aljazeera.com
- Middle East Eye: Yazidi religious body welcomes children of Islamic State rape survivors in ‘historic’ move, April 2019, middleeasteye.net
- C. Çankaya u. a. (Hg.) / University of Arizona: Marriage Decisions of Iraqi Yezidi Refugees in Germany (Diss./Thesis, Heiratsnormen und Diaspora), repository.arizona.edu (PDF)
امور حساس (مجازاتهای درونهمسری، رفتار با بازماندگان، کودکان اسارت) بر پایهٔ وضعیت کنونی پژوهش و گزارشها (وضعیت ۲۰۲۶-۰۶-۱۴) ارائه شده و، آنجا که منابع واگرا هستند، انتساب داده شدهاند. نامهای خاص از املای کرمانجی-لاتین پیروی میکنند.
مقالات مرتبط: نظم اجتماعی · روحانیت · چرخهٔ زندگی · زنان در آیین ایزدی · دین ایزدی · سنتها · نسلکشی ۲۰۱۴
محتوای مرتبط
فهرست
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.