wissen
آیینهای چرخه زندگی در ایزدیگری
زندگی یک ایزدی، از تولد تا ازدواج، در شبکهای انبوه از گذارهای آیینی تنیده شده است که فرد را گامبهگام به جامعه دینی و نظم اجتماعی آن وارد میکند. برخلاف دینهای مکتوب پیرامون، این آیینهای گذار از کتابی مقدس استخراج نمیشوند، بلکه شفاهی منتقل میشوند و از طریق حاملان تقدیسشده روحانیت, Şêx و Pîr: انجام میگیرند. آیینها بهصورت منطقهای متفاوتاند: آنچه نزد ایزدیهای شنگال وزنی متفاوت از ایزدیهای ترکیه، سوریه یا قفقاز دارد، یافتهای تکرارشونده در پژوهش است (Kreyenbroek 1995؛ Omarkhali 2017).
یادداشت درباره اصطلاحات: این مقاله سراسر از خودنامیدگی Êzîdî/ایزدیها استفاده میکند. Tawûsî Melek، فرشته طاووس، در الهیات ایزدی هرگز همچون «شیطان» فهمیده نمیشود, این همسانانگاری از ادبیات بیگانهٔ جدلی برمیخیزد. نامهای خاص و اصطلاحات فنی به نگارش کرمانجی-لاتین آورده میشوند.
مرزبندی: این مقاله آیینهای گذار از تولد تا ازدواج را بهصورت نظاممند بررسی میکند. آیینهای پیرامون مرگ و خاکسپاری بهطور مستقل در مقالهٔ مرگ، روح و تناسخ ارائه میشوند و اینجا تنها آنجا لمس میشوند که برای پیوندهای مادامالعمر (مانند برادر/خواهر آنجهان) بیواسطه مهم باشند. آداب و جشنهای عمومی در سنتها و در تقویم جشنها یافت میشوند.
۱. تولد و نامگذاری
با تولد کودک چرخه زندگی آغاز میشود، و همینجا پیوند با مرکز مقدس دین، با Lalîş، برقرار میگردد. مادهٔ برآمده از Lalîş, آب تقدیسشدهٔ چشمههای مقدس و نیز خاک مقدسِ فشردهشده به گلولههای کوچک (berat), در دینورزی نقشی پیوسته دارد و انسان را از گهواره تا گور همراهی میکند (Açıkyıldız 2010؛ Asatrian & Arakelova 2014).
نامگذاری بهطور سنتی اندکی پس از تولد انجام میشود. نامها اغلب از سنت دینی گرفته میشوند, نام چهرههای مقدس از تبارنامهٔ مقدس یا ساختهایی با عنصر dîn («دین/ایمان») و اشارههای نوری. مهم آن است: برخلاف عقیقهٔ مسلمانان، که در آن نامگذاری و نخستین تراش مو در روز هفتم همزمان میشوند، در ایزدیگری نامگذاری از نخستین تراش مو در زمان جدا است, کودک هنگامی که آیین bisk برگزار میشود، نام خود را پیشاپیش دارد (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»؛ Omarkhali 2017).
۲. Bisk/Bişk: نخستین تراش مو
نخستین تراش آیینی موی کودک، bisk (نیز bişk)، از نخستین و مهمترین آیینهای گذار است. نزد بسیاری از ایزدیها, بهویژه آنان که از ترکیه، ارمنستان و سوریهاند, این آیین بهمثابه آیین مرکزی آغازگری بهتماممعنا شمرده میشود؛ در دیاسپورای اروپایی این اصطلاح اغلب به «تعمید» ترجمه میشود (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»).
۲.۱ روند
در bisk نخستین دو یا سه طُره از کودک تراشیده میشود. تراش را Şêx خانواده انجام میدهد. بنا بر روایت کهنتر این باید در روز چهلم پس از تولد انجام شود؛ در عمل امروزی این آیین بیشتر دیرتر برگزار میشود، هنگامی که کودک حدود هفت، نُه یا یازدهماهه است (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»؛ Omarkhali 2017).
۲.۲ طُرهها برای Şêx و Pîr
مقصد طُرههای تراشیدهشده ویژگیبخش است: بهطور سنتی یک طُره برای Şêx و یک طُره برای Pîr خانواده در نظر گرفته میشد, دو شخصِ تقدیسشدهٔ صاحبمقام، که هر خانوادهٔ غیرروحانی (Mirîd) بهطور موروثی به آنان پیوند دارد (نگاه کنید به نظم اجتماعی). بدینسان تراش، پیوند دینی مادامالعمر کودک با مراقبان معنویاش را بهگونهای دیدنی مهر میزد. در عمل امروزی طُرهها در بسیاری موارد توسط خود خانواده نگه داشته میشوند (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»).
۲.۳ جایگذاری
Bisk بهلحاظ صوری عقیقهٔ مسلمانان را به یاد میآورد، که در آن موی نوزاد در روز هفتم تراشیده میشود. پژوهش الهامگرفتن از آیین اسلامی را ممکن میداند اما بر استقلال آن تأکید میکند: آیین ایزدی در زمان دیرتر است، از نامگذاری جداست و در نظام Şêx-Pîr خودش تنیده شده است (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»؛ Kreyenbroek 1995). در برخی روایتها از Şêxê biskê («Şêx تراش مو») که ویژهٔ این کار است سخن میرود، که این آیین را انجام میدهد (Asatrian & Arakelova 2014).
۳. Mor kirin: آیین تعمید و تقدیس با آب Lalîş
دومین کنش بزرگ آغازگری mor kirin («مهر زدن») است، آیینی از تعمید و تقدیس که شباهتهای روشنی با تعمید مسیحی نشان میدهد و در دیاسپورا نیز اغلب «تعمید» نامیده میشود (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»).
۳.۱ آب مقدس از Lalîş
آیین باید آرمانی در Lalîş انجام شود، زیرا برای آن آب تقدیسشدهٔ چشمههای مقدس بهکار میرود, بهنام Kaniya Spî («چشمهٔ سفید») و چشمهٔ Zimzim. هستهٔ آیین در این است که سه بار آب چشمهٔ مقدس بر سر کودک ریخته میشود. Mor kirin را شخصی از خانوادهٔ Şêx یا Pîr انجام میدهد که در Lalîş این خدمت را بهجا میآورد (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»؛ Açıkyıldız 2010).
۳.۲ زمان و عمل از دور
آرمانی mor kirin هنگامی انجام میشود که کودک حدود نُه یا دهساله باشد. برای خانوادههایی که نمیتوانند به Lalîş برسند, در مناطق دورافتاده یا در دیاسپورا, آیین میتواند بهجای آن با آبی انجام شود که از چشمههای Lalîş به محل سکونت آورده شده است (Encyclopaedia Iranica، «Yazidis ii. Initiation»).
۳.۳ معنا
Mor kirin بهمثابه پذیرش رسمی و مهر زدن بر تعلق به جامعه شمرده میشود. معنای آن تا آیینهای پایان زندگی امتداد مییابد: بنا بر سنت عراقی-ایزدی، پیکر کسانی که بدون mor kirin مردهاند باید بهطور ویژه توسط Şêx، Pîr یا برادر/خواهر آنجهان آنان شسته شود, نشانهای از اینکه آیین تقدیس چه نزدیک با جایگاه آیینی انسان فراسوی مرگ پیوند خورده است (Asatrian & Arakelova 2014؛ نک. مرگ، روح و تناسخ).
۴. آغازگری در نظم طبقاتی: پیوندهای دینی
آیینهای گذار کودکی نهتنها به فرد خدمت میکنند، بلکه او را در نظم کاستیِ سهبخشی ایزدیها لنگر میاندازند, طبقات تقدیسشدهٔ Şêx و Pîr و نیز طبقهٔ بزرگ غیرروحانیان (Mirîd). این تعلق طبقاتی موروثی و دگرگونناپذیر است؛ انسان ایزدی به دنیا میآید، و گذار از بیرون بنا بر آموزهٔ سنتی ممکن نیست (Kreyenbroek 1995؛ Spät 2005؛ نگاه کنید به نظم اجتماعی).
۴.۱ پیوند با Şêx و Pîr
هر خانوادهٔ غیرروحانی بهطور موروثی به یک خانوادهٔ Şêx معین و یک خانوادهٔ Pîr معین پیوند دارد. اینها خانواده را در همهٔ ایستگاههای زندگی همراهی میکنند, از bisk تا mor kirin، ازدواج و بیماری تا خاکسپاری, و در برابر آن خراجهای دینی دریافت میکنند. آیینهای کودکیِ آغازین این انتساب مادامالعمر را برای نخستین بار دیدنی و کارا میسازند (Kreyenbroek 1995؛ نگاه کنید به روحانیت).
۴.۲ Hosta/Mirebî: آموزگار دینی
فراتر از Şêx و Pîr، هر ایزدی باید آموزگار معنوی و پدرخواندهٔ شخصی داشته باشد، که در روایت Hosta («استاد») یا Mirebî/Murebbî («مربی، آموزگار») نامیده میشود. این چهره همراهی معنوی-تربیتی را بر عهده میگیرد و به آن روابط دینی الزامی تعلق دارد که هر مؤمن منفرد را در شبکهٔ نظم طبقاتی میتنند (Kreyenbroek 1995).
۴.۳ Birê/Xwişka Axretê: برادر/خواهر آنجهان
از پیوندهای دینی الزامی، سرانجام، برادریِ معنوی با یک برادر یا خواهرِ آنجهان است: کرمانجی Birê Axretê (برادر) و Xwişka Axretê (خواهر). این شخص انسان را به آنجهان همراهی میکند، برای روح او شفاعت میکند و هنگام مرگ نقشی آیینی بر عهده میگیرد (مانند در شستوشوی مرده). از آنجا که این پیوند بیش از همه به آیینهای پایان زندگی مربوط است، در مقالهٔ مرگ، روح و تناسخ بهتفصیل بررسی میشود؛ اینجا تنها یادآور میشویم که آن, در کنار Şêx، Pîr و Hosta/Mirebî, به روابط معنوی ناگزیر هر ایزدیِ بزرگسال تعلق دارد (Kreyenbroek 1995؛ Spät 2005).
۵. ختنه (sunet/kerf) و Kîrîv
ختنهٔ پسران (کرمانجی sunet، نیز xetne؛ کنش و پیوند برآمده از آن با اصطلاح kerf فهمیده میشود) فرمانی مستقل از آموزهٔ ایزدی نیست، بلکه نهادی اجتماعی است که در منطقه گسترده است و ایزدیها آن را با همسایگان خود مشترکاند. از دید تاریخ پژوهش، پیش از هر چیز از آنرو جالب است که رابطهای اتحادی میانگروهی بنا مینهد (Arakelova 2016، Iran and the Caucasus؛ Açıkyıldız 2010).
۵.۱ Kîrîv همچون پدرخواندهٔ ختنه
مرکزی است Kîrîv (نیز kerîf), پدرخواندهای که کودک را هنگام ختنه روی زانوان خود نگه میدارد. از این کنش گونهای برادریِ خونی پدید میآید (کرمانجی kirîvatî، در ادبیات نیز kerâfat): Kîrîv و خانوادهٔ کودک بهطور پایدار به یکدیگر پیوند میخورند، با تعهدات دوسویه و رابطهای برادرگونه. این پیوند همچون خویشاوندی عمل میکند و ممنوعیتهای ازدواج میان خانوادههای درگیر را در پی دارد، که نسلبهنسل منتقل میشوند (Arakelova 2016؛ Açıkyıldız 2010).
۵.۲ گزینش میانگروهی
ویژگیای: Kîrîv بهطور سنتی اغلب بیرون از جامعهٔ خود برگزیده میشد, ایزدیها بارها پدرخواندگان مسلمان یا مسیحی برمیگزیدند. بدینسان روابط حمایتی و اتحادی با اقوام همسایه پدید میآمد، در حالی که ساختار کاستی خود با تعهدات افزوده بار نمیشد. این نهاد در دهههای اخیر بهشدت کاهش یافته است؛ در قفقاز (ارمنستان، گرجستان) تا حد زیادی رها شده است (Arakelova 2016).
۵.۳ درهمتنیدگی با پیوندهای دیگر
آنجا که رابطهٔ kerf به دلایل عملی, مثلاً بهسبب کوچکی جامعه, نمیتوانست نگه داشته شود، در برخی مناطق ماوراء قفقاز برادر آنجهان کارکردهای پدرخواندهٔ ختنه را بر عهده میگرفت و تا اندازهای با نقش Şêxê biskê (Şêx تراش مو) درمیآمیخت. پدرخواندگیهای آیینی منفرد, تراش مو، ختنه، برادری آنجهان, بدینسان منصبهایی سختجدا نیستند، بلکه میتوانند بهطور منطقهای روی هم بیفتند (Arakelova 2016).
۶. ازدواج
عقد ازدواج آیین گذار مرکزی زندگی بزرگسالی است. سختگیرانهتر از هر حوزهٔ دیگر زندگی با اصل درونهمسری (اندوگامی) سامان مییابد, ازدواج درون گروه خود (Kreyenbroek 1995؛ Spät 2005).
۶.۱ قواعد اندوگامی: ازدواج درون کاست
برای ازدواج ایزدی دو قاعدهٔ درهمتنیده اعمال میشود:
۱. ازدواج تنها درون جامعه. ازدواج با غیرایزدیها بهطور سنتی ممنوع است؛ از آنجا که نمیتوان به ایزدیگری گروید، چنین پیوندی برای افراد درگیر بهمعنای از دست رفتن تعلق است. ۲. ازدواج تنها درون طبقهٔ خود. میان کاستها نیز, Şêx، Pîr و Mirîd: ازدواجها مجاز نیستند؛ هر طبقه درون خود ازدواج میکند، و درون طبقات تقدیسشده افزون بر این زیرشاخههایی با موانع ازدواج خاص خود وجود دارد (Spät 2005؛ Kreyenbroek 1995؛ نگاه کنید به نظم اجتماعی).
این درونهمسری دوگانه اصل حامل کل نظم اجتماعی ایزدی است. بقای کاستها و پیوندهای موروثی Şêx-Pîr-Mirîd را تضمین میکند, اما در دیاسپورا بیشازپیش به چالش بدل میشود، زیرا یافتن همسر مناسب از طبقهٔ درست دشوارتر است (Spät 2005؛ نک. دیاسپورای جوان).
۶.۲ خواستگاری و کابین
آغاز ازدواج بهطور سنتی از طریق خانوادهها انجام میشود. داماد یا خانوادهاش کابینی (در ادبیات kalam، بهطور منطقهای نیز naxt) به پدر یا برادر عروس میپردازد, به اندازهای حدود سی گوسفند یا بز روایت شده است. برای دور زدن کابین بالا، گاه ربودن/گریز زوج با رضایت دوجانبه رخ میداد (Encyclopaedia Iranica؛ Asatrian & Arakelova 2014). سن پایین ازدواج روایتشده, که در منابع کهنتر برای دختران و پسران بسیار زود تعیین شده بود, در جوامع امروزی بهروشنی بالا رفته است.
۶.۳ آداب عروسی
عروسی جشنی جماعتیِ چندروزه با موسیقی، رقص (govend) و سور است (نگاه کنید به سنتها و آشپزی). انگارهای روایتشده و تکرارشونده، دستهٔ عروس از خانهٔ پدر به خانهٔ داماد است، که در آن عروس در راه نزد زیارتگاهها (ziyaret) دعا میکند. هنگام ورود به خانهٔ نو کنشهای نمادین پی میآید، و خود عقد ازدواج را یک Şêx انجام میدهد؛ نمادی گسترده، شکستن مشترک یک چوبک است، که پیوند زوج را، که تا مرگ نمیشکند، نماد میسازد (Asatrian & Arakelova 2014). چنین آدابی بهطور منطقهای سخت متفاوتاند؛ بسیاری از توصیفهای کهنتر به نواحی معین مربوطاند و نباید همچون هنجاری همهایزدی خوانده شوند.
۶.۴ ممنوعیتها و انحلال
افزون بر درونهمسری کاستی و جماعتی، ممنوعیتهای خویشاوندی و نیز موانع ازدواج برآمده از پدرخواندگی kirîvatî (بخش ۵) اعمال میشوند. ازدواج میتواند تحت شرایطی منحل شود؛ اگر مردی جامعه را برای مدت طولانی ترک کند، ازدواج او میتواند باطل شود، که در این صورت ازدواج دوباره در شرایطی ممنوع است (Asatrian & Arakelova 2014). نقش زن در ازدواج و خانواده بهتفصیل بیشتر در مقالهٔ زنان در ایزدیگری بررسی میشود.
۷. جایگذاری
آیینهای چرخه زندگی ایزدیها با هم نظامی همبسته میسازند که فرد را بیشکاف در نظم دینی و اجتماعی میتنند:
- تولد و نامگذاری نخستین پیوند با جامعه را برقرار میکنند.
- Bisk و mor kirin دو آیین بزرگ آغازگری کودکیاند, تراش مو پیوند با Şêx و Pîr را مهر میزند، تعمید با آب Lalîş تعلق به دین را.
- آیینها انسان را در پیوندهای معنویِ الزامی لنگر میاندازند: Şêx، Pîr، Hosta/Mirebî و برادر/خواهر آنجهان.
- ختنه و Kîrîv: اغلب میانگروهی, روابط اتحادی و خویشاوندی با ممنوعیتهای ازدواج خاص خود میآفرینند.
- ازدواج تابع درونهمسری دوگانهٔ سختگیرانه (جامعه و کاست) است و گذار به زندگی بزرگسالی را به پایان میرساند.
این آیینها مجموعهای منجمد از قواعد نیستند، بلکه عملی شفاهیمنتقل، منطقهای چندگونه و در حال دگرگونیاند, بهویژه در دیاسپورا، که در آن شرایط دور از Lalîş، جوامع کوچک و جهانهای زندگی نو بسیاری از شکلهای روایتشده را دگرگون میکنند (Omarkhali 2017؛ Spät 2005).
Quellen
- Philip G. Kreyenbroek: Yezidism, Its Background, Observances and Textual Tradition. Lewiston: Edwin Mellen Press, 1995.
- Philip G. Kreyenbroek & Khalil Jindy Rashow: God and Sheikh Adi are Perfect, Sacred Poems and Religious Narratives from the Yezidi Tradition. Wiesbaden: Harrassowitz, 2005.
- Khanna Omarkhali: The Yezidi Religious Textual Tradition, From Oral to Written. Wiesbaden: Harrassowitz, 2017.
- Eszter Spät: The Yezidis. London: Saqi Books, 2005.
- Birgül Açıkyıldız: The Yezidis, The History of a Community, Culture and Religion. London: I.B. Tauris, 2010.
- „Yazidis ii. Initiation in Yazidism", in: Encyclopaedia Iranica., iranicaonline.org
- Victoria Arakelova: „Yezidi Circumcision and Blood-Brotherhood (Including the Circumcision of the Dead)", in: Iran and the Caucasus 20/3–4 (2016), S. 325–340., brill.com · academia.edu
- Garnik S. Asatrian & Victoria Arakelova: The Religion of the Peacock Angel, The Yezidis and Their Spirit World. Durham: Acumen, 2014.
- Ergänzend (rituelle Einordnung): „First haircut" (Bisk-Abschnitt), en.wikipedia.org/wiki/First_haircut
مقالات مرتبط: سنتها · نظم اجتماعی · روحانیت · مرگ، روح و تناسخ · زنان در ایزدیگری · دین ایزدی · تقویم جشنها · Lalîş · تبارنامهٔ مقدس
۳.۴ معنای واژه، Kaniya Spî و Micewir اجراکننده
نام mor kirin بهمعنای تحتاللفظی «مُهر زدن/ختم کردن» است (از mor بهمعنای «مُهر، نشان»): کودک از طریق این آیین بهطور رسمی بهعنوان عضوِ متعلق «مُهر» میشود. آبی که بهکار میرود از Kaniya Spî («چشمهٔ سفید») سرچشمه میگیرد؛ بهعنوان جایگزین، چشمهٔ Zimzim که تنها اندکی کمتر تقدیسشده است نیز پذیرفته میشود. Kaniya Spî در کیهانزایی (cosmogony) Êzîdî جایگاهی برجسته دارد: این چشمه بهعنوان چشمهٔ آغازین شناخته میشود که آفرینش بعدی از آن پدید آمد، به همین دلیل آب آن بسیار پاک و برای آیینهای مقدس آرمانی تلقی میشود (Encyclopaedia Iranica, „Yazidis ii. Initiation"؛ Açıkyıldız 2010).
این آیین نه توسط هر روحانی دلخواهی، بلکه توسط شخصی از یک خانوادهٔ Şêx یا Pîr اجرا میشود که در زمان مربوطه در Lalîş بهعنوان Micewir (همچنین mijêwir، «نگهبان/متولّی» یک زیارتگاه) خدمت میکند. این که یک زن از این خانوادههای تقدیسشده نیز میتواند این آیین را اجرا کند، در پژوهشها بهصراحت ذکر شده است (Encyclopaedia Iranica, „Yazidis ii. Initiation"). این غسل تعمید نهتنها ورود به جامعهٔ اجتماعی، بلکه پیوند با سنت مقدس پیرامون Şêx Adî و Siltan Êzî (Sultan Ezid) را نشان میدهد، که Lalîş بهعنوان زیارتگاه اصلی در نشانهٔ آنان قرار دارد.
۳.۵ غسل دوبارهٔ تعمید (re-mor) بازماندگانِ نسلکشی سال ۲۰۱۴
یکی از کاربردهای آیین که در دوران اخیر مستند شده و از نظر دینی پراهمیت است، پذیرش دوبارهٔ زنان و کودکانی است که در جریان نسلکشی از سال ۲۰۱۴ (یکی از ۷۴ Fermane، نگاه کنید به تاریخ) توسط سازمان تروریستی «دولت اسلامی» ربوده، بهاجبار وادار به تغییر دین و به بردگی گرفته شده بودند. بالاترین مقام روحانی آن زمان، Baba Şêx (Baba Sheikh)، همان در سپتامبر ۲۰۱۴ این حکم را صادر کرد که بازماندگان اسارت داعش Êzîdî باقی میمانند و بدون هیچگونه سرزنشی دوباره در جامعه پذیرفته میشوند؛ این یک گسست چشمگیر از قاعدهٔ معمولاً سختگیرانه است که بر اساس آن تغییر دینِ اجباری بهمعنای از دست رفتن تعلق است (UNHCR؛ Fisher & Zagros 2017).
بازگشتگان، زن و مرد، برای این منظور به Lalîş دعوت میشوند، جایی که در معبد مقدس آب از Kaniya Spî بر موی آنان ریخته میشود؛ همان رخدادِ سنتیِ تعمید، که در اینجا بهعنوان عملِ شفا، تطهیر و تولّد دوبارهٔ نمادین فهمیده میشود. این «غسل دوبارهٔ تعمید» در پژوهشها بهعنوان نمونهای از انعطافپذیری دینی و تابآوری جمعی توصیف شده است (Fisher & Zagros 2017؛ UNHCR).
۴.۳ Birê/Xwişka Axretê: برادر/خواهر آنجهان
از جمله پیوندهای دینیِ الزامی، سرانجام برادری/خواهریِ معنوی با یک برادر یا خواهرِ آنجهان است: به کرمانجی Birê Axretê (برادر) و Xwişka Axretê (خواهر). این شخص انسان را به آنجهان همراهی میکند، برای روح او شفاعت میکند و هنگام مرگ نقشی آیینی بر عهده میگیرد (مانند غسل میت). از آنجا که این پیوند در درجهٔ نخست به آیینهای پایان زندگی مربوط میشود، بهتفصیل در مقالهٔ مرگ، روح و تناسخ بررسی میشود؛ در اینجا تنها همین بس که این پیوند، در کنار Şêx، Pîr و Hosta/Mirebî، از روابط معنویِ تخلفناپذیر هر Êzîdîِ بزرگسال است (Kreyenbroek 1995؛ Spät 2005).
برای چرخهٔ زندگی پیش از مرگ در این میان دو نکته مهم است: نخست اینکه برادر یا خواهرِ آنجهان نه تازه هنگام مرگ، بلکه پیشاپیش از دوران جوانی به یک Êzîdî تخصیص داده میشود؛ این پیوند معمولاً پیش از ازدواج بهطور رسمی بسته میشود (Yazidi social organization, en.wikipedia؛ Spät 2005). دوم اینکه این شخص بنا بر روایت رایج معمولاً از یک دودمان Şêx است و انسان را بهطور فعال در آیینهای گذارِ زندگیِ بزرگسالی، بهویژه عروسی، همراهی میکند (نگاه کنید به بخش ۶). بدینترتیب، به گفتهٔ Eszter Spät، این برادر یا خواهرِ آنجهان است که باید جامهٔ زیرینِ آیینیِ تقدیسشده (gerîvan) را در محل بازشدگیِ گردن بگشاید؛ جزئیاتی که نشان میدهد این پدرخواندگی/مادرخواندگیِ معنوی حتی در زمان حیات نیز چه اندازه با پوشاک و آیینهای بدن درهمتنیده است (Spät, „Ritual Items of Clothing"). بدینسان برادری/خواهریِ آنجهان نهادی صرفاً مرتبط با مرگ نیست، بلکه پدرخواندگی/مادرخواندگیِ آیینیای است که در سراسر زندگیِ بزرگسالی اثرگذار است.
محتوای مرتبط
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.