wissen
Qewl: سنت مقدس شفاهی
Qewl (به kurmancî qewl، «کلمه، گفتار»؛ جمع qewlên؛ تلفظ تقریبی: «قَول») نام سرودهای دینی ایزدیهاست. این سرودها قلب دین ایزدیاند: متنهایی آوازی و هنرمندانه ساختهشده که طی قرنها منحصراً سینهبهسینه منتقل میشدند, بدون کتاب، بدون نگارش، بدون هیچ کانون مکتوبِ ثابتی. در سلسلهمراتب ادبیات دینی ایزدی، Qewlها بالاترین جایگاه را دارند؛ بنا بر سنت، خاستگاه آنها در نهایت الهی دانسته میشود (Amy de la Bretèque & Omarkhali).
آنجا که یهودیت، مسیحیت و اسلام کتابهای مقدس دارند، ایزدیها کتابخانهای در حافظه دارند: دانش دینی جامعه در صدای راویانِ آموزشدیده زنده است، بهویژه Qewwalها از دو روستای همزادِ Başîqa و Bahzanê. به سبب تابویی دربارهی کتابت که قرنها برقرار بود، Qewlها دقیقاً همان جایگاه مرکزی را در انتقال ایمان بر عهده دارند که در جاهای دیگر کتابِ مکتوب دارد (Kreyenbroek & Rashow 2005). «متن مقدس» راستین ایزدیها همان کلامِ آوازی است.
این مقاله توضیح میدهد که Qewl چیست، چه کسانی حامل آناند، چرا ایزدیها اینهمه مدت آگاهانه از نوشتن پرهیز کردند, و چرا این سنتِ بیهمتا امروز، پس از نسلکشی سال ۲۰۱۴، بهشدت در خطر است و با تلاش فراوان نجات داده میشود.
۱. Qewl چیست؟ دینی که خوانده میشود
یک Qewl نه ترانهی عامیانه است و نه صرفاً یک شعر، بلکه متنی مقدس با جایگاه آیینی ویژهی خود است. سه ویژگی آن را تعریف میکند:
- بالاترین رتبه. در میان همهی گونههای سنت دینی ایزدی، Qewlها در رأس قرار دارند. برخلاف دیگر گونههای متنی، آنها بنا بر سنت الهامیافته از خدا شمرده میشوند, محتوای آنها نه بهعنوان سرودهای انسانی دربارهی دین، بلکه بهعنوان بخشی از خودِ وحی فهمیده میشود.
- شفاهی بودن. Qewlها قرنها منحصراً بهصورت شفاهی منتقل میشدند و همزمان از بیگانگان پنهان نگاه داشته میشدند. تا اواخر قرن بیستم، پژوهش غربی حتی از وجود این مجموعهی گسترده از متنهای دینی اصیل خبر نداشت (Kreyenbroek & Rashow 2005).
- آواز. یک Qewl خوانده نمیشود، بلکه اجرا میشود, با ملودی ثابت، اغلب با همراهی سازهای مقدس Def (دف، طبل قابی) و Şibab (نی).
اینکه این «کتاب نادیدنی» چه اندازه بزرگ است، تنها پژوهش مدرن آشکار کرده است: دینپژوه Khanna Omarkhali, که خود از یک خانوادهی Pîr ایزدی برخاسته, در اثر مرجع خود از سال ۲۰۱۷ بیش از ۱٬۱۵۰ متن شفاهی دینی ایزدی (شامل روایتهای گوناگون) را فهرست میکند؛ هم منتشرنشدهها و هم آنهایی که میان ۱۸۹۱ تا ۲۰۱۳ به الفباهای گوناگون منتشر شدهاند. بنا بر پژوهش میدانی او، حدود ۱۰۰ Qewl «اصیل» شمرده میشوند؛ او برای نخستین بار دربارهی جایگاه، شیوهی اجرا، مؤلف احتمالی و ملودی آنها مروری نظاممند ارائه میدهد (Omarkhali 2017).
نکتهی مهم: هیچ کانون استانداردشدهای از متنهای دینی وجود ندارد. چون دانش بهصورت شفاهی منتقل میشود، روایتهای منطقهای در کنار هم وجود دارند و هیچ مرجعی هرگز «نسخهی نهاییِ» لازمالاجرایی تعیین نکرده است, تفاوتی بنیادین با ادیان کتابمحور.
۲. گونهها: از Qewl تا Qesîde
ادبیات شفاهی ایزدی چندین گونهی کاملاً متمایز را میشناسد که هر یک رتبه و کارکرد خاص خود را دارد (Amy de la Bretèque & Omarkhali; Kreyenbroek & Rashow 2005):
| گونه | Kurmancî | معنا | جایگاه و کارکرد |
|---|---|---|---|
| Qewl | qewl (جمع qewlên) | «کلمه، گفتار» | سرود دینی؛ بالاترین رتبه، الهامیافته از خدا شمرده میشود؛ مستقیماً محتوای دینی را حمل میکند (کیهانزایی، الهیات، قدیسان) |
| Beyt | beyt | شعر، ترانه | بسیار محترم، اما نه الهامیافته از خدا؛ بیشتر به وظایف جامعه میپردازد |
| Du’a | du’a | دعا | متنهای دعا برای زمینههای گوناگون دینی و آیینهای زندگی |
| Dirozge | dirozge | , | دعایی مهم با فهرست بلندی از قدیسان و شخصیتهای تاریخی برجسته |
| Qesîde | qesîde | چکامهی ستایش | اشعاری که به شاگردان Şêx Adî (Şîxadî) نسبت داده میشوند؛ دو دستهی اصلی: Qesîdeهای Pîrها و Şêxها |
تفاوت میان Qewl و Beyt همان تفاوتِ از نظر الهیاتی تعیینکننده است: هر دو متنهایی ارجمند و آوازیاند, اما تنها Qewl حامل خودِ وحی شمرده میشود، در حالی که Beyt زندگی مؤمنان را سامان میدهد و اندرز میدهد.
Qewlên Beran: قلهی سلسلهمراتب
در درون Qewlها، Qewlên Beran («سرودهای قوچ»؛ بنا بر شمارش رایج حدود دوازده متن) بلندمرتبهترین گروه را تشکیل میدهند. جایگاه ممتازشان را مدیون مکان آیینیشاناند: آنها در چارچوب Sema، یعنی موکب رسمی بزرگان دینی، اجرا میشوند (Kreyenbroek & Rashow 2005). از جملهی Qewlên Beran سرود بزرگ آفرینش Qewlê Zebûnî Meksûr است (بنگرید به بخش ۷).
۳. فرم و موسیقی: بندها، ملودیها، سازهای مقدس
همهی متنهای مقدس به زبان Kurmancî (کردی شمالی) به ما رسیدهاند. Qewlها ساختاری بندبند (استروفیک) دارند, و دقیقاً همینگونه نیز آموخته میشوند: نوآموز متن را «بند به بند، واژه به واژه» به حافظه میسپارد (Amy de la Bretèque & Omarkhali). این زبانِ قاعدهمند و فرمولوار زیور نیست، بلکه راهبرد بقاست: قافیه، وزن و ساختار بند، حافظه را در طول نسلها نگه میدارند.
موسیقی بهگونهای جداییناپذیر با متن پیوند دارد. Qewlها، Beytها و Qesîdeها همواره ملودیهای مخصوص خود را دارند که به kurmancî kubrî نامیده میشوند و میتوانند بسته به منطقه و مناسبت متفاوت باشند. کارشناسان ایزدی ملودیها را با مقولههای خاص خود توصیف میکنند: bilind («بلند»)، giran («سنگین، باوقار») یا bi lez («تند»). مادّهی صوتی با سنت مقامِ خاور نزدیک خویشاوند است, بیآنکه اجراکنندگان لازم باشد این نظام نظری را بهطور رسمی بشناسند؛ دانش آنها عملی است، شنیده و خوانده شده، نه نوشته شده (Amy de la Bretèque & Omarkhali).
در اجرای آیینی، دو ساز مقدس نواخته میشوند:
- Def: طبل قابی (دایره)،
- Şibab: نی.
آنها هم Qewlها را همراهی میکنند و هم Beytهای مشهور را، مانند Beyta Cindî (Açıkyıldız 2014; Spät). مروری گستردهتر بر کل سنت موسیقایی ایزدی, از جمله گونههای غیردینی, را مقالهی موسیقی ایزدی به دست میدهد.
۴. Qewwalها: حاملان سنت
خاستگاه و وظیفه
Qewwalها (همچنین Qewal؛ در لغت «راویان، خوانندگان»، از واژهی qewl) گروه تخصصی دینیِ ویژهای در میان ایزدیها هستند. آنها بنا بر سنت از دو روستای همزادِ Başîqa و Bahzanê در دشت نینوا در شمال عراق برمیخیزند. پژوهشگران آنان را «نگاهبانان و انتقالدهندگان متنها، اسطورهها و سرودهای دینی» توصیف میکنند: آنها به جوامع ایزدی سفر میکنند، مراسم برگزار میکنند و مردم محلی را در ایمان آموزش میدهند (Açıkyıldız 2014).
شناختهشدهترین وظیفهی آنان Tawûsgeran است, گرداندن باشکوه عَلَمهای Tawûsî Melek، فرشتهی طاووس و بلندپایهترینِ فرشتگان، در مناطق سکونت ایزدیها. (Tawûsî Melek در الهیات ایزدی صراحتاً نه «شیطان» است و نه فرشتهای راندهشده, این افترا از بیگانگان برخاسته است؛ بهتفصیل در مقالهی Tawûsî Melek.) در این گردشها و مراسم، Qewwalها سرودها را با نوای Def و Şibab اجرا میکنند و بدینسان جوامع پراکنده را با مرکز دینی پیوند میدهند.
آموزش
کسی صرفاً با تولد در خانوادهی درست Qewwal نمیشود, آموزش، طولانی و پرمشقت است. بنا بر شرح Encyclopædia Iranica (مدخل «Qawl») و پژوهش ETH دربارهی جامعهی ایزدی در عراق، برای Qewwalهای آینده سه پیشنیاز بنیادی برقرار است:
- شناخت آموزههای دینی،
- سخنوری و صدایی خوشطنین،
- تسلط بر سازهای مقدس Def و Şibab.
ترتیب آن درخور توجه است: نخست موسیقی، سپس متنها. پس از آموزش موسیقایی، آشنایی با مجموعهی متون آغاز میشود، آن هم با توالی ثابت, نخست دعاها، سپس متنهای مردگان، بعد Beytهای مربوط به وظایف دینی، متنهای مراسم در Lalîş (لالش)، متن ترانهها و در پایان تفسیر متنهای دینی (Encyclopædia Iranica «Qawl»; Dulz و دیگران).
بیرون از گروه Qewwalها نیز دانش متون دینی منتقل میشود, مثلاً در خانوادههای Şêx و Pîr، یعنی طبقات دینیِ موروثی ایزدیها. شیوهی یادگیری همهجا یکی است: سراسر شفاهی، بدون یادداشت مکتوب هنگام اجرا. متن و ملودی یا با هم آموخته میشوند یا پیدرپی, نخست متن، و ملودی ماهها بعد. راویان متخصص را qewlbêj («گویندهی Qewl») نیز مینامند (Amy de la Bretèque & Omarkhali).
وضعیت امروز
شمار Qewwalهای Bahzanê و Başîqa بهسرعت کاهش مییابد. دلایل آن: کهولت Qewwalهای فعال، بیعلاقگی نسل جوان به آموزش طولانی و پرمشقت, و از ۲۰۱۴ آوارگی: Başîqa و Bahzanê در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال بهاصطلاح «دولت اسلامی» درآمدند و مردم ناچار به گریز شدند (Dulz و دیگران; The Dial). اینکه آیا و چگونه در دیاسپورا, مثلاً در آلمان, آموزش تازهای برای Qewwalها میتواند شکل بگیرد، هنوز روندی گشوده است؛ تاکنون گزارشهای معتبری از ساختارهای آموزشی فعال در تبعید در دست نیست.
۵. چرا شفاهی؟ دینِ بدون کتاب
تابوی کتابت
اینکه ایزدیها متنهای مقدس خود را نمینوشتند، کمبود نبود، بلکه قرنها اصلی دینی بود. خواندن و نوشتن در درون جامعه از نظر دینی عمدتاً به یک دودمان واحد اختصاص داشت, برای دیگران عملاً تابوی کتابت برقرار بود. از همینروست که Qewlها در انتقال دانش دینی همان جایگاه مرکزی را دارند که در یهودیت، مسیحیت و اسلام کتابهای مقدس دارند (Kreyenbroek & Rashow 2005).
به این، رازداری نیز افزوده میشد: متنها از بیگانگان پنهان نگاه داشته میشدند. دینی که قرنها آزار دیده بود, حافظهی ایزدی Fermanهای متعددی را برمیشمارد (فرمانهای پیگرد و کشتارها؛ بنگرید به نسلکشیهای ایزدیان), دلایل خوبی داشت که درونیترین گوهر خود را فاش نکند. نتیجه: تا اواخر قرن بیستم، دانش غربی گمان نمیبرد که پشت این دینِ بهظاهر «بیکتاب»، مجموعهی متنیِ عظیم و دقیقاً منتقلشدهای نهفته است.
حاشیه: Mishefa Reş و Kitêba Cilwe: «کتابهای مقدسی» که نبودند
هر که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در غرب در پی کتابهای مقدس ایزدیها میگشت، به دو دستنوشته برمیخورد: Mishefa Reş («کتاب سیاه») و Kitêba Cilwe («کتاب تجلی»). هر دو در میان دلالان نسخههای خطی و مبلغان مذهبی دستبهدست میگشتند و مدتها مقدسات اصیل این دین پنداشته میشدند.
پژوهش امروز داوری دیگری دارد: این دستنوشتهها جعلیاتی از غیرایزدیها شمرده میشوند, از جمله دلال نسخههای خطی، Jeremiah Shamir در موصل، در مظان اتهام است. Philip Kreyenbroek به زبانِ زمانپریش (ویژگیهای گویش کردی جنوبی بهجای Kurmancî سنت اصیل)، به وامواژههای عربی و ترکی و نیز به نبودِ پیوند با هستهی سنت شفاهی اشاره میکند: تألیفی متأخر که بنمایههای اصیل را با محتوای ساختگی میآمیزد (Cheung; Wikipedia «Yazidi Black Book»). نمونهای گویا از ناسازگاریها: «کتاب سیاه» یکشنبه را نخستین روز آفرینش مینامد, سنت شفاهی، شنبه را.
در اینجا ارزیابی محترمانه مهم است: هر آنچه در این متنها آمده جعلی نیست. محتواها, کیهانزایی، چهرههای قدیسان, تا اندازهای بازتاب سنت اصیل ایزدی است که به گردآورندگان رسیده بود. آنچه جعلی است جایگاه است: این ادعا که اینجا مقدسِ مکتوبِ اصیل ایزدیها در دست است. «کتاب مقدس» راستین ایزدیها هرگز روی کاغذ نبود, بلکه کلامِ آوازیِ Qewlهاست. این پرسشها را بهتفصیل مقالههای متنهای مقدس و جعلیات و افتراها بررسی میکنند.
۶. از صدا به نوشتار: مکتوبسازی و پژوهش
پیشگامان دههی ۱۹۷۰
تنها در دههی ۱۹۷۰ بود که روشنفکران ایزدی خود به نوشتن متنهای مقدس پرداختند, نخست فقط گونههای پرمنزلتتر. نقطهی عطف این جنبش، مجموعهی «Êzdiyatî» (۱۹۷۹) از Xelîl Cindî Reşo (Khalil Jindy Rashow) و Pîr Xidir Silêman (Sileman) است. در این کتاب از جمله کاملترین روایت Qewlê Tawûsî Melek منتشر شد؛ Philip Kreyenbroek آن را در ۱۹۹۵ دوباره منتشر کرد (Kreyenbroek & Rashow 2005; Asatrian & Arakelova).
این گام در درون جامعه بههیچروی بدیهی نبود, به معنای گسستن از تابوی چندصدسالهی کتابت بود. اینکه آن را ایزدیانی از طبقات دینی خود برداشتند، به مکتوبسازی مشروعیت بخشید.
مجموعههای اصلی علمی
پژوهش بینالمللی بر کارهای مقدماتی گردآورندگان ایزدی بنا شده است. امروز چهار اثر، بنیاد را تشکیل میدهند:
- Kreyenbroek & Rashow, God and Sheikh Adi are Perfect (Harrassowitz 2005), گزیدهی معرفِ گونههای اصلی همراه با ترجمه و تفسیر. ترجمهها از Kreyenbroek است؛ مبنا عمدتاً آوانگاریهای Rashow از ضبطهای صوتی بود, یعنی نوشتار تا امروز هم در پیِ صدا میآید.
- Khanna Omarkhali, The Yezidi Religious Textual Tradition: From Oral to Written (Harrassowitz 2017), ارائهی جامع مقولهها، انتقال (Transmission)، مکتوبسازی (Skripturalisierung) و کانونسازیِ آغازین. Omarkhali خود از خانوادهای Pîr برخاسته و نگاه درونی و پژوهشی را به هم میپیوندد.
- Christine Allison, The Yezidi Oral Tradition in Iraqi Kurdistan (2001), پژوهش مرجع دربارهی سنت شفاهی دنیوی و غیردینی، که سنت مقدس در برابر آن برجسته میشود.
- Eszter Spät, Late Antique Motifs in Yezidi Oral Tradition (Gorgias 2010), بنمایههای متعلق به دوران باستان متأخر (گنوسی) را در متنهای شفاهی نشان میدهد؛ فیلم مستند او «Following the Peacock» نیز بر پژوهش میدانیاش در Şingal (۲۰۱۱/۱۲) استوار است.
به اینها ویرایشهای متنی سرودهای منفرد افزوده میشود، مانند ویرایش Artur Rodziewicz از سرودهای کیهانزایی Qewlê Zebûnî Meksûr و Qewlê Bê û Elîf (متن Kurmancî با ترجمه و تفسیر).
۷. Qewlهای مهم بهتفصیل
از مجموعهی حدوداً ۱۰۰ Qewl که اصیل شمرده میشوند، در اینجا مستندترینها معرفی میشوند.
Qewlê Zebûnî Meksûr: سرود ناتوانِ شکسته
سرود آفرینشِ مرکزی ایزدیها. در آن از Melik Fexredîn, یکی از فرشتگان مقدس, خواسته میشود آفرینش را روایت کند: خداوند از مروارید آغازین (dur) بیرون میآید؛ از راه عشق (mihbet) موجودات الهی پدیدار میشوند، در میانشان Siltan Êzîd؛ خداوند Xerqe، جامهی مقدس، را آماده و تقدیس میکند (Cheung; Kreyenbroek & Rashow 2005). این سرود از بلندمرتبهترین متنها، یعنی Qewlên Beran است و به Şêx Fexir نسبت داده میشود. ویرایش و ترجمهی علمی آن را Kreyenbroek & Rashow (2005) انجام دادهاند؛ ویرایشی لهستانی را Rodziewicz عرضه کرد.
Qewlê Afirîna Dinyayê: سرود آفرینش جهان
دومین سرود بزرگ کیهانزایی. روند آفرینشی مشابه را روایت میکند, مروارید، «قلم قدرت/تقدیر»، خمیرمایه در اقیانوس آغازین، Çar Yar («چهار یار»), و افزون بر آن چهرهی نوح (Nûh) را نیز در بر میگیرد (Cheung). این سرود همراه با Zebûnî Meksûr نشان میدهد که آموزهی آفرینش ایزدی در یک متن واحدِ لازمالاجرا تثبیت نشده، بلکه در چند سرودِ مکمل یکدیگر زنده است.
Qewlê Tawûsî Melek: سرود فرشتهی طاووس
ستایشی از فضیلتهای Tawûsî Melek: نیرویش، نیکیاش، قدرت بیکرانش. این سرود نیایشهایی در بر دارد چون: «ای سرور من، تو فرشتهفرمانروای جهانی … تو از دیرباز ازلی هستی.» کاملترین روایت را Sileman & Jindy در ۱۹۷۹ در «Êzdiyatî» منتشر کردند؛ Kreyenbroek آن را در ۱۹۹۵ دوباره منتشر کرد. درخور توجه: بنا بر وضعیت کنونی پژوهش، این Qewl جزء ثابت آیینهای عملی نیست، بلکه بیشتر گونهای نیایش آزاد است (Asatrian & Arakelova). دربارهی الهیات فرشتهی طاووس بنگرید به مقالهی Tawûsî Melek.
Beyta Cindî و Qewlê Kofa: بانگ بیداری
Beyta Cindî («Beyt مؤمنِ ساده») یکی از شناختهشدهترین Beytها در میان ایزدیهاست. این متن مؤمنان را فرا میخواند «از خواب برخیزند» و با جهانِ سخت روبهرو شوند, بنمایهای که Eszter Spät آن را «بانگ بیداریِ» گنوسی تفسیر کرده است: بنمایهای که سنت ایزدی را با جریانهای دینی دوران باستان متأخر پیوند میدهد (Spät). Beyta Cindî اغلب همراه با Qewlê Kofa («سرود سرپوش») خوانده میشود، که بیان ادبیِ وعدهی پاداش آسمانی است؛ در اینجا نیز Def و Şibab نواخته میشوند.
سرودهای دیگر
افزون بر اینها، Qewl کیهانزاییِ Qewlê Bê û Elîf («سرود ب و الف»؛ ویرایش Rodziewicz) چندبار مستند و علمی ویرایش شده است. در کنار آن، Qewlها و Beytهای فراوان دیگری وجود دارند که تاکنون تنها بهصورت عنوان یا ضبط صوتی مستند شدهاند, نشانهای از اینکه چه حجم بزرگی از کارِ بازشناسی هنوز در پیش است.
۸. پس از Ferman سال ۲۰۱۴: خطر و نجات
نسلکشی بهمثابه فاجعهی دانش
حملهی بهاصطلاح «دولت اسلامی» به Şingal (سنجار) در اوت ۲۰۱۴, در شمارش ایزدی، تازهترین Ferman, نهتنها جنایتی علیه انسانها، بلکه فاجعهای برای حافظهی جمعی نیز بود. تا ۵٬۰۰۰ ایزدی کشته شدند، دستکم ۶٬۸۰۰ نفر ربوده شدند (حدود ۲٬۷۰۰ نفر همچنان ناپدیدند)، نزدیک به ۵۰۰٬۰۰۰ نفر آواره شدند (آمار UNHCR به نقل از The Dial؛ بهتفصیل: نسلکشیهای ایزدیان).
برای سنت شفاهی این یعنی: بسیاری از حاملان سنتِ روایت کشته شدند. بازماندگان دچار ترومایند، که خودِ یادآوری را آسیب میزند؛ راوی و شنونده, دو قطبی که سنت شفاهی میانشان زندگی میکند, در سراسر جهان پراکنده شدهاند. حاملانِ سالخوردهی دانش میمیرند، پیش از آنکه دانششان ضبط شود: چنین بود که Mîrza Xetarî، که «یکی از مهمترین نگاهبانان تاریخ شفاهی» شمرده میشد، در دههی نود زندگیاش درگذشت (The Dial).
نسلکشی در اینجا شتابدهندهی فرسایشی است که پیشتر آغاز شده بود: سیاست عربیسازی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، رقابت تلویزیون و گوشیهای هوشمند بر سر شبهایی که پیشتر در آنها روایت و آواز جریان داشت، و زوال خزندهی زبان Kurmancî, بهویژه در دیاسپورا (The Dial). جوامع بزرگ دیاسپورا در آلمان و نیز در روسیه و ارمنستان هم با این مشکل روبهرویند که انتقال سنتی در تبعید دشوار شده است (Amy de la Bretèque & Omarkhali).
پروژههای نجات
در برابر این زوال، از ۲۰۱۴ چندین ابتکار چشمگیر فعالیت میکنند:
- آرشیو TewTew. بنیانگذاردهی شاعران ایزدی Zêdan Xelef و Emad Bashar که در دانشگاه دهوک با هم آشنا شدند. این پروژه ترانهها و روایتها را به Kurmancî ضبط و آنلاین منتشر میکند؛ بنا بر گزارشها، آرشیو ۸۴ ضبط صوتی و تصویری را در بر میگرفت و راهاندازی عمومی آن از طریق University of Exeter انجام شد (The Dial).
- AMAR Foundation. این بنیاد بریتانیایی موسیقی (مقدس) ایزدی را ضبط و آموزش میدهد, از جمله با یک گروه کر زنان در اردوگاهی برای آوارگان داخلی. این کار را British Council Cultural Protection Fund پشتیبانی میکند (AMAR Foundation).
- Yazidi Cultural Archives (Jameel Arts & Health Lab). آرشیوی دیجیتال و چندرسانهای از میراث فرهنگیِ در خطرِ ایزدی، همراه با کارگاههای هنری برای زنانِ بازمانده, پاسداری و درمان در یک پروژه (Jameel Arts & Health Lab).
بدینسان جنبشی دوگانه پدید میآید: سنتی که قرنها درست بهواسطهی شفاهی بودن و رازداریاش دوام آورد، اکنون با ضبط، مکتوبسازی و دیجیتالیسازی نجات مییابد, به دست خودِ ایزدیها، در همکاری با پژوهش بینالمللی. صدا همچنان اصل است؛ نوشتار و فایل، پژواک و پشتوانهی آناند.
۹. مرور اصطلاحات
| اصطلاح | معنا |
|---|---|
| Qewl | سرود دینی؛ بالاترین گونه، الهامیافته از خدا شمرده میشود |
| Qewlên Beran | «سرودهای قوچ»؛ بلندمرتبهترین گروه Qewlها، اجرا در Sema |
| Sema | موکب رسمی بزرگان دینی |
| Beyt | شعر/ترانه دربارهی وظایف جامعه؛ بسیار محترم، اما نه الهامیافته از خدا |
| Du’a | دعا |
| Dirozge | دعایی با فهرست بلند قدیسان مهم |
| Qesîde | چکامهی ستایش، منسوب به شاگردان Şêx Adî |
| Qewwal | راوی از Başîqa/Bahzanê؛ نگاهبان و انتقالدهندهی متنهای مقدس |
| qewlbêj | «گویندهی Qewl»؛ راوی متخصص |
| Def | طبل قابیِ مقدس |
| Şibab | نیِ مقدس |
| kubrî | ملودیهای وابسته به متنها |
| Tawûsgeran | گرداندن عَلَمهای Tawûsî Melek در میان جوامع |
| Tawûsî Melek | فرشتهی طاووس، بلندپایهترین فرشته, هرگز «شیطان» نه |
| Ferman | فرمان پیگرد/کشتار؛ نام نسلکشیهای ایزدیان |
| Mishefa Reş / Kitêba Cilwe | «کتابهای مقدسِ» جعلشده (جعلیاتی با بخشی از سنت اصیل) |
Quellen
Alle Quellen wurden für das zugrunde liegende Recherche-Dossier am 11. Juni 2026 abgerufen und verifiziert.
- FU Berlin, Institut für Iranistik: Verlagsseite zu Kreyenbroek & Rashow, God and Sheikh Adi are Perfect (Iranica 9, Harrassowitz 2005), https://www.geschkult.fu-berlin.de/en/e/iranistik/publikationen/iranica/iranica09/index.html
- Estelle Amy de la Bretèque & Khanna Omarkhali: „The Yezidi Religious Music", Oral Tradition Journal, https://oraltradition.org/the-yezidi-religious-music/
- Wikipedia (en): „Yazidi literature" (mit Belegen aus Kreyenbroek/Rashow 2005, Omarkhali 2017, Allison 2001), https://en.wikipedia.org/wiki/Yazidi_literature
- Khanna Omarkhali: The Yezidi Religious Textual Tradition: From Oral to Written (Harrassowitz 2017), Volltext-PDF der Universität Göttingen, https://www.uni-goettingen.de/de/document/download/7aa23de7edf74949749e706f404d2d4e.pdf/Omarkhali_Yezidi_Religious_Textual_Tradition_2017.pdf
- Harrassowitz-Verlagsseite zu Omarkhali 2017, https://www.harrassowitz-verlag.de/title_1833.ahtml
- Birgül Açıkyıldız: The Yezidis: The History of a Community, Culture and Religion (I.B. Tauris 2010/2014), Besprechung der LSE Review of Books, https://blogs.lse.ac.uk/lsereviewofbooks/2014/11/26/book-review-the-yezidis-the-history-of-a-community-culture-and-religion-by-birgul-acikyildiz/
- Encyclopædia Iranica: „QAWL", https://www.iranicaonline.org/articles/qawl/
- Eszter Spät: „The Song of the Commoner: The Gnostic Call in Yezidi Oral Tradition", https://www.academia.edu/33663927/THE_SONG_OF_THE_COMMONER_THE_GNOSTIC_CALL_IN_YEZIDI_ORAL_TRADITION · Dissertation (CEU Budapest 2009): https://www.etd.ceu.edu/2009/mphspe02.pdf
- Johnny Cheung: „On the Tales of Creation recounted by the Yezidi singers", Forschungsblog Yezidi Stories (hypotheses.org/OpenEdition), https://yes.hypotheses.org/36
- The Dial (Issue 22): „Saving Yazidi Song" (TewTew-Archiv, Genozid-Folgen), https://www.thedial.world/articles/news/issue-22/yazidi-oral-tradition-kurmanji
- Wikipedia (en): „Yazidi Black Book", https://en.wikipedia.org/wiki/Yazidi_Black_Book · „Yazidi Book of Revelation", https://en.wikipedia.org/wiki/Yazidi_Book_of_Revelation
- Garnik Asatrian & Victoria Arakelova: „Malak-Tawus: the Peacock Angel of the Yezidis" (zur Publikationsgeschichte des Qewlê Tawûsî Melek), https://www.academia.edu/3172037/Malak_Tawus_the_Peacock_Angel_of_the_Yezidis
- Irene Dulz u. a.: Social Change Amidst Terror and Discrimination: Yezidis in the New Iraq (ETH Zürich / MEI), https://www.files.ethz.ch/isn/90905/No_18_Social_Change_Amidst_Terror.pdf
- Wikipedia (en): „Eszter Spät", https://en.wikipedia.org/wiki/Eszter_Spät · Gorgias Press: Late Antique Motifs in Yezidi Oral Tradition (2010), https://dokumen.pub/late-antique-motifs-in-yezidi-oral-tradition-9781463222024.html
- AMAR Foundation: Yazidi-Musik-Projekt / Genozid-Gedenken, https://www.amarfoundation.org/uk-news/remembering-the-yazidi-genocide/
- Jameel Arts & Health Lab: „Yazidi Cultural Archives" (Case Study), https://www.jameelartshealthlab.org/case-studies/yazidi-cultural-archives
- Artur Rodziewicz: Jezydzkie hymny kosmogoniczne: Qewlê Zebûnî Meksûr i Qewlê Bê û Elîf (Edition Kurmancî, Übersetzung, Kommentar), https://www.academia.edu/38199521/
یادداشت: گزارههایی که در منابع تنها بهصورت محدود تأییدپذیر بودند (جزئیات آموزش بنا بر Encyclopædia Iranica؛ شمار ضبطهای TewTew)، در متن با احتیاطِ متناسب صورتبندی شدهاند.
این مقاله بخشی از ویکی چندزبانهی Êzdîxan است.
محتوای مرتبط
فهرست
Kommentare
Noch keine Kommentare — sei der Erste.