kultur
سازهای موسیقی ایزدی: سازشناسی، ساخت و جایگاه آیینی
8 تأییدشده · ویکیمدیا کامنز · مجوز CC
🖼 تصاویر
سازشناسی (ارگانولوژی) دانشِ ساخت و طبقهبندیِ سازهای موسیقی است. این مقاله سازهای ایزدیها را همچون اشیائی صوتی و فرهنگی بررسی میکند: ساخت آنها، جنس آنها، صدای آنها، جایگاه اجتماعی و, در موردِ دو تای آنها, جایگاهِ مقدس آنها. در اینجا آشکارا سخن نه دربارهی هنرمندان، ژانرها یا ترانههاست؛ آن موضوعِ مقالهی موسیقی ایزدی است. اینکه چه کسی، کِی و کدام ساز را میتواند بنوازد، در ایزدیت بیش از صرفِ رنگِ صدا معنا دارد: سازها بهتندی به یک حوزهی مقدس و یک حوزهی عرفی (پروفان) تقسیم میشوند، و این تقسیم همان منطقی را پی میگیرد که روحانیت و نظمِ پاکیِ اجتماع.
مهم از همان آغاز: ایزدیها (ایزدیها) طاووس مَلَک (Tawûsî Melek) را گرامی میدارند، والاترینِ هفت فرشته و نایبِ وفادارِ خدای یگانه Xwedê. او هرگز «شیطان» یا «Şeytan» نیست, این یکسانانگاری افترایی بیگانه و ردشده است (نگاه کنید به طاووس مَلَک). نام سازها در اینجا از نگارشِ کرمانجی-لاتین پیروی میکند.
۱. دوبخشیشدن: سازهای مقدس و مردمی
مجموعهسازهای موسیقاییِ ایزدیها به دو طبقهی بهروشنی جدا تقسیم میشود:
۱. سازهای مقدس: Def (دایرهیِ قابی) و Şibab/Şimşal (نِی). اینها نه زینتاند و نه ابزارِ کنسرت، بلکه ابزارِ آیینیاند. تنها Qewwalها، سرودخوانانِ حرفهایِ روستاهای دوقلوی باشیقا و بحزانه، میتوانند آنها را بنوازند، و آن هم تنها در چارچوبِ آیینی (Kreyenbroek & Rashow 2005؛ Amy de la Bretèque & Omarkhali 2019). ۲. سازهای مردمی (عرفی): Tembûr/Saz، Erbane/Daf در کاربردِ عرفی، Zirne و Dahol، Bilûr و Kemança. اینها همراهِ عروسیها، جشنها و رقصِ صفیِ Govendاند؛ هرکس میتواند آنها را بنوازد، و آنها مختصِ ایزدیها نیستند بلکه بخشی از جهانِ سازیِ مشترکِ کردی و خاورمیانهایاند.
مرز نه میانِ «دایره» و «نِی»، بلکه از یکسو میانِ Tawûsgêran/Lalîş و از سوی دیگر میانِ Dawet/Cejn (عروسی/جشن) میگذرد, میانِ صدای تقدیسشده و صدای روزمره. بهگویایی، دایرهیِ قابی در هر دو جهان همان نامِ پایه را دارد (Def/Daf/Erbane)، اما بهواسطهی نوازنده، مکان و مناسبت یا مقدس میشود یا عرفی.
۲. سازهای مقدسِ Qewwal
تنها دو ساز سرودهای مقدس (Qewl) ایزدیها را همراهی میکنند، و تنها روحانیت در هیئتِ Qewwal میتواند آنها را در ملأ عام به صدا درآورد: Def و Şibab. ایزدیهای عادی میتوانند Qewlها را بشنوند و سازها را بشنوند، اما نمیتوانند آنها را در آیین بنوازند (Kreyenbroek 1995؛ Kreyenbroek & Rashow 2005).
هر دو ساز فراتر از صدایشان معنایی کیهانشناختی دارند. در سرودهای آفرینش، Def و Şibab همچون نمادهای اجرامِ آسمانی پدیدار میشوند, پیوندخورده با گرامیداشتِ ایزدیِ خورشید و ماه و فرشتگانشان (Melek Şêşims/Şemsedîn و Melek Fexredîn). استل آمی دو لا برتک و خانا عمرخالی این اندیشه را با تصویرِ فیثاغورثیِ هماهنگیِ افلاک (موسیقیِ افلاک) پیوند دادهاند: سازهای مقدس به صدا درمیآیند زیرا کیهان به صدا درمیآید (Amy de la Bretèque & Omarkhali 2019). بدینسان Def بسیار بیش از یک دایره است, تکهای از آفرینش است که شنیدنی شده است.
۲.۱ Def (دایرهیِ قابی)
Def (کرمانجی def؛ عربی دف؛ در پژوهشها اغلب daf نوشته میشود) یک دایرهیِ قابی است, بهلحاظِ سازشناسی غشاییصدا (membranophone) از گونهی «حلقهی چوبیِ تختِ یکروپوست».
ساخت و جنس:
- حلقهی چوبیِ گرد و تخت به قطرِ حدودِ ۴۰ تا ۶۰ سانتیمتر و تنها چند سانتیمتر ژرفا.
- یکرو پوشیده با پوستِ بز یا گوسفند (پوستِ طبیعی)، که بهسنت خیس و روی حلقه کشیده میشود؛ کششِ پوست, و در نتیجه بلندیِ صدا, به گرما و رطوبت حساس واکنش نشان میدهد، از این رو دایره را پیش از نواختن اغلب نزدیکِ گرما «کوک» میکنند.
- بر لبهی درونی اغلب حلقههای فلزیِ کوچک (زنگولهها) که هنگامِ زدن و تکاندادن همصدا میشوند و آن صدای جانبیِ سوسوزنِ ویژه را پدید میآورند.
صدا و شیوهی نواختن: با هر دو دست زده میشود, ضربهی بمِ ژرف (dum) در میانه، ضربهی لبهی روشن (tek) بر حلقه –، که با جرنگِ حلقهها کامل میشود. Def به سنتِ هزارانسالهی دایرهیِ قابیِ شرقِ کهن تعلق دارد که تا تصاویرِ سومری بازمیگردد (Açıkyıldız 2010).
جایگاه آیینی: نزدِ ایزدیها Def در کاربردِ تقدیسشدهاش سازِ Qewwal است. این ساز Qewlها را در جشنهای بزرگ، در آیینهای ورود و روزهای یادبود همراهی میکند، اما بیش از همه در راهپیماییِ طاووس Tawûsgêran و در آیینهای Lalîş، آنگاه که سنجق (پیکرهی برنزیِ طاووس) از روستایی به روستای دیگر برده میشود. (دربارهی گونهی عرفیِ همان دایره, Erbane, به بخشِ ۳.۲ نگاه کنید.)
۲.۲ Şibab / Şimşal (نِی)
Şibab (همچنین Şıbab، Şimşal؛ عربی شباب) دومین سرچشمهی صدای مقدس است, نِیِ طولیِ لبهدمیده (هوادمی / aerophone).
ساخت و جنس:
- لولهای بلند از نی (بامبو) یا چوب، به درازایِ حدودِ ۶۰ تا ۸۰ سانتیمتر.
- هفت سوراخِ انگشتگذاری: شمارهای که با هفت فرشته (Heft Sirr) همخوانی دارد و به نی ژرفایِ نمادینِ افزون میبخشد.
- بیدهانه از لبه دمیده میشود: نوازنده جریانِ هوا را به لبهی تیزِ سرِ بالاییِ لوله میراند؛ از این رو آن صدای نَفَسآلود و سرشار از همصداها پدید میآید که ویژهی خانوادهی نیهای طولیِ خاورمیانهای (Ney فارسی) است.
صدا و گنجینهی نوازشی: مقامهای آهنگینِ سینهبهسینه (خویشاوند با جهانِ مقام خاورمیانهای) بهاستواری به Qewlهای معین بستهاند؛ ایزدیها آنها را با ردهبندیهای خود وصف میکنند (bilind «بلند»، giran «سنگین/کشیده»، bi lez «تند»). نی خطِ آهنگین را میبرد و Def ضربان را (Amy de la Bretèque & Omarkhali 2019).
خویشاوندی: Şibab بهلحاظِ سازشناسی با Ney فارسی و با نیِ چوپانیِ کردیِ عرفی Bilûr (بخشِ ۳.۵) خویشاوندیِ نزدیک دارد, همان گونهی نی، اما با جایگاهِ اجتماعی و آیینیِ یکسره دیگرگون: یکی همراهِ وحی است، دیگری همراهِ گلهی گوسفند.
۳. سازهای مردمی
بیرون از آیینِ Qewwal، موسیقیِ مردمیِ ایزدی به مجموعهسازهای مشترکِ جهانِ کردی و خاورمیانهای روی میآورد. این سازها عرفی اند: هرکس میتواند آنها را بنوازد، هیچ جایگاهِ قداستی ندارند، و مختصِ ایزدیها نیستند. جای آنها عروسی (Dawet)، جشن (Cejn) و رقصِ صفیِ Govend است, نه نیایشگاه.
۳.۱ Tembûr / Saz (تنبورِ گردنبلند)
Tembûr (همچنین Tenbûr؛ خویشاوندِ Saz / Bağlama) یک تنبورِ گردنبلند (زهی / chordophone) با ریشههای ژرفِ ساسانی-بینالنهرینِ کهن است.
ساخت و جنس:
- بدنهی گلابیشکل، بهسنت از ۷ تا ۱۰ دندهی چوبیِ بههمچسبیده (ساختِ کاسهای)، اغلب از چوبِ توت؛ صفحهی توت سوراخهای صداییِ کوچکِ سوزاندهشده یا سوراخشده دارد.
- گردنِ بلند از چوبِ گردو با دستانهای بستهشده (حدودِ چهارده، در آرایشی کروماتیکِ نیمهمعتدل).
- سه سیمِ فلزی که جفتِ نخست دوتایی است؛ با تکنیکِ ویژهی سهانگشتیِ دستِ راست نواخته میشود.
- جعبهی صدا به ارتفاعِ حدودِ ۸۰ سانتیمتر، عرضِ حدودِ ۱۶ سانتیمتر.
صدا و بافتار: صدای تنبوریِ نرم و سرشار از همصداها. در یارسانِ (اهلِ حق) همسایه، Tembûr شیئی مقدس شمرده میشود, اما نزدِ ایزدیها سازی عرفی برای همراهیِ ترانههای Stranbêj و آوازِ حماسی است، بهویژه در دیاسپورای ارمنی-ایزدی برجسته. Saz/Bağlama گونهی کردی-ترکیِ نزدیک از همان خانوادهی ساختی است (سازشناسیِ ویکیپدیا؛ Açıkyıldız 2010).
۳.۲ Erbane / Daf (دایرهیِ قابیِ مردمی)
همان دایرهیِ قابی که Defِ مقدس است (بخشِ ۲.۱) در موسیقیِ مردمی با نامِ Erbane (یا، بهعرفی، Daf) پدیدار میشود. ساخت و صدا یکساناند, حلقهی چوبی، پوستِ طبیعی، اغلب با حلقههای فلزی –، اما جایگاه دیگر است: اینجا سازی عرفی برای رقص و همراهی است که به شورپایهای Govend و ترانههای جشن ضربان میدهد. اینکه همان شیء بسته به نوازنده، مکان و مناسبت میتواند مقدس یا عرفی باشد، روشنترین نمودِ جداییِ ایزدیِ حوزهی مقدس و عرفی است (نک. بخشِ ۴).
۳.۳ Zirne (سُرنا) و Dahol (دهل): جفتِ جشن
جفتِ پرصدای فضایباز Zirne + Dahol نمودِ آوایییِ عروسی و جشنِ ایزدی است.
Zirne (کرمانجی zirne؛ ترکی zurna), سُرنایِ دونیِ دولبه (هوادمی، «پیشنیایِ ابوا»):
- بدنهای که بهشکلِ مخروط گشاد میشود، تراشیده از یک تکه چوب با کاسهی صداییِ نصبشده.
- یک سوراخِ شست و تا هشت سوراخِ انگشتگذاری.
- زبانهی دوتاییِ پهنشده همچون مولدِ صدا؛ نوازنده از دمِ دایرهای بهره میبرد تا آهنگ را بیمکثِ شنیدنی پیوسته بنوازد.
- صدا: بسیار بلند، نافذ، روشن: ساختهشده برای حیاطِ باز و انبوهِ مردم.
Dahol (کرمانجی dahol؛ ترکی davul), دهلِ استوانهایِ دوروپوستِ بزرگ (غشاییصدا):
- بدنهی استوانهایِ چوبی، از هر دو سو با پوستِ جانوری پوشیده، پوستها رودرروی هم با بندِ ریسمانی یا چرمی کشیده شدهاند.
- از هر دو سو زده میشود: بمِ ژرف بر سوی پوستِ بزرگ با چوبکِ نرمپوش، ضربهی متقابلِ تیز بر سوی کوچک با ترکهی نازک.
بافتار: Zirne و Dahol تقریباً جداییناپذیرند و گروهِ رقصِ کلاسیک را برای Dawet (عروسی)، Sersal/Çarşemiya Sor و همهی جشنهای بزرگ میسازند. آنها پیشاهنگِ رقصِ صفیِ Govend اند که Serçopî (سرپرستِ رقص با دستمال) آن را هدایت میکند (Açıkyıldız 2010).
۳.۴ Kemança (کمانچهی پایهدار)
Kemança (همچنین Kemençe) یک کمانچهی پایهدار (زهیِ آرشهای) است:
- بدنهی کوچکِ گرد یا گلابیشکل، اغلب با صفحهی پوست یا چوب، که بر پایهای (میله) که بر زانو عمودی نهاده میشود، تکیه دارد.
- سیمهای اندک (معمولاً سه یا چهار)، که با آرشه نواخته میشوند.
بافتار: در موسیقیِ مردمیِ ایزدی بهویژه در دیاسپورای ارمنی-ایزدی رواج دارد، آنجا که همراهِ آوازِ سوگ و روایت (سنتِ Dengbêj) است, سازی آهنگینِ عرفی با نوای باریک و سوگناک.
۳.۵ Bilûr (نیِ چوپانی)
Bilûr همان نیِ چوپانی است, خواهرِ روزمره و عرفیِ Şibabِ مقدس:
- نیِ طولیِ لبهدمیده از نی، چوب یا (بهگونهی امروزی) فلز، باریکتر و کوتاهتر از Şibab، با سوراخهای انگشتگذاری در امتدادِ لوله.
- بیدهانه نواخته میشود، با همان اصلِ لبهدمیدنِ Ney و Şibab.
بافتار: سازِ چوپان در چراگاه, سبک برای حمل، آسان برای ساخت، تنها نواختهشده. درست همین جایگیریِ روزمره و شبانی است که آن را بهتندی از Şibabِ همشکل اما تقدیسشدهی Qewwal جدا میکند: همان گونهی نی، جایگاهِ متضاد (نک. بخشِ ۴).
۴. مقدس در برابرِ عرفی: منطقِ پسِ آن
برجستهترین ویژگیِ سازشناسیِ ایزدی این نیست که کدام سازها بهکار میروند, اینها بیشتر همانهاییاند که نزدِ مردمانِ همسایه –، بلکه دستهبندیِ آیینیِ تیز است:
| ویژگی | مقدس (Def، Şibab) | عرفی (Tembûr، Erbane، Zirne+Dahol، Bilûr، Kemança) |
|---|---|---|
| نوازنده | تنها Qewwal (باشیقا/بحزانه) | هرکس که بتواند |
| مکان/مناسبت | Tawûsgêran، Lalîş، خواندنِ Qewl، جشنها | عروسی، جشن، Govend، زندگیِ روزمره |
| کارکرد | آیینی، حاملِ وحی | اجتماعی، رقصی، روایی |
| انحصار | بسته به آیینِ ایزدی | میراثِ مشترکِ کردی-خاورمیانهای |
| محتوای نمادین | اجرامِ آسمانی، هماهنگیِ افلاک | هیچ / شادیِ دنیوی |
بهویژه گویا، دو جفت سازِ همشکل اند که با جایگاهشان از هم جدا شدهاند:
- Def (مقدس) ↔ Erbane/Daf (عرفی): همان دایرهیِ قابی، تقدیسشده یا عرفی بسته به نوازنده و مناسبت.
- Şibab (مقدس) ↔ Bilûr (عرفی): همان گونهی نی، یکی همراهِ وحی، دیگری همراهِ گله.
این جدایی نظمِ ایزدی را در مقیاسِ بزرگ بازمیتاباند: همانگونه که تنها روحانیت میتواند برخی وظایفِ مقدس را بر دوش گیرد و همانگونه که سنجق را تنها Qewwalها میبرند (نک. سنجق و Tawûsgêran)، صدای مقدس نیز تنها از دستانِ برگزیده میتواند برآید. ساز بهتنهایی مقدس نیست, با نوازنده، مکان و مناسبت مقدس میشود. بیشتر دربارهی مناسبتها و روالِ آنها در مقالههای جشنها و گاهشمارِ جشن و سنتها.
۵. تمایز از «موسیقی ایزدی»
این مقاله سازها را همچون اشیاء وصف میکند. اینکه چه کسی آنها را مینوازد (Qewwal، Stranbêj، Dengbêj)، چه ژانرهایی (Stran، Lawik، Heyranok، Zêmar) و چه هنرمندانی (از کاراپته خاچو تا نسلِ دیاسپورا) هستند و موسیقی چگونه بر پایهی مناسبت سازمان مییابد، بهتفصیل در مقالهی موسیقی ایزدی بررسی میشود. سنتِ مقدسِ Qewl همچون گونهای متنی و انتقالِ سینهبهسینهی آن در Qewl, سنتِ مقدسِ شفاهی شرح داده میشود.
منابع
| شماره | نویسنده / اثر | Trust |
|---|---|---|
| 1 | Kreyenbroek, Philip G. (1995) Yezidism: Its Background, Observances and Textual Tradition, Edwin Mellen Press, ISBN 0-7734-9004-3 | A |
| 2 | Kreyenbroek, Philip G. & Rashow, Khalil J. (2005) God and Sheikh Adi are Perfect: Sacred Poems and Religious Narratives from the Yezidi Tradition, Harrassowitz, ISBN 978-3-447-05300-6 | A |
| 3 | Spät, Eszter (2005) The Yezidis, Saqi Books, ISBN 978-0-86356-593-4 | A |
| 4 | Açıkyıldız, Birgül (2010) The Yazidis: The History of a Community, Culture and Religion, I.B. Tauris, ISBN 978-1-848-85274-7 | A |
| 5 | Amy de la Bretèque, Estelle & Omarkhali, Khanna (2019/2020) „The Yezidi Wednesday and the Music of the Spheres", Iranian Studies 53(1–2), Cambridge University Press, cambridge.org | A |
| 6 | Amy de la Bretèque, Estelle u. a. (2022) „The Yezidi Religious Music: A First Step in the Analysis of the Acoustic Shape of Qewls", Oral Tradition Journal, oraltradition.org | A |
| 7 | „Les musiciens-officiants Qawwâl dans l’espace sacré yézidi" (HAL-SHS), shs.hal.science | A |
| 8 | Encyclopædia Iranica, Eintrag „Yazidis", iranicaonline.org | A |
| 9 | Wikipedia / Organology, „Tanbur", en.wikipedia.org/wiki/Tanbur | C |
| 10 | Wikipedia, „Zurna", en.wikipedia.org/wiki/Zurna | C |
| 11 | Wikipedia, „Davul", en.wikipedia.org/wiki/Davul | C |
| 12 | Wikipedia, „Tawûsgeran", en.wikipedia.org/wiki/Taw%C3%BBsgeran | C |
کدِ Trust: A = دانشگاهیِ داوریشده / مرجعِ استاندارد؛ B = نهادی یا اجتماعِ بهرسمیتشناخته؛ C = مرورِ دانشنامهای/سازشناختی بدونِ داوریِ رسمی (تنها برای دادههای کلیِ ساخت بهکار رفته).
وضعیت: ۲۰۲۶-۰۶-۱۵ · اصالتِ ایزدی بررسی شد · نگارشِ هماهنگ: Êzîdî/ایزدیها، Tawûsî Melek (هرگز «شیطان»)، Lalîş، Sanjak، Qewwal، Xwedê (هرگز Allah). نامِ سازها به کرمانجی-لاتین. بهروشنی از musik جدا شده.
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.